فارکس های ایرانی

مقایسه تحلیل تکنیکال و بنیادی

0:17

بررسی و مقایسه بازدهی اکتسابی ناشی از انتخاب سهم براساس تحلیل بنیادی و تحلیل تکنیکی در بورس اوراق بهادار تهران

در تحقیق حاضر با توجه به اهمیت سرمایه‌ گذاری در بورس اوراق بهادار و توجه ویژه دولت ها به رونق این بخش از اقتصاد به دنبال معرفی بهترین روش سرمایه‌ گذاری از بین دو روش تخصصی مطرح در بازار سرمایه یعنی روش تحلیل بنیادی و تحلیل تکنیکال هستیم . محقق مدعیست که سرمایه‌گذاری براساس تحلیل بنیادی بازدهی بیشتری نسبت به سرمایه‌گذاری براساس تحلیل تکنیکال بدست می دهد . باتوجه به این ادعا می بایست میانگین بازدهی حاصل از هریک از این روش‌ها محاسبه شده و با یکدیگر ارزیابی و مقایسه شوند. این تحقیق از نظر هدف کاربردی و از نظر روش توصیفی مقایسه‌ می باشد که ماهیتا پس‌ رویدادی بوده و به اطلاعات کمی گذشته توجه می نماید . نتایج حاضل از آن است که میزان بازدهی اکتسابی از روش تحلیل بنیادی بیشتر از تحلیل تکنیکی بوده و در دوره دو ساله مورد بررسی اداعای محقق را تأیید می نماید.

کلیدواژه‌ها

20.1001.1.2322200.1394.19.2.3.3

عنوان مقاله [English]

Study and comparison of Returns resulting from accessing share on base of fundamental and technical analysis in Tehran stock exchange

نویسندگان [English]

  • abbas Saleh Ardestani 1
  • hadi varzeshkar 2

with due attention to importance of investment in stock exchange and special attention of governments to prospering of this part of economy , in this research we want to introduce the best method of investment between two specialized common methods namely fundamental analysis and technical analysis . It is claimed by the investigator that investment on base of fundamental analysis is more efficient than by technical analysis . Therefore average efficiency of each method should be accounted and then compare with each other . This investigation for purpose of objective is applying and for purpose of method is descriptive - comparative and by nature is post-happening and considers past quantitative information . The results show that efficiency of fundamental analysis is more than technical analysis through the two years period of study مقایسه تحلیل تکنیکال و بنیادی and it verify investigator claim . ` ` ` ` ` ` ` ` ` ` ` `

معرفی تحلیل تکنیکال

Technical تکنیکال - http://abcbourse.ir/

امروزه سرمایه گذاری در بازارهای معاملاتی مانند بورس، طلا،ارز و… در بین مردم جهان طرفداران زیادی پیدا کرده است. در کشور ما نیز به خاطر نوسانات زیاد در بازارهای مالی مردم به دنبال حفظ ارزش پول خود و سود بردن از این جریان هستند . اما سرمایه گذاری در بورس یا هر بازار مالی دیگری نیاز به مهارت های خاص خود دارد. از جمله پر کاربردترین این ابزار ها تحلیل پایه و تحلیل تکنیکال می باشد. تحلیل تکنیکال به خاطر سرعت عمل در تجزیه و تحلیل سهام، عرض یا هر کالایی در بین تحلیلگران بیشتر مورد استفاده قرار می گیرد.

تحلیل تکنیکال در بازار های مالی روشی برای پیش بینی رفتار احتمالی نمودار از طریق داده های گذشته همچون قیمت و تغییرات آن، حجم معاملات و … است. این روش در تمام بازار هایی که بر اساس عرضه و تقاضا فعالیت می کنند کاربرد دارد، بازار های همچون ارزهای خارجی، بورس اوراق بهادار و بازار طلا، فلزات گران بها و مسکن را با استفاده از این روش می توان تحلیل کرد. تحلیلگران تکنیکال بر خلاف تحلیلگران بنیادی ارزش ذاتی اوراق بهادار را اندازه‌گیری نمی‌کنند، آنها از روی تحلیل و بررسی نمودارها رفتار آتی قیمت را پیش بینی می کند.

پایه و اساس تحلیل تکنیکال

ابتدا شخصی به نام داو نظریه ای را در قرن بیستم میلادی مطرح کرد که در سال های بعد باعث به وجود آمدن تحلیلی به عنوان تحلیل تکنیکال شد.تئوري داو نظريه اي را بنيان گذاري کرد که بعدها به عنوان تحلیل تکنیکال نوين شناخته شد. از نوشته های به جا مانده از داو مشخص است که سه قضیه از نظر آن بسیار مهم بوده است.

1- نوسان قيمت بیانگر همه چیز است.

از آنجا که هر عاملی حال چه سیاسی، چه اقتصادی، اجتماعی و یا…بر قیمت سهام موثر است در نمودار مشخص می شود. هر تغییر قیمتی با یک محرک خارجی همراه بوده و از این جهت بررسی دقیق و تحلیل این موارد بسیار حائز اهمیت است. با استناد به این دلایل می توان گفت که تحلیل نمودار قیمت های گذشته به ما امکان پیش بینی آن در آینده را می دهد. از این دلیل به عنوان مهمترین اصل تحلیل تکنیکال نیز نام برده می شود.

در تحليل پايه اي به اینکه چرا این اتفاق برای سهم افتاده است توجه می شود درست برعکس تحلیل تکنیکال زیرا در این تحلیل، تحلیلگر به نمودارها دقت می کند و به چرایی عوامل تاثیرگذار بر سهم توجه ندارد و به دنبال پیدا کردن روند برای پیش بینی حرکت سهم است.

2- تکرار تاريخ

تحلیل تکنیکال رابطه مستقیمی با روانشناسي انسان دارد.حالات روانشناسی بازار را توسط الگوهای گرافیکی در نمودارها نمایش داد. اين الگوهاي قيمت در صد سال گذشته تقسيم بندي شده است. همچنین می توان روند بازار را تشخیص داد.

3- حرکت قيمت در يک روند جابجا می شود.

این قضیه شاکله همه متدهای تحلیل تکنیکال را شکل می دهد و در زمانیکه حرکت قیمت با روند بازار همجهت باشد امکان پیش بینی به وجود می آید. در اینصورت دو حالت پیش می آید؛
احتمال ادامه روند فعلی بسیار زیاد است و قيمت به قبل باز نخواهد گشت، مگر بخاطر برخی از بی نظمی ها در بازار .

در صورتی که روندی مخالف روند فعلی شکل بگیرد روند قبلی تغییر می کند. یعنی زمانیکه روندی نزولی است. این روند ادامه پیدا خواهد کرد مگر روندی مخالف آن شروع به شکل گیری کند.

تعریف روش تکنیکال

به تحلیلی که با کمک شکل و نمودار انجام گیرد و با آن بتوان حرکت سهام در آینده را با نگاه به گذشته سهم پیش بینی کرد تحلیل تکنیکال می گویند.

امکان استفاده از تحلیل تکنیکال برای سهام، شاخص يا کالا و غيره وجوددارد. رياضيات در این تحلیل بسیار دخیل است در چارت و انديکاتور (شاخص) نمایان می شود.

اعتقاد يک تحليل گر تکنيکال براین است که در سابقه قیمت هر سهام همه اطلاعات آن وجود دارد و می توان روند حرکت قيمت آن را درآینده پيش بيني کرد. سرعت تحلیل تکنیکال بسیار بالا است و شما درقیاس با تحلیل پایه در زمان کمتر،تعداد سهام بیشتری را می توانید تحلیل کنید.

تحلیل تکنیکال برخلاف تحلیل پایه می تواند توسط هر فردی صورت بگیرد و دانش زیادی در زمینه های سیاسی و اقتصادی لازم ندارد. این روش تحلیل بسیار در بین تحلیل گران طرفدار دارد به طوریکه تحلیلگران در همه جای دنیا با کمک آن سود بدست می آورند. یکی از دلایل محبوبیت تحلیل تکنیکال سرعت آن در تحلیل می باشد.

قابلیت های تحلیل تکنیکال

تمرکز روي قيمت: یکی از تفاوت های مهم در تحلیل تکنیکال سرعت در پیش بینی است و این بخاطر متمرکز بودن تحلیلگران تکنیکال روی قیمت است. این تمرکز به تحلیلگر این قدرت را می دهد که سهام یا ارز مورد نظر را در 6 ماه آینده پیش بینی کند. تحلیل گران بایستی بازار را به دقت رصد کنند و به دنبال نشانه های تغییر روند باشند این نشانه ها می توانند کمک کنند تا زمان جهش سهام و ارز یا سکه را بفهمند.

1- از این نشانه ها می توان به افزایش تقاضا برای خرید اشاره کرد که علامتی از سمت بازار برای تغییر مثبت آن می باشد. همچنین زمانیکه افزایش عرضه دیده می شود علامتی است به معنی کاهش قیمت آن سهم. همین توجه و تشخیص تفاوت ها بین این دوحالت می تواند معاملات یک سرمایه گذار تکنیکال را از معاملات دیگر سرمایه گذاران بسیار متفاوت کند.

2- قابلیت استفاده در تمامي نمودارها: در همه بازار های معاملاتی معامله گران و تحلیلگران به دنبال استراتژی های مفید تر هستند تا از آن برای پیش بینی بهتر در زمان سریع تر بهره ببرند. با تحلیل تکنیکال می توان نمودارها و چارتهای موجود در هر بازاری را بررسی و تحلیل کرد. يک تحليلگر تکنيکال مي تواند از استراتژي خود در تمام بازارها و روي تمام چارتها استفاده کند. در مقابل تحلیلگران پایه که باید تحلیل خود را بر صورت های مالی که ممکن است کثرت داشته باشند، انجام بدهند، تحلیل تکنیکال بر نمودارها تمرکز دارد که این خود مزیت بزرگی است.

بررسی صورت های مالی، گزارش های ماهانه، سالانه، تجزیه و تحلیل اعداد و ارقام حسابداری شرکت، رصد و دنبال کردن اخبار روز سیاسی، اقتصادی و … می توانند زمان بسیار زیادی را از تحلیلگران خواهد گرفت و تحلیل تکنیکال راه سریعتری را برای سرمایه گذاران فراهم کرده است.

3- پيشينه قيمت بصورت تصويري: نمودار یک شکل و نمایش تصویری از روند قیمت در محدوده زمانی مشخص است.این نمودار ها حتی برای تحلیلگران پایه نیز سودمند است زیرا اطلاعات زیادی را به آسانی و در زمان کم بدست می آورند. دستیابی به این اطلاعات با نگاه کردن به یک نمودار در مقایسه با جدولی از اعداد بسیار آسانتر است. نمودار بسيار خواناتر و گوياتر از يک جدول اعداد است.

4- حمايت / مقاومت: درجه حمایت و مقاومت بر اساس دوره های تراکم مشخص می شود . منظور از دوره تراکم محدوده قیمتی که قیمت تغییر می کند است. اگر قیمت از این محدوده عبور کند به این معنی است که تغییری در عرضه و تقاضا به وجود امده است و یکی بر دیگری پیروز شده و غلبه کرده است.

5- تشخيص زمان خريد به سهولت: تحليل تکنیکال در تشخيص زمان خريد کمک زيادي مي کند. روش بنيادي براي شناسايي سهام مناسب برای خريد و تحلیل تکنیکال براي تشخيص زمان خريد مناسب است. زمان مناسب خريد، نقش مهمي در عملکرد تحلیلگر دارد. تحلیل تکنیکال مي تواند در تشخيص تقاضا يا عرضه و همچنين زمان خروج از بازار موثر واقع شود. خروج از بازار در نرخ هايي بالاتر از عرضه و يا خريد در نرخ هايي در نزديکي نرخ هاي تقاضا بازده را بهبود می بخشد .

سابقه تاريخي قيمت يک سهم مهم می باشد، زیرا اگر شما سهمي را در دو سال گذشته به عنوان يک سهم عالي تشخیص داده اید ولي روند ثابت بود نشان می دهد بازار سهام مخالف نظر شما را دارد. سهمي که به اندازه زياد رشد کرده بايد منتظر عقبگرد آن سهم بود. يا اگر سهمي بیش از حد مورد انتظار افت داشته شايد اين ارزش را داشته باشد که آن را بخريد و توقع روند رو به رشدش را داشته باشید.

چه اطلاعاتی از نمودار بدست می آوریم؟

یک نمودار بر حسب اینکه در تحلیل تکنیکال چه قدر مهارت پیدا کرده اید می تواند اطلاعات زیادی در اختیار تحلیلگر قرار دهد. از قبیل اطلاعاتی که می توان بدست آورد؛ واکنشهاي قبل و بعد از اتفاقات مهم، نوسانات گذشته و حال، حجم و مبلغ معاملات گذشته، وضعيت نسبي يک سهم نسبت به کل بازار می باشد.

عیب های تحلیل تکنیکال

1- سلایق یک تحلیلگر تکنیکال بر تصمیم گیری آن تاثیر زیادی دارد: همانند تحليل بنيادي، تحلیل تکنیکال ذهني بوده و علايق شخصي تحليل گر در آناليز تاثير گذار می باشد. در نظر داشتن اين مطلب در هنگام بررسی يک نمودار مهم است . اگر تحليل گر تعصب خاصی روي سهمي داشته باشد تمام تحليل وي تحت تاثير قرار خواهد گرفت و همچنين چنانچه نسبت به يک سهم بدبين باشد نتيجه تحليل احتمالا انتظار روند نزولي خواهد بود.

2- نمی توان سهام تازه وارد را ارزشگذاري کرد: از جمله نقاط ضعف تحلیل تکنیکال مي توان به دشواري مقایسه تحلیل تکنیکال و بنیادی در جمع آوری اطلاعات برای نرم فزار جهت استفاده از نمودارهاي قيمت اشاره کرد. همچنين تحليل تکنيکال در بررسي سهام تازه عرضه شده ناتوان است.

3- پشيمان شدن سرمايه گذاران و بازار: تمامي الگوها و علايم خريد و فروش با تحلیل تکنیکال هميشه درست از آب در نمي آيد .قوانين تکنیکال هميشه صدق نمي کنند و مي تواند تحت تاثير پارامترهایي مثل حجم و ارزش معاملات نیز قرار بگيرد. يک نمودار ميانگين 50 روزه ممکن است براي تشخيص نقاط حمايت / مقاومت شرکت بانک پاسارگاد بسيار خوب کار کند ولي نمودار ميانگين 70 روزه براي سهم بانک کشاورزی ممکن است بهتر کار کند. اینکه خيلي از مباني تحليل تکنيکال کليت دارند درست است. سهام هر شرکت خصوصيات و مشخصات خاص خود را داراست. ممکن است اين قانون براي يک سهم کار نکند ولی براي ديگري موثر باشد .

4- امکان تفاسير مختلف: با اینکه اصول و قواعدی وجود دارد اما ممکن است دو تحلیلگر تکنیکال دو تحلیل متفاوت از یک سهم در یک زمان داشته باشند که این نیز خود از همان علایق نشات می گیرد.

در حاليکه اين مي تواند نا اميدکننده به نظر برسد، تحلیل تکنیکال بيشتر شبيه هنر است تا علم. اينکه نيمه پر يا خالي ليوان را ببينيم بستگي به نظر بيننده دارد.

4 تفاوت تحلیل تکنیکال باتحلیل بنيادي

تفاوت های زیادی بین تحلیل تکنیکال و تحلیل بنیادی(پایه) وجود دارد که در زیر به چهار مورد از مهمترین تفاوت های آنها اشاره می کنیم.

1. در روش بنيادي هدف شناسایی موارد اثر گذار بر ارزش ذاتي فعلي و آينده سهام با تاکيد بر گزارش و صورت های مالی، بنيادهاي اقتصادي و عوامل درون شرکتی است. در تحلیل تکنیکال هدف بررسی موارد تاثير گذار بر قيمت با توجه به اشتياق بازار می باشد.

2. روش بنيادي به بررسي مطلوبيت يک سهم مي پردازد ولی تحلیل تکنيکال مقبوليت يک سهم را می سنجد.

3. روش بنيادي قادر به ارزش گذاري بر سهام شرکت تازه وارد نیز مي باشد، اما تحلیل تکنیکال در تحليل شرکت هاي تازه وارد ناتوان است. به طور مثال شرکت های عرضه اولی در بورس اوراق بهادار.

4. تحليل بنيادي قدرت و توان يک شرکت را جهت افزايش ارزش بررسی مي کند، تحلیل تکنیکال زمان ورود و خروج به سهم را تعیین مي کند.

تحلیل فاندامنتال چیست؟

یکی از مهارت‌هایی که هر معامله‌گر برای فعالیت در بازارهای مالی باید یاد بگیرید، تحلیل فاندامنتال است. در ادامه با مقایسه تحلیل تکنیکال و بنیادی ما همراه باشید تا درباره تحلیل فاندامنتال، کاربرد آن و تفاوتش با تحلیل تکنیکال بیشتر بدانید.

تعریف تحلیل فاندامنتال و کاربردهای آن

واژه فاندامنتال در اینجا به معنی بنیادین است و تحلیل فاندامنتال همان‌طور که از اسمش پیداست یعنی بررسی عواملی که به طور بنیادی بر قیمت آنچه که شما خرید و فروش یا به اصطلاح‌ترید می‌کنید، اثر می‌گذارند.

در حقیقت بسیاری از عوامل سیاسی و اقتصادی، مسائلی هستند که انتظارات معامله‌گران بازار را تغییر می‌دهند که این امر موجب عدم تعادل بین عرضه و تقاضا و در نتیجه تغییر قیمت‌ها می‌شود. به عبارتی عرضه و تقاضا مهم‌ترین عناصر یک تحلیل فاندامنتال هستند.

معامله‌گران از روش تحلیل فاندامنتال برای اهداف مختلفی در بازارهای مالی استفاده می‌کنند. از جمله:

  • برآورد عملکرد تجاری شرکت‌ها
  • تعیین ارزش سهام شرکت و پیش بینی تغییرات آتی قیمت
  • ارزیابی مدیریت و اتخاذ تصمیمات داخلی جهت محاسبه ریسک اعتباری

تحلیل فاندامنتال چه مزایایی دارد؟

ازجمله مزایای تحلیل بنیادی می‌توان به این مورد اشاره کرد که این تحلیل‌ها به منظور سرمایه گذاری بلند مدت بر روندهای بسیار بلند مدت به خوبی عمل می‌کند. برخی سرمایه گذاران که صنایع و شرکتهای مناسبی را انتخاب می‌کنند می‌توانند با تشخیص و پیش بینی روندهای بلند مدت مصرفی اقتصادی، با استفاده از تحلیل بنیادی سود بدست آورند.

تحلیل بنیادی مناسب همچنین می‌تواند به تشخیص درست شرکتهای نشانگر ارزش خود کمک کند. از دیگر مزایای تحلیل تجاری، افزایش فهم جامعه درمورد تجارت است. در این تحلیل، سرمایه گذار پس از تحلیل و تحقیق با عوامل کلیدی سودرسان و درآمدزا که در یک شرکت مخفی است آشنا می‌شود.

تمام روش‌هایی که در تحلیل بنیادی استفاده می‌شود براساس داده‌های مالی صورت می‌گیرد، به همین دلیل تعصب شخص در آن دخیل نیست.

ارزش دارایی به صورت سیستماتیک محاسبه می‌شود و ارزش بطور دقیق مشخص می‌شود و درنتیجه، برای خرید یا فروش، تصمیمات دقیق‌تری ارائه می‌شود. حسابداری دقیق و تحلیل صورتهای مالی کمک می‌کند اندازه گیری همه چیز در تحلیل بنیادی بهتر انجام شود.

تحلیل فاندامنتال چیست

تحلیل فاندامنتال چه معایبی دارد؟

در تحلیل بنیادی می‌توانید خطای بازار را بشناسید و سهامی را شناسایی کنید که پایین‌تر از ارزش ذاتی درحال معامله است اما یکی از معایب این تحلیل این است که هیچ شاخصی در آن وجود ندارد. به عبارتی در تحلیل بنیادی هیچ شاخصی وجود ندارد که به کمک آن بتوان زمان حرکت سهم به سمت ارزش ذاتی را تشخیص داد.

عیب دیگر تحلیل بنیادی این است که نیازمند تحقیق و مطالعه بسیاری است و انجام این تحلیل زمان بر است. همچنین انجام تحلیل بنیادی در برخی تحلیل‌ها مانند صنعت و ارزش گذاری صنعت می‌تواند پیچیده باشد و نیازمند صرف کار و زمان زیادی است.

علاوه بر موارد فوق، عواملی ممکن است در این تحلیل مشکلاتی را سبب شود. عواملی مانند تغییرات سیاسی، رکودهای غیرمنتظره اقتصادی یا تغییر قانون گذاری می‌تواند باعث ایجاد مشکل در تحلیل بنیادی شود.

روش کار تحلیل فاندامنتال

معامله‌گران به کمک روش تحلیل فاندامنتال در تلاش هستند تا عوامل عدم تعادل قیمت‌ها را در معاملات برای رسیدن قیمت به نقطه تعادل (و متعاقباً کسب سود) بشناسند.

در این روش معامله‌گر با تحلیل اتفاقات و اخبار دنیای واقعی و بر اساس دانش و استراتژی خود، به پیش‌بینی بازار می‌پردازد. استراتژی همان روش محاسبه نقاط ورود به بازار و خروج از آن است. به بیان ساده‌تر تحلیل‌گران فاندامنتال می‌گویند تمام تغییرات در قیمت‌ها حتماً یک علت اقتصادی بنیادی دارد.

به عبارتی دیگر تحلیل‌گرهای فاندامنتال به دنبال چراها و علت‌ها هستند و برای این کار مجموعه‌ای از اطلاعات را برای تحلیل و بررسی بازار گردآوری می‌کنند.

اما سختی کار در روش تحلیل فاندامنتال در این است که بازارهای ارز، کالاها و سهام شرکت‌ها موضوعات معاملاتی کاملاً متفاوتی دارند که نمی‌توان عوامل بنیادی یا‌ همان فاندامنتال مؤثر بر قیمت آنها را به سادگی و با یک روش بررسی نمود. مثلاً فلزات قیمتی و به خصوص طلا دارای ماهیتی دوگانه هستند که به سادگی امکان بررسی و یا پیش‌بینی آن وجود ندارد.

برای درک بهتر موضوع بیایید این مثال را بررسی کنیم که یک تحلیل‌گر فاندامنتال وضعیت بازار طلا و آهن را چگونه می‌بینید؟

بخوانید: پنج مهارت اصلی معامله گر

یک مثال؛ مقایسه تحلیل فاندامنتال برای طلا و آهن!

فرض کنید قیمت یک کیلوگرم طلا امروز حدود 40 هزار دلار و یک کیلوگرم آهن کمتر از یک دلار است. مشخص است که هزینه حمل طلا حتی با هواپیما به نسبت ارزش محموله از هزینه حمل آهن حتی با کشتی (که ارزان‌ترین وسیله حمل کالاست) بسیارکمتر است. به همین دلیل هزینه حمل و نقل در مورد طلا قابل چشم‌پوشی و در مورد آهن بسیار قابل‌توجه است.

در نتیجه اگر در دو نقطه از جهان قیمت طلا اختلاف داشته باشد، می‌توان به سرعت از جایی که ارزان‌تر است خرید و در نقطه‌ای که گران‌تر است، فروخت.

نتیجه این است که قیمت طلا در همه نقاط جهان (صرف‌نظر از هزینه‌ها و محدودیت‌های گمرکی در بعضی کشورها) تقریباً یکسان است. این مطلب نه فقط در خرید و فروش فیزیکی طلا صحت دارد؛ بلکه در قیمت آن در بازارهای مالی جهان که امروز از طریق اینترنت و پلتفرم‌های آنلاین تریدینگ قابل دسترسی هستند نیز، دیده می‌شود.

مثلاً اگر اختلاف قیمت پیشنهادی برای خرید و فروش و قیمت معاملات انجام شده در بورس دوبی و بورس شیکاگو که از مهم-ترین بورس‌های طلا در جهان هستند را در سه سال گذشته بررسی کنید، متوجه می‌شوید که تاکنون اختلافی بیش از یک تیک (10 سنت) آن هم برای مدت چند ثانیه دیده نشده است.

اما این موضوع در مورد آهن صورت مسئله به طور‌کلی متفاوت است. هزینه حمل آهن مثلاً از آمریکا به دوبی آن قدر به نسبت ارزش محموله بالاست که این کار از نظر تجاری هرگز نمی‌تواند سود داشته باشد.

به همین دلیل قیمت آهن در آمریکا و قیمت آن در دوبی می‌توانند اختلاف قابل توجهی داشته باشند. حتی ترند قیمت هم می-تواند جهت‌های متفاوت داشته باشند. یعنی مثلاً به علت افت بازار ساخت‌وساز ساختمان و قیمت املاک در آمریکا قیمت آهن رو به نزول باشد؛ در حالی که در همین زمان به علت رونق شدید ساخت‌وساز بنا و فروش بالای املاک در دوبی قیمت آهن در دوبی هر ‌روز افزایش یابد. این یک مثال واقعی بود که در سال 2008 میلادی مشاهده شد.

از طرفی در مورد آهن قیمت کاملاً منطقه‌ای است. مثلاً قیمت آهن در بندرعباس و آبادان با قیمت آن در دوبی و کویت (شهر‌های ساحل خلیج فارس) با اختلاف کمی، عملاً یکی است. زیرا هزینه حمل آهن بین این شهرها (با کشتی) زیاد قابل‌توجه نیست.

این در حالی است که این قیمت و حتی گاهی‌ترند قیمت آهن بین بندرعباس و بندرانزلی می‌تواند متفاوت باشد. از سوی دیگر قیمت همین استاندارد و فرم آهن (مثلاً میلگرد ساختمانی با یک شماره استاندارد) در بندرانزلی رابطه بسیار نزدیکی با قیمتش در بندرآستراخان روسیه یا بندر شوچنکو در قزاقستان (شهرهای ساحل دریای خزر) دارد.

این دو کالا البته همانطور که ذکر شد مواردی هستند که بسیار باهم متفاوتند و جهت توضیح مطلب به شکل روشن‌تر مطرح شدند. عملاً سایر کالاها هم همین حالت را دارند؛ ولی نه با چنین اختلاف چشمگیری.

به هر حال منطقه‌ای و جهانی بودن قیمت کالاها درجات بسیار متفاوتی دارد که اثر آن بر تحلیل فاندامنتال آن کالاها باید بررسی شوند. مثلاً در مورد مس یا نیکل قیمت از نظر جهانی‌بودن بسیار شبیه به طلا است؛ ولی در مورد شکر یا برنج منطقه‌ای‌تر هستند.

عوامل مؤثر بر تحلیل فاندامنتال

عرضه و تقاضا عوامل اصلی تعیین‌کننده در تحلیل فاندامنتال قیمت کالاها است. علاوه بر مسئله جهانی‌بودن و یا منطقه‌ای بودن قیمت کالاها، باید به هرگونه اخباری که به نحوی بر عرضه و تقاضای کالای مورد نظرتان تأثیر دارد، توجه کنید.

مثلاً اعتصاب طولانی مدت کارگران معادن مس در شیلی (که بزرگ‌ترین صادرکننده مس در دنیاست) و یا بالارفتن تعداد املاک معامله شده در آمریکا (که بزرگ‌ترین بازار جهان است) به ترتیب عرضه این فلز را کم و مصرف آن را بالا می‌برد و مسلماً از نظر تحلیل فاندامنتال قیمت آن افزایش پیدا می‌کند.

بخوانید: چگونه در بورس موفق شویم؟

شرکت‌هایی که کار آن‌ها تحلیل فاندامنتال است

شرکت‌های زیادی وجود دارند که به طور تخصصی دز زمینه گردآوری اطلاعاتی که بر تحلیل فاندامنتال یک موضوع و یا مجموعه‌ای از موضوعات، که معمولاً با هم ارتباط نزدیک دارند کار می‌کنند.

این شرکت‌ها پس از یافتن منابع و گردآوری این اطلاعات توسط تیم‌های خود، اطلاعات گردآوری شده را بررسی و تحلیل می-کنند و درباره تأثیر این مجموعه اطلاعات بر قیمت محصولات یا خدمات مورد مطالعه نظر می‌دهند و معمولاً آن را به صورت یک گزارش به افراد و شرکت‌های متقاضی می‌فروشند.

اغلب این شرکت‌ها به صورت یک آبونمان ماهانه از مشتریان خود کسب درآمد می‌کنند. چنین مبالغی برای یک بانک، صندوق سرمایه‌گذاری و یا یک شرکت درگیر با معاملات مربوطه با مبالغ بالا (چه به صورت تجارت مالی و چه به صورت فیزیکی آن) بسیار ناچیز است.

ولی حتی تریدرهایی با سرمایه‌های متوسط نیز اغلب از مشتریان چنین شرکت‌هایی هستند، چون به جای صرف وقت روی جمع-آوری اطلاعات و تحلیل فاندامنتال، می‌توانند آن را به صورت آماده و تحلیل شده دریافت کرده و وقت و تمرکز فکری خود را روی کار اصلی خودشان یعنی ترید متمرکز کنند و به این ترتیب در کارشان موفق‌تر باشند.

بخوانید: تحلیل تکنیکال چیست؟

مقایسه تحلیل فاندامنتال با تحلیل تکنیکال

تفاوت اصلی تحلیل فاندامنتال با تحلیل تکنیکال در نوع نگرش این روش‌ها به نوسانات قیمت‌ها و تفسیر بازار است. به همین منظور می‌توانیم به سه تفاوت عمده برای این دو تحلیل اشاره کنیم:

اساس کار تحلیل تکنیکال بر پیش‌بینی قیمت سهم در آینده با توجه به قیمت‌های آن در گذشته است. در حالی که تحلیل فاندامنتال بر اساس پیش‌بینی بر مبنای وقایع و رخدادهای واقعی است.

نتایج تحلیل تکنیکال بیشتر کاربرد کوتاه‌مدت دارند. اما تحلیل فاندامنتال معمولاً برای مدت زمان طولانی‌تر به کار می‌رود و جامع‌تر و کامل‌تر است.

تحلیل‌ تکنیکال معلول‌گرا و تحلیل‌ فاندامنتال علت‌گرا هستند. به عبارت دیگر مبنای تحلیل روند قیمت و حجم معاملات است و دلایل تغییر قیمت را نادیده می‌گیرد. در حالی که تحلیل فاندامنتال همه عواملی که منجر به تغییر عرضه و تقاضا می‌شوند را مورد مطالعه قرار می‌دهد تا ارزش جاری و آینده ارزها در برابر یکدیگر بدست آید.

آموزش تحلیل فاندامنتال را از کجا شروع کنیم؟

محتوای بسته آموزش غیرحضوری تحلیل فاندامنتال مقدماتی را تماشا کنید تا بتوانید بهترین بازارها و سهام‌ها را از نظر شاخص‌های فاندامنتال یافته و در آن‌ها سرمایه‌گذاری کنید:

تفاوت تحلیل تکنیکال و تحلیل بنیادی چیست ؟

تحلیل بنیادی اما تحلیل بنیادین یک شرکت شامل تحلیل گزارش‌های مالی و سلامت مالی شرکت، مدیریت و امتیازات رقابتی، رقبا و بازارهای مربوطه‌است. هنگامیکه این تحلیل در بازارهای فیوچر و فارکس به کار می‌رود، تمرکز اصلی بر شرایط اقتصادی، نرخ بهره، تولید، سودآوری و مدیریت است. وقتی سهام، قراردادهای آتی یا ارز مادامه مطلب .

تحلیل بنیادی

اما تحلیل بنیادین یک شرکت شامل تحلیل گزارش‌های مالی و سلامت مالی شرکت، مدیریت و امتیازات رقابتی، رقبا و بازارهای مربوطه‌است. هنگامیکه این تحلیل در بازارهای فیوچر و فارکس به کار می‌رود، تمرکز اصلی بر شرایط اقتصادی، نرخ بهره، تولید، سودآوری و مدیریت است. وقتی سهام، قراردادهای آتی یا ارز مورد تحلیل بنیادین قرار می‌گیرد دو رویکرد اساسی وجود دارد: تحلیل پایین به بالا و تحلیل بالا به پایین. این عبارات جهت تمیز دادن چنین تحلیلهایی از سایر تحلیل‌های سرمایه‌گذاری نظیر تحلیل‌های کمی و تکنیکی است. تحلیل بنیادین بر اساس اطلاعات و داده‌های گذشته و فعلی با هدف پیش بینی مالی انجام می‌پذیرد. اهداف متعددی برای این تحلیل وجود دارد. ۱- تعیین ارزش سهام شرکت و پیش مقایسه تحلیل تکنیکال و بنیادی بینی تغییرات آتی قیمت [توضیح: در ادبیات مالی بین ارزش و قیمت تفاوت وجود دارد.] ۲- برآورد عملکرد تجاری ۳- ارزیابی مدیریت و اتخاذ تصمیمات داخلی جهت محاسبه ریسک اعتباری

در تحلیل بنیادین اساس پیش بینی بر مبنای وقایع و رخدادهای واقعی پایه‌گذاری شده‌است. معامله گر با تحلیل اتفاقات و اخبار دنیای واقعی و بر اساس دانش و استراتژی خود، به پیش بینی بازار می‌پردازد. استراتژی روش محاسبه نقاط ورود به بازار و خروج از آن است. پایه نظر تحلیل گران بنیادی این است که تمام تغییرات در قیمتها حتماً یک علت اقتصادی بنیادی دارد. این نوع از تحلیل نسبت به تحلیل تکنیکال بسیار زمانگیرتر است و معمولاً همراه با جمع‌آوری اطلاعات از منابع مختلف ممکن می‌گردد.

تحلیل تکنیکال بر سه اصل استوار است همه چیز در نمودار قیمت دیده شده است. قیمت ها طبق روند مشخصی حرکت می کنند. تاریخ تکرار می شود. ۱- همه چیز در نمودار قیمت است. یک انتقاد عمدۀ تحلیل تکنیکال آن است که صرف نظر از عوامل فاندامنتال شرکت، فقط حرکت نموداری قیمت را در نظر می گیرد، اما قیمت هر سهمی همه عواملادامه مطلب .

تحلیل تکنیکال بر سه اصل استوار است

  1. همه چیز در نمودار قیمت دیده شده است.
  2. قیمت ها طبق روند مشخصی حرکت می کنند.
  3. تاریخ تکرار می شود.

۱- همه چیز در نمودار قیمت است.

یک انتقاد عمدۀ تحلیل تکنیکال مقایسه تحلیل تکنیکال و بنیادی مقایسه تحلیل تکنیکال و بنیادی آن است که صرف نظر از عوامل فاندامنتال شرکت، فقط حرکت نموداری قیمت را در نظر می گیرد، اما قیمت هر سهمی همه عوامل فاندامنتالی که بر شرکت تاثیر دارد یا می تواند داشته باشد را منعکس می کند. تحلیل گران تکنیکال بر این باورند که عوامل بسیار زیادی همچون فاکتورهای اقتصادی کلان و روان شناسی بازار سرمایه و بسیاری فاکتور های دیگر، قیمت سهام را تعیین می کند که این فقط تحلیل رفتار نمودار قیمت است که حاصل از بررسی عرضه و تقاضا برای یک سهم خاص در بازار است، به آن توجه دارد.

۲- قیمت ها طبق روند مشخصی حرکت می کنند.

در تحلیل تکنیکال، باور بر این است که حرکت قیمت ها از روند خاصی تبعیت می کند یعنی بعد از استقرار یک روند، حرکت قیمت در آینده، در همان جهت خواهد بود مگر عوامل و ابزار های تحلیل تکنیکال روندجدیدی برای سهم بیابند.

۳- تاریخ تکرار می شود.

یک ایدۀ مهم دیگر در تحلیل تکنیکال، آن است که تاریخ عمدتا از لحاظ حرکت قیمت، تمایل به تکرارشدن دارد. ذات تکراری حرکت قیمت، به روانشناسی بازار نسبت داده می شود، به بیان دیگر، شرکت کنندگان در بازار تمایل دارند که در طول زمان واکنش مشابهی نسبت به نوسانات بازار ارائه دهند. تحلیل تکنیکال، از الگوهای نموداری برای تحلیل حرکت های بازار و درک الگوها استفاده می کند. هرچند که بسیاری از این نمودارها، بیش از ۱۰۰ سال است که مورد استفاده قرار می گیرند، اما تصور می شود که هنوز با اطلاعات امروزی مرتبط هستند چون آنها الگوهای حرکت قیمت را به گونه ای نشان می دهند که اغلب خودشان را تکرار می کنند.

اندیکاتور های تکنیکالی

ابزارهای زیادی برای تحلیل تکنیکال مورد استفاده قرار می گیرند که مهم ترین ان ها عبارتند از:

  • فیبوناچی
  • چنگال اندروز
  • چارت پترن
  • الگو های هارمونیک
  • امواج الیوت
  • اندیکاتور و اسیلاتور ها
  • پرایس اکشن
  • کندل استیک ژاپنی
  • خط روند

انواع تحلیل تکنیکال

۱-تحلیل تکنیکی کلاسیک

تحلیل تکنیکی در اذهان عمومی روش ساده تحلیل بازار و سرمایه‌گذاری است. این رویکرد با بهره‌گیری از ابزارهای ساده‌ای همچون نمودار به بررسی تغییرات قیمت یا نرخ می‌پردازد. ریشه تحلیل تکنیکی بر پایه یافته‌ها و پژوهش‌های چارلز داو استوار شده‌است. نظریات داو در اوایل سال‌های ۱۹۰۰ میلادی گسترش یافت و با گذشت زمان تکامل پیدا کرد. اصول نظریه داو دربارهٔ یک سری حقایق طبیعی مانند روند قیمت است. داو با صرف زمان زیاد و تلاش خستگی ناپذیر خود به بررسی بورس سهام نیویورک پرداخت و معامله گران را با اصول و مبانی فکری خود از طریق نوشتن مقالات در روزنامه وال استریت ژورنال آشنا نمود. بررسی و پژوهش چارلز داو در بازار سهام مبدأیی برای گسترش و رشد تحلیل تکنیکی در صد سال اخیر بوده‌است. وی توانست با الهام از اصول طبیعی در کنار کسب تجربه و بررسی پیشینه تاریخی نوسانات شاخص‌ها و تغییرات قیمت سهام نظریات خود را مطرح سازد. با نگاه کلی به مبانی فکری داو می‌توان دریافت که تمرکز نظریه‌ها و دیدگاه‌های وی بر روی ‘حرکت و نوسان قیمت’ بوده و پیروان وی موفق شدند با تکامل آن روش سرمایه‌گذاری بر پایه تحلیل نمودارهای قیمت را به مقایسه تحلیل تکنیکال و بنیادی جهان معرفی کنند.

گفتارها و دیدگاه‌های داو در مورد رفتار بازار و مباحث روند به نظریه داو شهرت یافته‌است. نظریه داو بر مبنای فلسفه‌ای است که می‌گوید قیمت یا شاخص بازار هر عامل مهم و معنی داری را به درون خود جذب می‌کند و آشکارا آن را بازتاب می‌دهد. درست مانند درخشندگی ماه که نور خورشید مقایسه تحلیل تکنیکال و بنیادی را بازتاب می‌دهد. عرضه و تقاضا، حجم دادوستدها، نوسانات قیمت، نرخ کالاها، نرخ بهره بانکی و هر چیز دیگری توسط واکنش سرمایه‌گذاران و بازیگران بازار بر روی نمودارهای قیمت دیده می‌شود و می‌توان همه این عوامل را با بررسی تغییرات قیمت یا نماگرهای بازار دریافت.

قیمت پایانی روز به عنوان یک متغیر مهم، پیام و نشانه‌های مقایسه تحلیل تکنیکال و بنیادی مهمی را برای ناظران بازار ارسال می‌کند و در واقع نشان دهنده روانشناسی همه بازیگرانی است که در پیرامون بازار خاصی درگیر هستند. جالب است که ترکیب قضاوت و رأی همه انسان‌های درگیر در خرید و فروش در قیمت پایانی منعکس می‌شود و با تفسیر و خواندن آن می‌توان به اطلاعات مهمی دست یافت.

هدف نظریه داو به‌طور کلی آن است که تغییر مسیر روندهای بزرگ یا حرکت بازار مشخص شود.

  • هدف از تحلیل یافتن انتظارات بازار و سنجش نیروهای عرضه و تقاضا است

تحلیل تکنیکی یا تفسیر نمودارهای قیمت به بررسی و مطالعه رفتار و حرکت قیمت (نرخ) در گذشته می‌پردازد تا بر اساس آن بتوان روند آینده را پیش‌بینی نمود. در این بررسی، پیشینه تاریخی و تغییرات قیمت یگانه راه دسترسی به انتظارات بازار است. برخی سرمایه‌گذاران تصور می‌کنند که این روش تحلیلی به روندها متکی است و تنها برای سفته بازان و کسانی که به نوسان‌های قیمت علاقه دارند، مفید است. با این وجود کاربرد تحلیل تکنیکی تنها منحصر به شناسایی سقف‌ها و کف‌های بازار برای مقاصد سفته بازانه نیست.

تقریباً همه سرمایه‌گذاران با انگیزه رقابت و کسب سود، به پیش‌بینی قیمت‌ها و تغییرات روند آینده علاقه نشان می‌دهند. این یک رفتار طبیعی در بین انسان هاست که دوست دارند تا پیش از دیگران، زمان حرکت‌های بزرگ و سودآور را بیابند. دسته‌ای از سرمایه‌گذاران تلاش می‌کنند تصویری روشن و مطمئن از شرایط آینده بازار را ترسیم کنند. در قلب بازار و محل تجمع معامله گران، اغلب صحبت‌های زیادی در مورد پیشنهادها خرید و فروش، قیمت یا زمان معامله رد و بدل می‌شود. تحلیل تکنیکی ممکن است برای بسیاری از پرسش‌های معامله گران پاسخ داشته باشد، اما نمی‌توان همواره و به‌طور دقیق و با قابلیت اتکا بالا قیمت‌های آینده، زمان معامله، دارایی مناسب یا میزان رشد قیمت را در یک زمان مشخص، تعیین کند. اگر تنها به دنبال یافتن روابط دقیق و راهکارهای مطمئن برای سرمایه‌گذاری هستید، تحلیل تکنیکی روش ایده‌آلی نیست.

۲-تحلیل تکنیکی نوین

تحلیل تکنیکی نوین روشی است که برای پیش‌بینی حرکت‌های قیمت بکار برده شده و در آن کاملاً به مقایسه تحلیل تکنیکال و بنیادی داده‌های قیمت بالا، پایین، باز و پایانی که بازار آن را به وجود آورده، توجه می‌کند. در همین تعریف ساده، سه نکته نهفته‌است:

نخست آنکه تحلیل تکنیکی به دنبال تعیین قیمت نیست و تمرکز آن بر روی پیش‌بینی روند و حرکت‌های آینده قیمت است.

دوم آنکه معامله گران به قیمت‌هایی توجه می‌کنند که بازار آن‌ها را بر اساس کلیه داده‌های منتشر شده و انتظارات تولید کرده‌است.

سومین نکته آن است که، تنها مرکز اتکا تغییرات قیمت در گذشته‌است.

به‌طور کلی تحلیل تکنیکی بر روی چند مسئله مهم و اساسی تمرکز دارد:

  • قیمت کنونی که بازار بر روی آن به دادوستد مشغول است، چیست؟
  • پیشینه تاریخی چه می‌گوید؟
  • حرکت‌های قیمت در گذشته چگونه شکل گرفته‌است؟ الگوی حرکت بازار چیست؟

گاهی تحلیل گران به بررسی حجم دادوستدها، نیرو و شتاب بازار، نماگرهای تکنیکی نظیر میانگین متحرک و شاخص نیروی نسبی می‌پردازند که البته این نماگرها و نوسانگرها بازتاب و بازخور قیمت است. در نهایت آن‌ها با بکارگیری این اطلاعات و تفسیری که از رفتار بازار دارد، به چشم‌اندازی از آینده دست می‌یابد. نقطه قوت تحلیل تکنیکی آن است که می‌توان بر اساس یک سری الگوهای قیمتی آینده را پیش‌بینی نمود. با این حال ممکن است هر تحلیل گر به شکل و شیوه خاصی به بررسی بازار بپردازد و شاید این یکی از ضعف‌های تحلیل تکنیکی سنتی و کلاسیک باشد.

تفاوت تحلیل تکنیکال و تحلیل بنیادی سهام (میز غذا!)

تحلیل سهام ، تکنیکال و بنیادی ، سیگنال طلایی

0:17

تحلیل سهام ، تکنیکال و بنیادی ، سیگنال ط .

آموزش بورس، خرید سهام، تحلیل تکنیکال | پارسیان سهام

5:32

آموزش بورس، خرید سهام، تحلیل تکنیکال | پ .

جلسه دوم آموزش تحلیل تکنیکال و بنیادی

27:01

جلسه دوم آموزش تحلیل تکنیکال و بنیادی

آموزش رایگان بورس، تحلیل تکنیکال و بنیادی به طور همزمان

4:01

آموزش رایگان بورس، تحلیل تکنیکال و بنیادی .

آموزش تحلیل تکنیکال / آشنایی کامل با تحلیل تکنیکال بورس

11:14

آموزش تحلیل تکنیکال / آشنایی کامل با تحلیل .

تحلیل تکنیکال قیمت سکه و سهام

5:23

تحلیل تکنیکال قیمت سکه و سهام

جلسه سوم آموزش رایگان بورس تحلیل تکنیکال و بنیادی

12:32

جلسه سوم آموزش رایگان بورس تحلیل تکنیکال و .

آموزش تحلیل تکنیکال / انواع نمودارها در تحلیل تکنیکال

6:57

آموزش تحلیل تکنیکال / انواع نمودارها در .

معرفی دوره تحلیل تکنیکال حرفه ای

6:14

معرفی دوره تحلیل تکنیکال حرفه ای

اسیلاتور در تحلیل تکنیکال

7:00

اسیلاتور در تحلیل تکنیکال

آموزش مقدماتی تحلیل تکنیکال

3:43

آموزش مقدماتی تحلیل تکنیکال

آموزش تحلیل تکنیکال - بازاربورس دات کام

3:20

آموزش تحلیل تکنیکال - بازاربورس دات کام

دانلود آهنگ غمگین عاشقانه

3:36

دانلود آهنگ غمگین عاشقانه

کلیپ غمگین عزیزان از دست رفته برای وضعیت واتساپ

0:10

کلیپ غمگین عزیزان از دست رفته برای وضعیت .

کلیپ غمگین محلی برای وضعیت واتساپ

0:59

کلیپ غمگین محلی برای وضعیت واتساپ

کلیپ غمگین دشتی برای استوری و وضعیت

0:59

مقالات مرتبط

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

برو به دکمه بالا