آموزش گام به گام فارکس

تئوری امواج الیوت در تحلیل تکنیکال چیست؟

داشتن اطلاعات و آگاهی مناسب از وضعیت و موقعیت الگوهای بازار به معامله گران و سرمایه گذاران این کمک را می کند که به سرعت و دقت با توجه به الگوی موجود ، وضعیت یک روند یا یک حرکت خلاف روند را تعیین کنند و یا اینکه با توجه به الگو ها و سیگنال های صادر شده اتمام یک روند یا حرکت مخالف روند را تشخیص دهند.

معرفی سبک های مختلف الیوتی

الیوت “نظریه امواج الیوت” را در نیمه نخست قرن بیستم به بازار سرمایه معرفی کرد. او با بررسی قیمت ها در بازار سرمایه متوجه شد نه تنها تغییرات قیمت کاملا منظم است بلکه از ساختار خاصی که با طبیعت نیز هماهنگی و هارمونی کامل دارد ، پیروی می کند. با این کشف او توانست مکانیزمی برای پیش بینی حرکات قیمت در بازار سرمایه طراحی کند. الیوت این کار را با ابداع الگوهایی که در بازار به صورت مرتب تکرار می شدند انجام داد.

الیوت بر این باور بود که هر عرصه ای که در آن جنب و جوش و فعالیت مردم زیاد باشد ، حرکت ها بر اساس قاعده ای طبیعی که او آن را نظریه موج ، برگرفته از حرکت امواج دریا ، می خواند ، انجام می شود و البته پر واضح است که بزرگترین نمود چنین بالا و پایین شدنی ، بازار سرمایه است.

الیوت به مدد هوش و نبوغ شگفت انگیزش ، با بررسی نمودارهای صنایع داوجونز توانست مجموعه ای از اصول و قوانینی تدوین کند که در آن زمان این قواعد کلیه حرکت های بازار مالی آن دوران تا سال 1940 را توجیه می کرد.

در آن سال ها هنگامی که سرمایه گذاران بر این باور بودند که محال است شاخص داوجونز سقف سال 1929 را بشکند و اعداد فراتری را تجربه کند ، الیوت بازار افزایشی و شدیدی را برای چند دهه پیش بینی کرد و امروز شاهدیم اکثر پیش بینی های او تحقق یافته است.

هر قدر در شرایط غیر قابل پیش بینی اقتصاد مانند رکودهای اقتصادی ، جنگ های بزرگ ، بازسازی های پس از جنگ و شکوفایی های اقتصادی بیشتر تامل می کنیم ، بهتر درک می کنیم که نظریه امواج الیوت کاملا متناسب با واقعیت های زندگی است. این مهم سبب ایجاد اطمینان بیشتر به این اصل انکار ناپذیر می شود.

در سال ۱۹۳۹ نظریات الیوت با کمک سی جی کولینز ، طی مقالاتی که در مجله فایننشال ورلد منتشر شدند ، مورد توجه وال استریت قرار گرفت . طی دهه های ۱۹۵۰ و ۱۹۶۰ ( پس از مرگ الیوت ) ، همیلتون بولتون کارهای او را پیش برد. در سال ۱۹۶۰ بولتون کتاب اصل امواج الیوت را نوشت . پس از مرگ الیوت ، تقریبا این کار از جمله ی نخستین کارهای عمده ای بود که انجام شد.

سبک پرکتر:

رابرت پرکتر دست نوشته های الیوت را گردآوری و آنها را بازنویسی کرد و معرفی دوباره امواج الیوت مرهون زحمات ایشان است.

پس از الیوت و همکارش بولتون تقریبا می توان گفت اولین فردی که شروع به تحقیق و توسعه در مورد امواج الیوت کرد پرکتر بود. امواج الیوت همانند هر علم دیگری با گذشت زمان نیازمند توسعه بیشتر و به روز رسانی می باشد تا بتواند همگام با تغییرات در طول زمان پیشروی نماید.

الیوت بیشتر زمان خود را صرف مبانی و کلیات الگوها علی الخصوص امواج ایمپالس (شتابدار) کرده بود از این رو تئوری امواج الیوت در تحلیل تکنیکال چیست؟ با گذشت زمان و افزایش تعداد معامله گران ، به پیچیدگی های بازار افزوده می شد و کار با تئوری امواج الیوت سخت تر می نمود. پرکتر توانست توضیحات بیشتری را به تئوری اصلی اضافه نماید از جمله توضیحات مفیدی در مورد امتداد در الگوهای ایمپالس ، کانال کشی ، تناوب ، جنبه های ریاضی و فیبوناچی در امواج الیوت ، توضیحات مختصری در مورد کارکشن (اصلاحی ، تصحیحی) های استاندارد و توضیحات بسیار مختصرتری در مورد ترکیبات کامپلکس در کارکشن ها ارائه کرد.

در آن زمان امواج ایمپالس زیادی در نمودارها وجود داشت از این رو شاید بررسی کارکشن های سخت و دشوار خیلی مفید فایده نبود. اکثر توضیحات تکمیلی که پرکتر ارائه کرد ، هر چند در زمان خود بسیار مفید بود اما تقریبا همه ی آن ها را در قالب “راهنما” منتشر کرد.

یک از ضعف های بزرگ پرکتر همین امر بود چرا که عملا “راهنما” ها قوانین الزام آور نبودند که بتوانند در تصمیم گیری معامله گران نقش اصلی را ایفا کنند. این راهنماها اگر در چارتی بودند ، الگوها به ایده آل های پرکتر نزدیک می شدند و اگر نبودند عملا مشکلی در الگوها و شمارش های الیوتی ایجاد نمی شد. همچنان در بازار دو مشکل بزرگ برای معامله گران به روش الیوت وجود داشت. عدم وجود قوانین سرسختانه و محکم برای تشخیص امواج ایمپالس و عدم تبیین دقیق کارکشن ها.

نکته ای که جالب از ست بدانید رابرت فارغ التحصیل روانشناسی است و تئوری الیوت را بوسیله نظریه سوشیونومیکس socionomics به اقتصاد، اجتماع، سیاست و … بسط داد. فراگیری تئوری موجی الیوت بدلیل پیش بینی های حیرت آور ایشان با این روش بوده است و اکثریت تحلیل گران موجی در دنیا پیرو ایشان هستند.

از اساتید دیگری که عملا دنبال روی پرکتر بود و توانست توسعه ی بیشتری در کارکشن های کامپلکس دهد رابرت بالان بود. بالان علی رقم توسعه بیشتر کارکشن های کامپلکس همچنان نتوانست قوانین الزام آور در این مورد پیدا کند و همچنین نتوانست حلقه ی مفقوده بحث درجه و چگونگی کنش این ترکیبات پیچیده با الگو های مجاور را کشف کند. جفری کندی نیز مطالب مفید بیشتری را نتواست به الیوت اضافه کند و بیشتر سعی کرد به کاربردهای عملی الیوت در بازار بپردازد. وین گورمن و کنستانس براون و بیشتر اساتید دیگر بیشتر دنباله روی رابرت بوده اند.

سبک گلن نیلی:

گلن نیلی آخرین استاد نام آشنا و نابغه ی دنیای الیوت در سال 1980 شروع به تحقیق بیشتر کرد. این تحقیقات به منظور روشن کردن دقیق و فنی الگوهای ایمپالس و کارکشن های استاندارد و غیر استاندارد و تفاوت های ریزبینانه آنها انجام شد. در نهایت این تحقیقات در سال 1987 تکمیل شد و در قالب کتاب Mastering Elliott Wave Analysis (فراچارت: این کتاب با نام استادی در تئوری موجی الیوت ترجمه ناصر دادگستر منشتر شده) .

گلن نیلی در طول این سالها توانست اکثر ضعف های روش های قبلی را مرتفع نماید و انقلابی عظیم در تئوری موجی الیوت بنا نهاد.سبک حاضر با هدف ایجاد یک ترقی چشمگیر در قابلیت بقای تئوری موجی الیوت نوشته شده و این هدف را با مطرح کردن یک رویکرد عملی و کاربردی پیرامون تحلیل بازارها انجام می دهد. این رویکرد ابتکاری که با تحلیل موجی الیوت به سبک نیلی شناخته می شود و به نئوویو شهرت دارد.

حین مطالعه این سبک ، به سرعت در خواهید یافت که شبیه هیچ سبک دیگری در حوزه ی تحلیل بازارها نیست. آنچه در این سبک معرفی شده ، اولین رویکرد گام به گام درباره تئوری موجی الیوت می باشد که تا کنون به رشته ی تحریر در آمده است. هیچ جنبه ای از این تئوری نمانده که شما بخواهید در آن تعمق و تحقیق کنید. تمام جرئیات کاملا شرح داده شده است به طوری که هر جمله ای وقف چیزی شده است.

گلن نیلی در طول 37 سال گذشته توانست با پیش بینی های بی نظیر خود توانایی سبک نئوویو را به اثبات برساند. آخرین پیش بینی او کاهش قیمت طلای جهانی از محدوده ی 1900 دلار به محدوده ی 1000 دلار می باشد که در مخیله ی بهترین تحلیل گران جهان نمی گنجید و خیلی ها 5 سال قبل او را در نشریات خود “دیوانه” نامیدند.

به تفاوت های عمده ی سبک نیلی با سایر سبک های الیوتی می توان به صورت خلاصه اشاره کرد :

●تعاریف مبهم تک موج در نمودارهای میله ای (تئوری امواج الیوت در تحلیل تکنیکال چیست؟ یا کندل استیکی) را با ابداع دیتای خطی با عنوان کش دیتا مرتفع کرد.
●تدوین قوانین اضافه ای در مورد امواج ایمپالس (شتابدار) برای پایان دادن به اما و اگرهای موجود در “راهنما”ها.
●تدوین قوانین ساختاری به منظور مرتبط ساختن هر الگو با الگوی مجاروش.
●تدوین قوانین دقیق و کاملا کاربردی درجه به منظور ترکیب الگوها.
●تشریح بسیار کامل تمام کارکشن های استاندارد با ابداع قوانین منحصر به فرد.
●تشریح بسیار کامل کارکشن های کامپلکس و نحوه ی کنش آنها با باقی الگوهای بازار با ابداع قوانین روانشناسی.
●ابداع قوانین منطق در بازار و کشیدن خط بطلان بر دیدگاه صرفا ریاضی وار در بازار.

در مورد گلن نیلی و ویژگی های این سبک منحصر به فرد ساعت ها می توان صحبت کرد. بزرگترین نقص این سیستم ، زمان بر بودن یادگیری آن است که نیلی بارها بر آن تاکید داشته است و نمی توان در اندک زمان یکی دو ماهه به فراگیری آن پرداخت.

سبک ماینر:

سبک ماینر یک سبک معاملاتی است نه تحلیلی، بنابراین ماینر یک سبک تحلیلی مخصوص بخود استفاده نمیکند (فراچارت: قیمت، الگو، زمان) بلکه با ترکیب بهینه از ابزارهای موجود که شاید برگرفته از اطلاعات و سبک تحلیلی دیگران باشد استفاده میکند.

برای داشتن یک معامله موفق هنر استفاده از الیوت فقط در جهت یک ورود و خروج موفق در معامله گری، استفاده بیشتر از ابعاد مختلف بازار به جز قیمت از بارزترین ویژگیهای سبک ماینراست.

بیشترین تمرکز ایشان بر داشتن یک موقعیت معاملاتی ایده آل با بیشترین احتمال موفقیت از ورود تا خروج .او از هر دیدگاه جدیدی در جهت ارتقا این شرایط استفاده میکند. به عقیده ماینر استفاده از الیوت تا زمانی که به ایجاد یک شرایط معاملاتی ایده ال کمک کند میتواند کارساز باشد. ظرافت خاص در نوع ورود و خروج بازار از وِیژگیهای سبک معاملاتی ماینر است.

سبک ایان کوپسی:

اصول موجی الیوت به‌طور گسترده‌ای توسط معامله گران جهت پیش‌بینی چرخه‌های بازارها مورد استفاده قرار میگیرد ؛ اما ایان کوپسی یک اشتباه اساسی را در شیوۀ توسعۀ ساختارهایی که رفتار قیمت را تعریف می‌کند کشف نمود. او در کتاب خود با نام harmonic elliott wave چگونگی تعدیل در ساختار امواج انگیزشی الیوت را توضیح می‌دهد و نشان میدهد چه چیزی در اصول موجی اشتباه است و با تعیین ساختارهای تعدیلی‌ ها اجازه می‌دهد تا پیش‌بینی معاملاتی دقیق‌تری داشته باشیم).

ایان کوپسی بیان می‌دارد روشی که به این کشف منجر شده، نسبت‌های ریاضی مشترکی هستند که بخش‌های مختلف ساختار موجی را به هم پیوند می‌دهند. وی نمونه‌های عملی باارزشی برای توضیح یافته‌های خود ارائه کرده است. «ایان کوپسی» نشان می‌دهد که امواج درواقع چگونه توسعه می‌یابند و تصورات غلطی که الیوتیسین ها برای سال‌ها ترویج نموده‌اند را رد می‌کند. وی از روش‌های خود با این دلیل که امواج باید دارای نسبت‌های مشترک متداول باشند دفاع می‌کند و کمک می‌کند تا خواننده نسخۀ تعدیل‌شده اصول موجی را با درک و دقت بیشتری به کار ببرد.

ایان کوپسی عقیده دارد که یک اشتباه اساسی در اصول موجی محبوب الیوت وجود دارد و بیان می‌دارد روش تعدیلی‌اش به‌وسیلۀ آزمون‌وخطا این اشتباهات را رفع نموده است تا تحلیل دقیق‌تری ارائه شود.هماهنگی در امواج الیوت باید توسط افرادی موردمطالعه قرار بگیرد که به اصول موجی الیوت ایمان‌دارند و در آن به سطح مهارت یا استادی رسیده‌اند.

امواج الیوت

ارز رایان مرجع آموزشی،خبری و تحلیلی ارزهای دیجیتال

راف نلسون الیوت، تئوری موج الیوت را در دهه ی ۱۹۳۰ توسعه داد. الیوت معتقد بود که بازارهای مالی به گونه ای خاص و با الگوهای مشخصی رفتار می کنند. در اینجا می خواهیم راجب تئوریه امواج الیوت صحبت کنیم و روش معامله بر اساس آن ها توضیح دهیم.

امواج الیوت

قیمت ارزهای دیجیتال در نمودارهای تکنیکال در قالب ۵ موج صعود می کنند و سپس با یک الگوی سه موجی در جهت عکس اصلاح می شوند.

در اصل الیوت، امواج صعودی با اعداد ۱ تا ۵ شماری گذاری می شوند و امواج اصلاحی با حروف A تا C مشخص می شوند.

در ساختار امواج الیوت، موج ۲ اصلاح کننده ی موج یک است و موج ۴ نیز اصلاح کننده ی موج ۳ می باشد.

بر روی نمودارهای تکنیکال، موج های الیوت، شامل ریز موج هایی هستند که ما آن ها را در موج شماری خود دخالت نمی دهیم.

امواج اصلاحی الیوت، از سه موج تشکیل شده اند که دو تای آن ها اصلاحی و یکی در جهت مخالف حرکت می کند. امواج A و C اصلاحی و موج B صعودی تئوری امواج الیوت در تحلیل تکنیکال چیست؟ است.

قانون های موج شماری الیوت

  • در قانون الیوت آمده است که موج ۳ باید بلند تر از موج یک باشد. همچنین در قوانین الیوت دیده می شود که موج ۴ نباید به حریم موج یک وارد شود، در غیر این صورت موج شماری اشتباه صورت گرفته است.
  • الیوت می گوید موج ۲ نمی تواند پایین تر از موج ۱ بیاید. در غیر این صورت موج شماری اشتباه است.
  • موج ۳ نمی تواند کوچک ترین موج باشد. موج ۳ باید از دو موج ۱ و ۲ بزرگ تر و بلند تر باشد.

امواج الیوت

اصلاح امواج الیوت

همان طور که گفتیم، ۵ موج صعودی، ۳ موج اصلاحی را در بر دارند. الگوی اصلاح به دو دسته تقسیم می شود که شامل اصلاح ساده و اصلاح ترکیبی هستند.

اصلاح ساده

در اصلاح ساده فقط یک الگو وجود دارد که اصلاح زیگزاگ نام دارد. یک الگوی اصلاح زیگزاگ شامل سه موج است که موج B نمی تواند بی از ۷۵ درصد از موج A را اصلاح کند. موج C یک کف جدید را زیر موج A ایجاد می کند.

امواج الیوت

اصلاح ترکیبی

امواج الیوت اصلاح ترکیبی سه دسته هستند:

اصلاح مسطح

در یک اصلاح مسطح طول موج ها با هم یکسان است. موج B به نقطه ی ابتدایی موج A بر می گردد. در نهایت موج C به کف قبلی خود در موج A برمی تئوری امواج الیوت در تحلیل تکنیکال چیست؟ گردد.

اصلاح نامنظم

در این نوع از اصلاح، موج B یک سقف جدید ایجاد می کند. در نهایت موج c می تواند به نقطه ی شروع موج A یا پایین تر از آن برسد.

اصلاح مثلث

الگوی اصلاح مثلث، با انواع دیگر متفاوت است. مثلث الیوت یک الگوی ۵ موجی می باشد که همه موج ها دیگر موج ها را در بر می گیرد. این ۵ زیرموج از یک مثلث تحت نام D,C,B,A و E نام گذاری می شوند.

اصلاح مثلث را می توان در موج ۴ شناسایی کرد. ویژگی بارز الگوی مثلث این است که بعد از رسیدن قیمت به گوشه ی مثلث، روند شکسته شده و در جهت عکس ادامه می دهد.

امواج الیوت

زمانی که مثلث ها در موج چهارم رخ دادند بازار به سمت مسیر موج ۳ به خارج از مثلث پرتاب می شوند. زمانی که مثلث ها در موج B رخ می دهند. بازار به سمت مسیر موج A از مثلث به خارج پرتاب می شوند.

تاریخچه و نوع تفکر شکل گیری این سبک تحلیل

الیوت تمام تلاش خود را در جهت گسترش راهنما های این اصول و قواعد و کاربردی کردن آنها ، در بازارهای مالی انجام داد . در کارهای اولیه ، هیچ موج ناشناخته ای وجود نداشت ، هیچ قاعده ای نبود و هیچگونه توجهی به اعداد فیبوناچی ( قیمتی یا زمانی ) و نسبت های آنها نمیشد.

الیوت در یک دوره کوتاه ده ساله ، از اواخر دهه 1920 تا نیمه دوم دهه 1930 ، تئوری خود را گسترش داد. در سال 1938 ، اولین پروژه و رساله الیوت تحت نام اصول امواج “The Wave Principle” توسط چارلز کالینز منتشر شد و در همان سال ها الیوت متصدی آن شد که یک سری از مقالات خود درباره امواج را در مجله جهان اقتصاد ” Financial World ” به چاپ رساند.

هیچ موج ناشناخته ای هیچ اصلاح پیچیده ای وجود نداشت و تنها سری های سه و پنج موجی ملکه ذهن ها بودند . گهگاه به ندرت موج چهار در محدوده موج یک معامله می شد ، گاهاً موج سوم کوتاهترین موج پیشرو واقع می شدند. شکل و فرم امواج بسیار مهمتر از هر قاعده ای بود ، روندها و فرآیندها به هیچ عنوان انکار نمی شدند

از سال 1938 تا 1948 ، الیوت نوشته های آموزشی و پیش بینی خود را در کتاب R,N Elliot’s Market Letters که توسط رابرت پریچر ویرایش شده است منتشر کرد. در این نوشته ها یک چیز آشکار و بدیعی وجود دارد و آن اینکه الیوت احساس میکرده است که باید بازار را در هر زمان و موقعیتی با تئوری خود توجیه کند ، او یک انطباق بین گذشته بازار و تئوری خود به وجود آورده بود.

الیوت با هیچ اصلاحی شمارش خود را تغییر نمیداد در اینجا بود که الیوت شروع به تفسیر و تشریح اعداد سری فیبوناچی کرد . زمانی که او رابطه بین اعداد و نسبت ها را با برخی فعالیت های قیمتی و زمانی بازار اثبات می کرد ، این وضعیت از فعالیت بازار مسلماً تنها توسط الیوت مطالعه و تحقیق نشده بود ، بعد از یک مطالعه کلی بر روی این نظریه و بررسی خلاصه ای از نسبت ها ، اعداد و هندسه فیبوناچی متحیر و هیجان زده از کشف ” اسرار عالم” و قانون عظیم طبیعت شد.

کشفیات جناب نلسون : کاربرد عملی اصول امواج الیوت دارای نقاط ضعف و قوت در تصمیم گیری برای معامله و سرمایه گذاری است. الیوت قانون بازار را با قواعد معتبر بیان نکرد ، الیوت تشخیص داد که فرم و چگونگی فرایند دوره ای ، بسیار با نظم و قاعده مند دنبال میشود و اجازه حدس زدن آینده رفتارهای جمعی را با درصد موفقیت بالایی به ما می دهد همچنین تشخیص داد که بازار یک تقارن نسبی معتبر و استوار با نسبت طلایی 1.618 ( Golden Mean ) دارد

وقتی که الیوت در سال 1948 چشم از جهان فرو بست ، فهم و کاربرد این شکل از اصول و نسبت ها در حد ذهن آن زمان قرار داشت ، با گذشت زمان مطالبی در مورد الیوت نوشته شده که با مطالب خود تئوری امواج الیوت در تحلیل تکنیکال چیست؟ جناب الیوت فاصله زیادی دارد.

نکته کلیدی: به یاد داشته باشید هیچ گاه علم به صورت ایستا و ساکن نبوده است ، هیچ گاه کلمه انتهایی برای یک مطلب وجود نخواهد داشت. پس چگونه می توانیم بگوییم که اصول الیوت در طول این سالیان تکمیل نشده و آنچه که ما میبینیم همانی است که در ذهن الیوت وجود داشته است؟ تئوری الیوت پایه اساسی تحلیل الگوها ( Pattern ) در یک بازار و تجارت ( منبع تشریح ساختار و موقعیت بازار ) را برای ما فراهم می کند پس تردید نکنید و در بازارها جستجو کنید تا سودآور بودن و ضرورت آن را دریابید.

اهداف این سبک معاملاتی

الگوهای تئوری امواج الیوت در بسیاری از مواقع موقعیت یک بازار را که در یک روند هستیم و یا یک روند اصلاحی برای ما پدیدار می کند و همچنین اینکه چه فرایندی برای کامل شدن آن وجود دارد.

داشتن یک دید و تصویر از روند موجود در بازار ( پیشرو و اصلاحی) و احتمال آغاز فعالیت بعدی آن قبل از به اتمام رسیدن موقعیت فعلی ، یک نشانه طلایی از سمت بازار به یک معامله گر ( اصطلاحاً Trader ) است که چه زمانی و در چه قیمتی اقدام به معامله ( خرید و فروش ) کند پس یکی از مزیت ها و فاکتورهای بسیار مهم تحلیل امواج الیوت ، آشکار کردن شرایط بازار است.

نکته کلیدی: اگر یک بازار ( یک دارایی مثل جفت ارز یورو به دلار آمریکا ) به صورت واضح و آشکاری مشخص نبود ، آن بازار یقیناً یکی از قواعد و راهنما ها را مورد نقص قرار خواهد داد که باعث می شود آن بازار غیر قابل پیش بینی باشد.

یک معامله گر “تریدر” امکان دارد که تصور و عقیده ای واضح داشته باشد که بازار فرصتی به وی داده تا یک معامله و سرمایه گذاری موفق داشته باشد در چنین وضعیتی شمارش های پشت سر هم ، از اطمینان کافی برخوردار نیست ، پس یک معامله گر باید بپذیرد که وقتی موقعیت جاری بازار به صورت واضحی مشخص نیست ، نبایست به دلیل دارا بودن شمارش از بازار ، جهت و روندی به بازار تحمیل کند بلکه در چنین وضعیتی ، دوری از بازار تنها صلاح یک معامله گر می باشد.

هدف تئوری امواج الیوت این هست که به سطحی برسیم تا بتوانیم روندهای بازار را تشخیص دهیم و به وسیله آن یک عقیده و سناریویی با احتمال بالا درباره تئوری امواج الیوت در تحلیل تکنیکال چیست؟ موقعیت حال حاضر بازار و اتفاقاتی که در آینده ، این عقاید و سناریو ها را نقض یا تایید میکند داشته باشیم

داشتن اطلاعات و آگاهی مناسب از وضعیت و موقعیت الگوهای بازار به معامله گران و سرمایه گذاران این کمک را می کند که به سرعت و دقت با توجه به الگوی موجود ، وضعیت یک روند یا یک حرکت خلاف روند را تعیین کنند و یا اینکه با توجه به الگو ها و سیگنال های صادر شده اتمام یک روند یا حرکت مخالف روند را تشخیص دهند.

سخن پایانی: بر روی پایه ها و مبناها متمرکز شوید ، فرا بگیرید که موارد روشن و واضح را تشخیص دهید و در مواقعی که موقعیت ها را واضح و آشکار نمی بینید ، هوشیار و آگاه باشید . پس بیشتر توجه خود را معطوف کنید به اینکه چه فعالیت های مشخصی از بازار ، موقعیت الگوهای تشخیص داده شده را نقض یا تایید می کنند و یاد خود بسپارید که هدف از تحلیل تکنیکال پویا ، تشخیص موقعیتی است که کمترین ریسک و کمترین درگیری سرمایه را به همراه داشته باشد ، نه شکل دادن به یک عقیده که باید تمام زمان ها ، تمام موقعیت های بازار را تحلیل کنیم و نظر خود را به بازار تحمیل کنیم.

آموزش تحلیل تکنیکال اینوست یار

آموزش تحلیل تکنیکال اینوست یار

به گزارش برنا، تحلیل تکنیکال در حال تبدیل شدن به یک رویکرد فوق العاده برای معامله‌گری است که این شهرت و محبوبیت را مدیون پیشرفت در پلتفرم‌های معاملاتی است. با این همه، برای یک معامله‌گر تازه‌کار، درک تحلیل تکنیکال مقدماتی ـ و اینکه چگونه می‌تواند به پیش‌بینی روندها در بازار کمک کند ـ می‌تواند بسیار دلهره آور و تئوری امواج الیوت در تحلیل تکنیکال چیست؟ چالش برانگیز باشد. در حالت کلی می‌توان اینگونه عنوان کرد که تحلیل تکنیکال مطالعه نوسانات قیمت در یک بازار است که به موجب آن معامله‌گران از الگوها و شاخص‌های نمودارهای گذشته برای پیش‌بینی روندهای آتی در بازار استفاده می‌کنند. با توجه به آنچه گفته شد، تحلیل تکنیکال می‌تواند تصویری از عملکرد گذشته و حال یک بازار را به نمایش بگذارد که به معامله‌گر این امکان را می‌دهد تا از این اطلاعات در قالب فرم قیمت‌گذاری، شاخص‌ها و الگوها برای راهنمایی و اطلاع رسانی روندهای آینده استفاده کند.

WhatsApp Image 2021-12-12 at 11.38.58 AM

تحلیل تکنیکال، چه مزایایی با خود به همراه دارد؟

هنگام تجزیه و تحلیل نمودار در تحلیل تکنیکال مقدماتی، روانشناسی بازار را نسبت به ارزش‌گذاری سهام یک شرکت ارجحیت می‌دهید. در واقع این یکی از مزایای تحلیل تکنیکال است چراکه برای خوانش درست نمودار، نیاز به دانش خاصی از اقتصاد، امور مالی یا حسابداری ندارید؛ این نوع تحلیل، داده‌های بنیادی را کاملا نادیده می‌گیرد و توجه شما را به نوسانات قیمت سهام و نیز حجم معاملات بازار متمرکز می‌کند. درک و به کارگیری تحلیل تکنیکال ربطی به توانایی شما در ارزیابی سلامت مالی یک شرکت ندارد. یکی دیگر از مزایای تفسیر نمودارها این است که سیگنال‌های خرید و فروش را برایتان شناسایی می‌کند تا در بهترین زمان برای خرید یا فروش سهام اقدام کنید. به همین جهت است که می‌گویند آموزش تحلیل تکنیکال می‌تواند موثرتر از تحلیل بنیادی در تعیین بهترین زمان برای خرید یا فروش سهام باشد.

آموزش امواج الیوت

رالف نیلسون الیوت تئوری امواج الیوت را در دهه سی ارائه کرد. او معتقد بود که بازارهای سهام، که عموما تصور می‌شود به شیوه‌ای تصادفی و آشفته رفتار می‌کنند، در واقع با الگوهای تکراری معامله می‌شوند. الیوت عنوان کرد که روندهای قیمت مالی ناشی از روانشناسی غالب سرمایه‌گذاران است. او فهمیده بود که نوسانات در روانشناسی توده‌‌ها همیشه در همان الگوهای فرکتال تکرار شونده یا «امواج» در بازارهای مالی ظاهر می‌شوند. از این منظر، نظریه امواج الیوت به نظریه داو شباهت دارد؛ زیرا هر دو تشخیص می‌دهند که قیمت سهام در امواج حرکت می‌کنند. با این وجود از آنجایی که الیوت علاوه بر حرکت موجی، ماهیت «فرکتال» بازارها را نیز تشخیص داده بود، توانست آنها را با جزئیات بسیار بیشتری تجزیه و تحلیل کند. اما منظور از فرکتال چیست؟ فرکتال‌ها در واقع ساختارهای ریاضی هستند که در مقیاس کوچک‌تر بی‌نهایت خود را تکرار می‌کنند. الیوت کشف کرد که الگوهای قیمت شاخص سهام به همین ترتیب ساختار یافته است. پس از آن، الیوت شروع به بررسی این موضوع کرد که چگونه می‌توان از این الگوهای تکراری به عنوان شاخص‌های پیش‌بینی کننده نوسانات آینده بازار استفاده کرد.

امواج الیوت می‌تواند به شکل زیر عنوان ‌شود:

پنج موج هم جهت با روند رو به رشد حرکت می‌کنند که به دنبال آن سه موج اصلاحی ظاهر می‌شوند. ( در مجموع یک حرکت 5-3 تایی )

الگوی زیرین 3-5 ثابت می‌ماند، اگرچه بازه زمانی هر موج می‌تواند متفاوت باشد.

جهت یادگیری الیوت می‌توانید در دوره ‌آموزش امواج الیوت اینوست یار شرکت کنید.

آموزش الگو‌های هارمونیک

از الگوهای هارمونیک می‌توان برای شناسایی فرصت‌های معاملاتی جدید و روند قیمت‌گذاری استفاده کرد ـ البته اگر بدانید دقیقا به دنبال چه چیزی هستید. برای همین است که آموزش الگوهای هارمونیک ضرورت پیدا می‌کند. به زبان ساده می‌توان گفت که الگوهای هارمونیک در واقع الگویی نموداری هستند که بخشی از استراتژی معاملاتی را تشکیل می‌دهند و می‌توانند به معامله‌گران کمک کنند تا با پیش‌بینی نوسانات بازار، روند قیمت‌گذاری را پیش‌بینی کنند. در این شیوه الگوهای نمودار متعددی برای انتخاب وجود دارد که هر کدام می‌توانند برای تشخیص نوع متفاوتی از روند بازار مورد استفاده قرار بگیرند. با این حال، توجه به این نکته را نباید فراموش کرد که پیش از دنبال کردن هر الگو، باید به توانایی خود در تحلیل تکنیکال اطمینان کامل داشته باشید تا بتوانید در شرایط متفاوت بهترین و سریع‌ترین تصمیمات معاملاتی را بگیرید.

انواع الگوهای هارمونیک

الگوی ABCD: بی‌شک از میان تمام الگوهای هارمونیک، ساده‌ترین الگوی ممکن همین الگوی ABCD یا AB=CD است که از سه حرکت و چهار نقطه تشکیل شده است. در ابتدا حرکت تکانشی AB، سپس حرکت اصلاحی BC و سپس حرکت تکانشی CD که هم جهت با نخستین حرکت تکانشی (AB) است.

الگوی خفاش: الگوی خفاش نام خود را از حالت خفاشی نمودار گرفته است. این الگو در سال 2001 توسط اسکات کارنی شناسایی شد. این الگو از عناصر دقیقی تشکیل شده که PRZها را شناسایی می‌کند. الگوی خفاش نسبت به ABCD یک پایه و نقطه بیشتر دارد که آن نقطه را اصطلاحا X می‌نامیم. پایه اول یا XA منجر به حرکت اصلاحی BC می‌شود. حال اگر این اصلاحیه تا نقطه B در 50 درصد حرکت اولیه XA متوقف شود، احتمال زیاد الگویی که در برابرتان قرار دارد الگوی خفاش است.

WhatsApp Image 2021-12-12 at 11.38.57 AM (1)

الگوی گارتلی: این الگو که توسط اچ.ام گارتلی ابداع شد، دو قانون کلیدی را در خود دارد:

اصلاح نقطه B می‌بایست 0.618 هزارم XA باشد.

اصلاح نقطه D می‌بایست 0.186 هزارم حرکت XA باشد.

الگوی هارمونیک گارتلی بسیار شبیه الگوی خفاش است که در آن پایه XA به اصلاح BC منتهی می‌شود، منتهی با این شرط که اصلاح نقطه ‌B می‌بایست دقیقا 0.618 از پایه XA باشد. نقطه توقف ضرر اغلب در نقطه X قرار می‌گیرد، درحالیکه سود برداشت اغلب در نقطه C تعیین می‌شود.

الگوی خرچنگ: یکی دیگر از کشفیات اسکات کارنی الگوی خرچنگ است. خرچنگ از الگوی X-A، A-B، B-C و C-D پیروی می‌کند که این امکان را به معامله‌گران می‌دهد تا در اوج یا پایین‌ترین قیمت وارد و خارج شوند. مهم‌ترین ویژگی الگوی خرچنگ گسترش 1.618 حرکت XA است که PRZ را تعیین می‌کند.

برخلاف تحلیل بنیادی، تفسیر نمودارهای قیمت سهام در تحلیل تکنیکال، سلامت مالی شرکت‌ها را درنظر نمی‌گیرد. به همین دلیل تحلیل تکنیکال به خودی خود مناسب‌ترین روش برای سرمایه‌گذاری بلند مدتبه به حساب نمی‌آید. از این منظر مطالعه نمودارها برای نوسان‌گیری ـ خرید و فروش در زمان کوتاه‌ ـ انتخاب هوشمندانه‌تری به نظر می‌رسد.

معرفی امواج الیوت و کاربرد آن در تحلیل تکنیکال – استراتژی فارکس

معرفی امواج الیوت و کاربرد آن در تحلیل تکنیکال - استراتژی فارکس

الیوت معتقد است، روند قیمت ها در بازارهای مالی از جمله بازار فارکس یا بازار بورس، از یک روانشاسی مشترکی بین سرمایه گذاران و معامله گران ناشی می شود. او دریافت که از لحاظ روانشناسی جمعی یا عمومی، نوسان قیمت ها همیشه در یک الگوی فراکتال تکراری در بازارهای مالی ظاهر می شود.

تئوری الیوت شباهت زیادی به تئوری داو “Dow theory” دارد. در هر دوی این تئوری ها قیمت ها حرکتی موجی دارند. از آنجاییکه الیوت علاوه بر ماهیت موجی، ماهیت فراکتالی بازار را نیز شناسایی کرده است، تئوری او می تواند برای تحلیل دقیق تر و جزئی تر بازار مورد استفاده قرار گیرد. او سپس تحقیق کرد که آیا شاخص کلی بازارها نیز در همان الگو قابل تحلیل است یا خیر. همچنین او مطالعات زیادی برروی شناسایی تکرار الگوها برای پیش بینی حرکات آینده بازار انجام داده است.

استراتژی امواج الیوت برای پیش بینی بازار

وقتیکه ما صحبت از تحلیل یک بازار مالی می کنیم این بازار می تواند فارکس، بورس یا دیگر بازارهای مالی باشد. استراتژی فارکس با استراتژی بورس از لحاظ اصول تکنیکی تفاوت اساسی ندارد. بنابراین ما از امواج الیوت می توانیم هم در تحلیل فارکس و هم بورس و دیگر بازارهای مالی استفاده نماییم.

الیوت پیشبینی های دقیقی از بازار سهام بر مبنای یافته های خود در الگوی امواج انجام داد. یک موج انگیزشی یا Impulse wave در همان جهت که یک روند طولانی تر در حال پیشروی است، حرکت می کنند، و همیشه پنج موج در الگوی خود دارد. از طرفی، یک موج اصلاحی در جهتی مخالف روند اصلی حرکت می کند. در یک مقیاس کوچکتر، در هر یک از امواج انگیزشی نیز پنج موج قابل پیش بینی است.

یکی از جملات رایج در بین معامله گران در بازارهای مالی این است که چیزی که بالا می رود باید پایین بیاید. به عبارت دیگر وقتیکه قیمتی به سمت بالا حرکت می کند یا با اصطلاح بازار “رالی” می کند، باید به زودی منتظر حرکت قیمت به سمت پایین باشیم. همچنین برعکس وقتی که قیمت در حال نزول است، باید منتظر تغییر جهت به سمت بالا باشیم. پرایس اکشن به روندها و اصلاح ها تقسیم شده است. روندها مسیر اصلی قیمت را نشان می دهند و اصلاح ها امواج کوتاه مدت مخالف با روند اصلی هستند.

تحلیل تئوری امواج الیوت

مبنای تئوری امواج الیوت به شرح زیر است :

  • پنج موج در مسیر اصلی روند اتفاق می افتد که با سه موج در یک اصلاح همراه است. این امواج سپس به دو زیربخش در حرکت موج بالاتر بعدی تبدیل می شود.
  • مبنای الگوی امواج همیشه ثابت می ماند در حالیکه طول زمان هر موج ممکن است که متفاوت باشد.

بیایید تا نگاهی به این چارت بیندازیم که از ۸ موج تشکیل شده است ( ۵ موج صعودی و ۳ موج نزولی) که به ترتیب با ۱،۲،۳،۴،۵ و A,B,C نشان داده شده است.

معرفی امواج الیوت 1

امواج ۱،۲،۳،۴، و ۵ انگیزشی و امواج A,B,C اصلاح را تشکیل می دهند. ۵ موج انگیزشی نیز به نوبه خود، موج ۱ را در الگوی بزرگتر بعدی تشکیل می دهند، و ۳ موج اصلاحی نیز موج ۲ را در الگوی بزرگتر بعدی تشکیل می دهند.

موج اصلاحی اغلب دارای ۳ حرکت مشخص در قیمت است که ۲ تای آنها در جهت اصلی (A,C) و یکی از آنها در جهت مخالف جهت اصلی (B) است. امواج ۲ و ۴ در تصویر بالا اصلاحات هستند. این امواج معمولا دارای ساختار زیر هستند :

معرفی امواج الیوت 2

توجه داشته باشید که در این تصویر امواج A و C در جهت روند در یک درجه بزرگتر حرکت می کنند و بنابراین انگیزشی هستند و از ۵ موج تشکیل شده اند. موج B مخالف روند است و بنابراین به آن موج اصلاحی می گوییم که از ۳ موج تشکیل شده است.

تشکیل یک موج انگیزشی و در دنباله یک موج اصلاحی، یک موج الیوت را می سازد که از روندها و ضد روندها تشکیل شده است.

همانگونه که در الگوی نمایش داده شده در تصویر ملاحظه می کنید، همیشه حرکت خالص پنج موج به سمت بالا نمی باشد و حرکت سه موج نیز همیشه به سمت پایین نیست. برای مثال وقتیکه که روند بلندتر نزولی است.

درجات امواج

  • Grand Supercycle – چرخه بسیار بزرگ
  • Supercycle – چرخه بزرگ
  • Cycle – چرخه
  • Primary – اولیه
  • Intermediate – متوسط
  • Minor – کوپک
  • Minute – ناچیز
  • Minuette – بسیار ناچیز
  • Sub-Minuette – زیر گروه – بسیار ناچیز

نکته : از آنجاییکه امواج الیوت فراکتال هستند، درجات امواج الیوت می توانند بیشتر از آنچه در بالا گفته شد بزرگتر و ناچیزتر شوند.

برای استفاده از این تئوری در معاملات روزانه، معامله گر ممکن است یک موج انگیزشی را در یک روند صعودی شناسایی کند، خرید خود را انجام دهد و سپس زمانیکه الگو پنج موج را کامل کرد بفروشد. این روش یک استراتژی فراکس برای افرادی است که معاملات روزانه انجام می دهند.

مقبولیت تئوری امواج الیوت

در دهه ۱۹۷۰ قوانین امواج الیوت پس از کار مشترک A.J. Frost و Robert Prechter مقبولیت و شهرت زیادی کسب کرد. آنها در کتاب خود به نام Elliott Wave Principle : Key to Market Behavior توانستند از طریق همان تئوری بازار خرسی دهه ۱۹۸۰ را پیش بینی کنند. همچنین Prechter چند روز قبل از سقوط بازارها در سال ۱۹۸۷ دوباره با کمک تئوری امواج الیوت پیشنهاد فروش سهام داد.

نتیجه گیری

طرفداران امواج الیوت تاکید می کنند که فقط بخاطر اینکه بازار فراکتال است باعث نمی شود تا بتوان آن را پیش بینی کرد. دانشمندان یک درخت را نیز فراکتال می دانند، اما هرگز نمی توانید جهت رشد هر یک از شاخه ها را از قبل پیش بینی کنید. از جنبه عملی نیز قواعد امواج الیوت مانند سایر روش های تحلیل تکنیکال کاستی ها و نقایص خود را دارد.

یکی از نقاط ضعف بارز این تئوری این است که طرفداران آن همیشه اشتباهات تصمیم گیری را به دلیل عدم خواندن دقیق و تحلیل نادرست می دانند نه ضعف تئوری یا سیستم. پیشنهاد تجارت آفرین این است که استراتژی فارکس یا بورس خود را تنها بر مبنای امواج الیوت نگذارید و به دنبال اندیکاتورهای دیگر تحلیل تکنیکال برای اطمینان بخشی به تصمیم خود باشید. همچنین اخبار مربوط و موارد فاندامنتال را نیز در نظر بگیرید.

مقالات مرتبط

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

برو به دکمه بالا