فارکس اسلامی

استراتژی معاملاتی اسکالپ در ارز دیجیتال

اندیکاتور RSI

اسکالپ (Scalp) و معرفی اطلاعات کاربردی در ارتباط با اسکالپینگ در فارکس

بازار مالی فارکس بزرگترین بازار مالی جهان است که در طول یک شبانه روز مقدار بسیار زیادی پول در آن بصورت آنلاین مورد مبادله قرار میگیرد . بازار مالی فارکس از استراتژی ها و متدهای معاملاتی مختلفی تشکیل شده که بسیار گسترده هستند . اشخاصی که قصد ورود و شروع فعالیت در این بازار مالی را دارند باید آموزش کامل را فراگیرند و اطلاعات خود را آپدیت نگه دارند تا بتوانند به یک استراتژی معاملاتی شخصی دست پیدا کنند. موضوعی که قصد داریم در این مطلب به آن بپردازیم استراتژی اسکالپ است . در ادامه به بررسی روش اسکالپ (Scalp) در فارکس می پردازیم. با اول پرداخت همراه باشید.

اسکالپ (Scalp) در فارکس

اسکالپ (Scalp) یک استراتژی و روش معامله گری در بازار فارکس است که افرادی که در این بازار مالی علاقه به معاملات کوتاه مدت دارند از آن استفاده می کنند. در واقع استراتژی اسکالپ به این صورت است که تریدر های فارکس می توانند یک جفت ارز ، سهام یا نماد را خریداری کنند و با نگهداری آن برای مدت زمانی کوتاه به سرعت به سود برسند . افرادی که معامله اسکالپ انجام می دهند ، معاملات متعدد و زیادی انجام می دهند که از طریق این معاملات سود سریعی را به دست می آورند.

روند معامله اسکالپ با سرعت زیادی صورت می گیرد ، با توجه به این موضوع این روش به تریدر هایی توصیه می شود که سرعت عمل بالایی دارند و از ظرفیت بالایی برای پذیرش ضرر برخوردار هستند .

استراتژی اسکالپ

استراتژی اسکالپ (Scalp) یک روش معامله میباشد که تریدرها در این روش از 3 وضعیت زیر استفاده مینمایند :

1- مقدار حجم بالای لات (size)

2- مدت زمان کم معاملات

3- گرفتن مقدار PIP کم در هر پوزیشن

استراتژی اسکالپ (Scalp) در تایم فریمهای کوتاه مدت از جمله : تایم 1 دقیقه ای یا 5 دقیقه ای یا 15 دقیقه ای انجام میشود. تریدرها در این روش با مقدار حجم بالای لات(size) وارد یک پوزیشن شده و بعد از گرفتن مقدار PIP کم در هر پوزیشن در مدت زمان کوتاهی سریعا آن معامله را کلوز مینمایند. مانند استراتژی اسکالپی که بر مبنای اندیکاتور RSI کار میکند و تریدرها با هر بار تاچ شدن خطوط اشباع 30 و 70 یک سیگنال ورود دریافت میکنند. یا استراتژی اسکالپ بر مبنای اندیکاتور استوکاستیک که کراس کردن 2 خط آبی و قرمز نشان دهنده سیگنال ورود است . ویا استراتژی اسکالپ بر مبنای اندیکاتور بولینگرباند که پس از برخورد قیمت به خطوط بالایی یا پایینی سیگنال صادر میشود.

اسکالپ (Scalp)

اسکالپ (Scalp)

مزایا و معایب اسکالپ در بازار فارکس

یکی از بهترین استراتژی های تجاری در فارکس استراتژی اسکالپ است .یکی از بارزترین مزایای کسب درآمد از طریق استراتژی اسکالپ این است که می توان در مدت زمان کوتاه سود بالایی را به دست آورد که بی شک این مورد بسیار مورد توجه تریدر های فارکس است .

دومین مزیت استفاده از استراتژی اسکالپ این است که امکانی را فراهم می کند که بتوان بیشترین سود را با کمترین میزان سرمایه و موجودی به دست آورد .

سومین ویژگی استراتژی اسکالپ این است که می توان با گذراندن آموزش سریع وارد این گونه معاملات شد . معاملاتی که در مدت زمان طولانی انجام می شود نیازمند اطلاعات تخصصی تکنیکال و فاندامنتال در این زمینه می باشد .

همان طور که گفته شد مهم ترین ویژگی معامله اسکالپ این است که می تواند در مدت زمان کوتاه سود بالایی ایجاد کند . این موضوع به نوعی می تواند شامل معایب اسکالپ نیز باشد زیرا به دست آوردن سود بالا در مدت زمان کم ریسک بالایی به همراه دارد و امکان ضرر زیاد را نیز دارد.

از دیگر معایب استراتژی اسکالپ می توان به این اشاره کرد که معمولا بروکرهای فارکس از تریدر های اسکالپر استقبال نمی کنند. بروکر ها صراحتا این موضوع را عنوان نکرده اند اما برای مدت زمان معامله و یا تعداد معاملات روزانه محدودیت هایی را قائل شده اند.

روش معاملاتی اسکالپینگ چیست و آیا برای شما مناسب است؟

اسکالپینگ یکی از روش‌های معامله‌گری برای معتادان آدرنالین و علاقه‌مندان به هیجان است. هدف از اسکالپ کسب سود از حرکات کوچک قیمت است. در واقع سود چشمگیر از هر معامله مدنظر معامله‌گر نیست و سودهای کوچک اما به تعداد زیاد او را راضی خواهد کرد. اگر همه‌چیز در اسکالپینگ درست پیش برود، به‌مرور حساب معاملاتی افراد رشد خواهد کرد. در این روش اغلب از اهرم (Leverage) و تعیین حد ضرر با بازه‌های بسیار کوچک استفاده می‌شود.

آیا فکر می‌کنید که می‌توانید به نمودارهای یک‌دقیقه‌ای خیره شده و بر اساس آن‌ها تصمیم بگیرید؟ و یا پیش از آنکه هر سرمایه‌گذاری به خود آمده و بازار را بررسی کند، وارد معامله‌شده و حتی از آن خارج هم شوید؟ اسکالپینگ ممکن است استراتژی معامله‌گری مناسب برای شما باشد! تنها کافی است تا آن را بهتر شناخته و اساس آن را بشناسید. در ادامه می‌توانید در مورد این شیوه تحلیل بازار بیشتر بدانید.

سرفصل‌های این آموزش

مقدمه‌ای بر اسکالپینگ

اسکالپینگ معمولاً در استراتژی معاملات کوتاه مدت مورد استفاده قرار می‌گیرد. در واقع اسکالپینگ رایج‌ترین استراتژی ترید روزانه است. این روش شامل در نظر گرفتن بازه‌های زمانی کوچک‌تر، تصمیم‌گیری سریع و لحظه‌ای و انواع متنوعی از ابزارهای تحلیل تکنیکال و تحلیل نمودار است. در نتیجه ، بسیاری از معامله‌گران حرفه‌ای روزانه، بخشی از فعالیت‌های معاملاتی خود را به اسکالپینگ اختصاص می‌دهند.

استراتژی‌های اسکالپینگ در بازارهای مختلف مالی کاربردی است، برای مثال، افراد زیادی از این روش در بازار سهام، معاملات فارکس و رمزارزها استفاده می‌کنند.

اسکالپینگ چیست؟

همان‌طور که گفتیم، اسکالپینگ یک استراتژی معامله‌گری برای کسب سود از حرکات قیمتی نسبتاً کوچک است. معامله‌گران در این روش به دنبال سودهای چشمگیر نیستند. در عوض هدف آن‌ها کسب سودهای کوچک اما با تکرار زیاد معاملات است.

به همین ترتیب، معامله‌گران ممکن است در یک دوره کوتاه، معاملات زیادی را انجام دهند و به دنبال حرکات قیمتی اندک بازار باشند. معامله‌گران در این روش معتقدند که سودهای ناچیز طی زمان کم‌کم جمع‌آوری‌شده و میزان سود در طول این دوره زمانی به مقدار قابل‌توجهی افزایش پیدا می‌کند.

با توجه به اینکه این روش شامل بازه‌های زمانی کوتاه مدت است، اسکالپرها اغلب بر اساس تحلیل تکنیکال معاملات خود را پیش می‌برند. در واقع ازآنجایی‌که رویدادهای بنیادین اغلب طی مدت طولانی‌تری رخ می‌دهد، اسکالپرها به ندرت خود را با تحلیل بنیادین درگیر می‌کنند.

هرچند کماکان موضوعات بنیادین می‌توانند در تصمیم‌گیری یک تریدر تأثیر زیادی داشته باشد. به‌عنوان‌مثال ممکن است سهم یا سکه یک پروژه به خاطر یک رویداد بنیادین یا اخبار مثبت پیرامون آن، ناگهان مورد استقبال قرار بگیرد و حجم معاملاتی و نقدینگی آن حداقل برای مدت کوتاهی افزایش یابد. این درست زمانی است که یک اسکالپر وارد عمل شده و از افزایش نوسانات ایجادشده سود کسب می‌کند.

اسکالپرها به جای انتظار برای تغییرات بزرگ قیمت، از نوسانات هر روزه بازار به نفع خود استفاده می‌کنند. این استراتژی لزوماً برای همه ایده آل نیست. زیرا نیازمند درک عمیق از سازوکار بازار و توان تصمیم‌گیری سریع و تحت‌فشار است.

اسکالپرها چگونه کسب درآمد می‌کنند؟

برای پاسخ به این سؤال ابتدا باید بررسی کرد که کدام عوامل تکنیکال بیشتر مدنظر اسکالپرها است؟ حجم معاملات، پرایس اکشن، خطوط حمایتی و مقاومتی و الگوهای نمودار شمعی، معمولاً برای شناسایی و تنظیم یک معامله مورد استفاده قرار می‌گیرد. برخی از متداول‌ترین اندیکاتورهای تکنیکال مورد استفاده این معامله‌گران، شامل میانگین متحرک (Moving Average)، شاخص مقاومت نسبی (RSI) ، بولینگر باند، VWAP و ابزار اصلاح فیبوناچی است.

بسیاری از اسکالپرها از شاخص‌های پیچیده استفاده کرده و همچنین دفتر سفارش‌ها در زمان واقعی، مشخصات حجم، و تعداد قراردادهای آتی را تجزیه‌وتحلیل می‌کنند. علاوه بر این، اسکالپرها شاخص‌های شخصی‌سازی‌شده خود را ایجاد کرده تا نسبت به بازار برتری پیدا کنند. مانند هر استراتژی معاملاتی دیگر، یافتن یک مزیت منحصربه‌فرد نسبت به بازار، برای موفقیت حیاتی است.

اسکالپینگ عبارت است از یافتن فرصت‌های کوچک در بازار و بهره‌برداری از آن‌ها. معمولاً اسکالپرها در مورد روش‌های معامله‌شان بسیار محافظه‌کارند چرا که اگر عموم از کار آن‌ها سر در بیاورند، روش آن‌ها عملاً سوددهی خود را ازدست‌داده و بدون استفاده می‌شود. برای همین بسیار مهم است که روش و استراتژی منحصربه‌فرد خود را ایجاد و امتحان کنید.

همان‌طور که پیشتر اشاره کردیم ، اسکالپینگ معمولاً در بازه‌های زمانی کوچک‌تر اتفاق می‌افتد. این نمودارها ممکن است نمودار ۱ ساعته ، ۱۵ دقیقه‌ای ، ۵ دقیقه‌ای یا حتی نمودار ۱ دقیقه‌ای باشند. حتی برخی از اسکالپرها بازه‌های زمانی کمتر از یک دقیقه را هم بررسی می‌کنند.

اگرچه در نظر گرفتن چنین بازه‌های زمانی‌ای در حوزه ربات‌های تریدر با فرکانس بالاست و ممکن است از لحاظ توانایی برای یک انسان آن‌قدر هم امکان پذیر به نظر نرسد. در واقع ماشین‌ها می‌توانند به سرعت داده‌های زیادی را پردازش کنند، اما بیشتر انسان‌ها در تحلیل نمودارهای ۱۵ ثانیه‌ای به مشکل برمی‌خورند.

در اینجا موضوع دیگری نیز وجود دارد که حتماً باید در نظر گرفت و آن این است که سیگنال‌ها و سطوح زمانی بزرگ‌تر معمولاً از سیگنال‌های چارچوب زمانی کوچک‌تر قابل‌اطمینان‌ترند. به همین خاطر اکثر اسکالپرها ابتدا ساختار بازار را در بازه بزرگ‌تر موردبررسی قرار می‌دهند. در واقع ابتدا سطوح مهم در چارچوب زمانی بزرگ ترسیم‌شده و سپس با بزرگنمایی و تمرکز بر این نقاط، موقعیت‌های معاملات اسکالپینگ نمایان می‌شوند. این نشان می‌دهد که داشتن یک بازه زمانی بزرگ از ساختار بازار می‌تواند حتی در مورد معاملات کوتاه مدت هم بسیار مفید باشد.

بااین‌حال، استراتژی‌های معاملاتی و سرمایه‌گذاری می‌توانند به طور اساسی میان معامله‌گران مختلف شکل متفاوتی داشته باشند. قوانین سخت‌گیرانه‌ای در مورد اسکالپینگ وجود ندارد، اما دستورالعمل‌هایی هست که می‌توان در هنگام تنظیم قوانین خود، از آن‌ها کمک گرفت.

استراتژی‌های معاملاتی اسکالپینگ

می‌توان معامله‌گران اسکالپر را در دو دسته تقسیم کرد: معامله‌گران اختیاری و معامله‌گران سیستماتیک.

  • معامله‌گران اختیاری همان‌طور که بازار پیش روی آن‌ها قرار دارد تصمیمات معاملات خود را “درجا” می‌گیرند. شرایط موجود تصمیم آن‌ها را مشخص می‌کند و ممکن است حتی قانون خاصی برای زمان وجود یا خروج نداشته باشند. به عبارت دیگر می‌توان گفت که معامله‌گران اختیاری عوامل مختلفی را در نظر گرفته اما قوانین سخت‌گیرانه کمتری را دنبال کنند و بیشتر به شهود و احساس خود اعتماد می‌کنند.
  • معامله‌گران سیستماتیک رویکرد دیگری دارند. آن‌ها یک‌روند و سیستم معاملاتی کاملاً مشخصی را دنبال می‌کنند که اساساً نقاط ورود و خروج را برای آن‌ها ایجاد می‌کند. اگر شرایط خاصی از مجموعه قوانین در معامله صدق کند، آن‌ها وارد آن معامله‌شده و یا از آن خارج می‌شوند. معاملات سیستماتیک به نسبت معاملات اختیاری با اولویت رویکرد داده محور پیش می‌روند. معامله‌گران سیستماتیک کمتر به بینش و شهود خود اعتماد می‌کنند و بیشتر بر اساس داده‌ها و الگوریتم‌ها تصمیم‌گیری می‌کنند.

این طبقه‌بندی در مورد سایر معامله‌گران نیز صدق می‌کند. هرچند وقتی صحبت از استراتژی‌های کوتاه مدت می‌شود، تمایز این دو روش مشخص‌تر است. به‌هرحال، معاملات اختیاری ممکن است در بازه‌های زمانی بالاتر به طور مداوم کارساز نباشند.

برخی از اسکالپرها از استراتژی‌ای به نام ترید محدوده‌ای یا Range Trading استفاده می‌کنند. آن‌ها منتظر می‌مانند تا محدوده قیمتی ایجادشده و سپس در آن محدوده معاملات خود را آغاز کنند. این روش بر این باور استوار است که تا شکسته شدن محدوده، کف محدوده به عنوان حمایت و سقف محدوده به عنوان مقاومت عمل می‌کند. هرچند که به‌هیچ‌عنوان این روش تضمین‌شده نیست اما می‌تواند یک سازوکار موفقیت‌آمیز در اسکالپینگ باشد. البته معامله‌گران حرفه‌ای با تعیین حد ضرر، خود را برای شکستن محدوده آماده می‌کنند.

یکی دیگر از تکنیک‌های اسکالپینگ استفاده از شکاف قیمت پیشنهادی خریدوفروش است. اگر بین بالاترین پیشنهاد و کمترین درخواست تفاوت قابل‌توجهی وجود داشته باشد ، اسکالپرها می‌توانند از این طریق سود کسب کنند. هرچند که این نوع استراتژی برای معاملات الگوریتمی یا معاملات Quantitative مناسب‌تر است. چرا؟ چون انسان‌ها به اندازه ماشین‌ها در یافتن ناکارآمدی‌های کوچک در بازار قابل‌اعتماد نیستند. در نتیجه ، این قسمت به شدت با ربات‌های معامله‌گر اشباع شده است. بنابراین کسانی که می‌خواهند این استراتژی را در پیش بگیرند ، معمولاً باید با الگوریتم‌ها رقابت کنند و رقابت بسیار نابرابر و سختی را در پیش دارند.

اسکالپینگ معمولاً شامل استفاده از اهرم (Leverage) است. از آنجایی که سود موردنظر، درصد نسبتاً کمی را برای معامله‌گر به ارمغان می‌آورد، اسکالپرها با تکیه بر اهرم‌های بزرگ، اندازه موقعیت معاملاتی خود را افزایش می‌دهند. به همین دلیل است که اسکالپرها اغلب از ساختارهای معاملات مارجین، قراردادهای آتی و دیگر انواع محصولات مالی که معاملات اهرمی را ارائه می‌دهند، استفاده می‌کنند. بااین‌حال ، ازآنجایی‌که اسکالپرها قصد دارند از حرکت‌های کوچک‌تر با موقعیت‌های بزرگ‌تر سود ببرند ، باید نسبت به پدیده لغزش یا افت شدید (Slippage) آگاه باشند.

آیا باید از معامله‌گری به سبک اسکالپینگ استفاده کنید؟

پاسخ این سؤال کاملاً به سبک معاملاتی شما بستگی دارد. برخی از معامله‌گران به‌هیچ‌عنوان دوست ندارند در حالی که یک معامله یا سرمایه‌گذاری همچنان باز است و نتیجه نامشخصی دارد، به خواب بروند. بنابراین استراتژی‌های کوتاه مدت را انتخاب می‌کنند. معامله‌گران روزانه و معامله‌گران کوتاه مدت از این جمله افراد هستند.

از طرف دیگر ، معامله‌گران بلندمدت دوست دارند تصمیماتشان بر اساس مدت‌زمان طولانی باشد و هیچ مشکلی با داشتن موقعیتی که ماه‌ها باز و بلاتکلیف باشد، ندارند. آن‌ها ممکن است فقط نقطه ورود، اهداف سود و حد ضرر را تعیین کرده و گه گاه به موقعیت خود سر بزنند. معامله‌گران Swing معمولاً در این گروه قرار می‌گیرند.

بنابراین، اگر می‌خواهید تصمیم بگیرید که آیا از معاملات اسکالپینگ استفاده کنید یا خیر، ابتدا باید سبک معاملاتی مناسب خود را پیدا کنید. همچنین باید یک استراتژی معاملاتی متناسب با شخصیت و میزان ریسک‌پذیری خود پیدا کنید تا بتوانید با اجرای آن به صورت مداوم سود کنید. به طور طبیعی، شما می‌توانید چندین استراتژی را امتحان کنید و ببینید که کدام روش مناسب شما است.

سخن پایانی

با توجه به همه آنچه گفته شد به سادگی می‌توان دریافت که اسکالپینگ بیش از هر چیزی به انضباط، دانش بازار و تصمیم‌گیری سریع نیاز دارد.

آیا اسکالپینگ یک استراتژی مناسب برای شماست؟ اگر مبتدی هستید، می‌توانید بیشتراستراتژی‌های بلندمدت مانند معاملات نوسانی یا Swing را دنبال کنید و یا از روش خرید و نگهداری (Buy and Hold) استفاده کنید. اما اگر دارای تجربه کافی هستید، اسکالپینگ ممکن است برای شما مناسب باشد. هرچند صرف‌نظر از آنچه در بازارهای مالی انجام می‌دهید، همیشه در نظر گرفتن اصول مدیریت ریسک ، مانند استفاده از حد ضرر و بینش درست درباره یک موقعیت، بسیار حائز اهمیت است.

سوئینگ(swing) یا اسکلپ(scalp)؟

سوئینگ(swing) یا اسکلپ(scalp)؟: امروزه روز معامله گران به معامله گر روزانه، سوئینگ تریدر و اسکلپر تقسیم میشوند.

تفاوت بین آنها چیست؟ در اینجا برخی از مزایا و معایب سوئینگ تریدینگ و اسکلپینگ را بررسی میکنیم.

برای آشنایی با استراتژی معاملاتی اسکالپ در ارز دیجیتال این دو نوع معامله و ارتباط بین احتمال و سوئینگ و اسکلپ، به دوره آموزش حرفه ای فارکس مراجعه کنید.

بدین ترتیب میتوانید تصمیم بگیرید که کدام نوع معامله گری با شخصیت و استعداد شما تناسب دارد.

2 2 300x169 - سوئینگ(swing) یا اسکلپ(scalp)؟

سوئینگ تریدینگ یعنی یک دارایی را حداقل به مدت ۱ روز (تا چند روز) نگه داریم تا از نوسان قیمتی سود کنیم.

در این نوع معامله گری، تایم فریم مورد استفاده از تریدر روزانه بالاتر است اما از سرمایه گذار بلندمدت کوتاه تر است.

بنابراین برای موفقیت باید صبور باشیم.

در استراتژی سوئینگ تریدینگ، روند را شناسایی میکنیم و بعد معامله میکنیم.

برای مثال سوئینگ تریدرها باید یک روند قوی را انتخاب کنند که به تازگی از اصلاح خارج شده و در ابتدای حرکت خود است.

سپس بعد از کسب سود از معامله خارج میشوند. این روش خرید و فروش به صورت مکرر انجام میشود تا به سود برسیم.

اسکلپینگ اغلب به عنوان زیر مجموعه معاملات روزانه در نظر گرفته میشود.

در اسکلپینگ معامله گر سعی میکند از تغییرات کوچک قیمتی سودهای کلانی بدست آورد.

اسکلپرها خیلی سریع معامله میکنند و معاملات آنها به فاصله چند دقیقه یا حتی چند ثانیه از هم انجام میشود.

بنابراین اسکلپرها معاملات بسیاری زیادی را در طی روز انجام میدهند برای مثال به طور متوسط صدها معامله در روز انجام میدهند تا به سود برسند.

پس خیلی سریع است و انرژی زیادی میخواهد.

اسکلپرها معمولا از تایم فریم کوچکتر مثل ۱ دقیقه یا ۵ دقیقه و یا حتی از تیک چارت(تغییر لحظه ای قیمت) استفاده میکنند تا بتوانند تغییرات قیمتی را بررسی و معامله کنند.

3 300x200 - سوئینگ(swing) یا اسکلپ(scalp)؟

حال باید به کدام یک از این دو روش معامله کنیم؟

اگر نمیتوانید بین سوئینگ تریدینگ و اسکلپینگ تصمیم بگیرید باید اول ببینید که آیا میخواهید برای سرمایه گذاری خود قدم های کوچک بردارید یا یک گام بزرگ بردارید؟

کدام حالت با شیوه معاملاتی شما سازگارتر است؟

سوئینگ تریدینگ به صبر و اعتماد به نفس بیشتری نیاز دارد.

درسته که سوئینگ تریدرها معاملات کمتری انجام میدهند، اما معاملات آنها سود بیشتری دارد.

در مقابل اسکلپ تریدینگ به سرعت عمل بیشتری نیاز دارد.

در این نوع معامله گری باید باور داشته باشید بدست آوردن سودهای کوچک ساده تر از سودهای بزرگ است.

درسته که اسکلپرها معاملات خیلی زیادی انجام میدهند، اما از هر معامله سود بسیار کمی بدست می آورند.

اگر احساس میکنید که نمیتوانید در لحظه بر یک مسئله تمرکز کنید، پس این روش مناسب شما نیست.

وقتی شما وارد دنیای سرمایه گذاری میشوید نباید یک روش معاملاتی را تا آخر عمر بکار استراتژی معاملاتی اسکالپ در ارز دیجیتال بگیرید.

اگر هم به سوئینگ تریدینگ و هم به اسکلپ تریدینگ علاقه دارید، پس چرا از هر دو استفاده نکنید؟

با توجه به خاصیت غیر قابل پیش بینی بودن بازار بهتر است که استراتژی های متفاوتی در دست داشته باشیم.

اگر میخواهید بین اسکلپ تریدینگ و سوئینگ تریدینگ یکی را انتخاب کنید باید به سرعت معاملاتی و میزان صبر خود دقت کنید.

اگر صبور نیستید و به دنبال سرعت بالایی در معاملات هستید پس به سمت اسکلپینگ بروید.

اما اگر صبور هستید و به دنبال سرعت پایینتری در معاملات می باشید پس سوئینگ تریدینگ را انتخاب کنید.

به طور کلی هر شیوه معاملاتی، ریسک و بازدهی خود را دارد.

هیچگاه یک استراتژی کامل و عالی وجود ندارد که برای تمام معامله گران مناسب باشد.

بنابراین باید بر اساس مهارت، خلق و خو، حجم حساب معاملاتی، تجربه معاملاتی، تحمل ریسک و زمانی که میتوانیم صرف کنیم، استراتژی معاملاتی مناسب را برای خود پیدا کنیم.

استراتژی معاملاتی اسکالپ تریدینگ چگونه است؟

استراتژی معاملاتی اسکالپ تریدینگ چگونه است؟

ترید یکی از روش‌‌های کسب درآمد از ارزهای دیجیتال است و راه‌های مختلفی برای معامله رمز ارزها وجود دارد. یکی از روش‌های معاملاتی پرریسک در بازار ارزهای مجازی، اسکالپ تریدینگ – Scalp Trading یا همان نوسان گیری است

به گزارش سایت خبری ساعد نیوز، با اینکه هدف تریدرها از تکنیک سوئینگ تریدینگ – Swing Trading کسب سود در بازه زمانی چند روز تا چند هفته است، اما هدف تریدرهای اسکالپ یا نوسان گیر، سود کردن هر چند جزیی در بازه زمانی چند دقیقه تا چند ساعت است.

در این روش، تریدر به صورت مداوم تغییرات و نوسانات ارزهای دیجیتال را دنبال می کند و با خرید و فروش های پر تعداد در مدت زمان کوتاه، به دنبال کسب سود است. از آن جایی که سود به دست آمده در هر معامله کم است، تریدرها با افزایش تعداد معاملات، سود نهایی خود را افزایش می دهند.

مزایا و معایب استراتژی معاملاتی اسکالپ

استراتژی اسکالپ از جمله استراتژی هایی است که می تواند سود بالایی را با خود به همراه داشته باشد و احتمال ضرر را در بازار ارزهای دیجیتال به حداقل برساند. از دیگر مزایای این روش معاملاتی، می توان به موارد زیر اشاره کرد:

  • اسکالپینگ یک فرصت مناسب برای افرادی است که تمایلی به نگهداری بلند مدت دارایی ها ندارند.
  • معامله گران مبتدی می توانند پس از کسب دانش لازم در مورد استراتژی اسکالپ و نوسان گیری، برای افزایش مهارت و بدست آوردن سودهای کوچک، اسکالپینگ را انتخاب کنند.
  • به دلیل کوتاه بودن زمان معاملات، تریدر با ریسک کمتری مواجه است.

اما مانند هر شیوه معاملاتی دیگر، معاملات Scalp نیز با برخی معایب همراه هستند، که معامله گران باید به آن ها نیز توجه داشته باشند. برخی از معایب ترید به روش اسکالپ به شرح زیر است:

  • افرادی که مهارت ریاضی بالا و سرعت عمل مناسب ندارند، در صورت معامله به روش اسکالپینگ ممکن است با شکست مواجه شوند.
  • استفاده از استراتژی اسکالپ برای انجام معاملات با استرس همراه است.
  • تریدر باید به صورت لحظه به لحظه قیمت ها را دنبال کند.

اسکالپ تریدینگ (Scalp Trading) چیست؟

این استراتژی برای بهره مندی و کسب سود از نوسانات کوچک و کوتاه مدت قیمتی است. تحلیلگرانی که از این استراتژی برای ترید خود استفاده می کنند، روزانه چیزی میان 10 تا 100 معامله یا ترید انجام می دهند و معتقدند که کسب سود و دریافت از نوسانات کوچک بازار، راحت تر از پیگیری و کسب سود از نوسانات بلندمدت بازار است. به تریدرهایی که از این استراتژی استفاده می کنند، اسکالپر (Scalper) می گویند.

در صورتی که با استفاده از استراتژی های مناسب از ضررهای بزرگ جلوگیری شود این سودهای کوچک در نهایت می توانند به سودی کلان تبدیل شوند. در این استراتژی، تریدرها از نوسانات کوچک قیمتی استفاده می کنند و به عنوان ابزار معاملاتی از تحلیل تکنیکال، الگوهای کندل استیک و اندیکاتورهایی همچون اندیکاتور مکدی (MACD) استفاده می کنند.

اصول اولیه در اسکالپ تریدینگ

در استراتژی اسکالپینگ یا اسکالپ تریدینگ، تریدرها از پوزیشن هایی با حجم بالاتر برای کسب سودهای کمتر در بازه های زمانی بسیار کوتاه مدت استفاده می کنند. این معاملات در طول یک روز اتفاق می افتند. هدف اصلی در این روش خرید یا فروش یک ارز یا دارایی در قیمتی مناسب و سپس فروش آن در مقداری بالاتر یا پایین تر و کسب سود از این طریق است. زمان نگهداری ارز دیجیتال در این روش از چند ثانیه تا چند دقیقه متغیر است و گاهی ممکن است تا چندین ساعت طول بکشد. به هر حال تمامی پوزیشن های باز، قبل از بسته شدن بازار در بازۀ زمانی روزانه بسته می شوند.

ویژگی های اسکالپ تریدینگ

این روش مناسب افراد زیرک و سریع است؛ چراکه نیازمند داشتن دقت زیاد و سرعت عمل برای تصمیم گیری در مورد زمان بندی، ورود و خروج و سفارش گذاری به موقع است. تریدرها در این مواقع با استفاده از معاملات مارجین با اهرم 1 تا 4 و با بیشترین حجم پوزیشن در کمترین زمان ممکن، سعی در به حداکثر رساندن سود حاصل از معاملۀ خود دارند. لازمۀ این کار استفاده از بازه های زمانی و تایم فریم کوتاه مدتی همچون یک دقیقه تا پنج دقیقه است.

اسکالپرها یا ارزی را در قیمت پایین می خرند و در قیمت بالاتر به فروش می رسانند، یا رمزارزی می خرند و با ورود به معاملات لانگ (Long) آنها را در قیمت بالاتری می فروشند، و یا با ورود به معاملات شورت (Short) ارزی را با قیمتی پایین تر از قیمت فعلی می فروشند. این نوع معاملات نیازمند سرعت بسیار زیاد در هنگام سفارش گذاری است؛ پس لازم است که این نوع تریدرها به منظور دستیابی به حداکثر سرعت، از روش های سفارش گذاری سریع و یا ربات تریدر استفاده کنند.

اسکالپینگ بر اساس تحلیل تکنیکال و نوسانات قیمتی کوتاه مدت صورت می گیرد. با توجه به استفاده از معاملات مارجین و اهرم در این استراتژی، این روش یکی از روش های ترید با ریسک بالا به شمار می رود.

همچنین می توان به عنوان برخی از اشتباهات رایج در میان اسکالپ تریدرها به این موارد اشاره کرد: سفارش گذاری های ضعیف، استفاده از استراتژی معاملاتی ضعیف، نداشتن حد ضرر (Stop loss)، استفاده زیاد از اهرم ها و لوریج های بالا، ورود با تأخیر، خروج با تأخیر، بازکردن پوزیشن های زیاد و … .

با توجه به روش معاملاتی در اسکالپینگ، تریدرهای این دسته به دلیل داشتن تعداد زیاد ترید روزانه، کارمزدهای زیادی پرداخت می کنند.

بهترین اندیکاتور برای اسکالپ تریدینگ

در این استراتژی معمولاً از اندیکاتورهایی همچون Stochasic، MACD و RSI استفاده می شود. همچنین برای تشخیص محدوده های حمایتی و مقاومتی نمودار قیمت، از اندیکاتورهایی همچون مووینگ اوریج، باند بولینگر و پیوت ها (Pivot) استفاده می شود.

اسکالپینگ برای چه تیپ های شخصیتی مناسب است؟

اسکالپ تریدرها باید بسیار منظم باشند و نسبت به استراتژی خود کاملاً مقید رفتار کنند. همچنین تمامی تصمیم گیری ها باید با اطمینان کامل گرفته شوند.

علی رغم موارد بالا، اسکالپرها باید بسیار انعطاف پذیر نیز باشند. با توجه به نوسانات بسیار زیاد در بازار، شرایط کاملاً متغیر است و در صورتی که یک پیش بینی درست از آب در نیاید، این افراد باید بتوانند به سرعت تصمیم گیری کنند و با استفاده از روش های جایگزین، از ضررهای بیشتر جلوگیری نمایند.

هفت تا از بهترین اندیکاتورهای استراتژی معاملاتی اسکالپ در ارز دیجیتال تکنیکال برای نوسان گیری

معامله‌گران از اندیکاتورهای تکنیکال برای بررسی عرضه و تقاضا و درک ماهیت روانشناسی بازار استفاده می‌کنند. اندیکاتورها سرنخ‌هایی در مورد روند آتی قیمت ارائه می‌دهند و از آنها سیگنال‌های خرید و فروش استخراج می‌شود. در این مطلب هفت مورد از بهترین اندیکاتورهای تکنیکال را معرفی می‌کنیم. این اندیکاتورها برای نوسان‌گیری کوتاه‌مدت کارآمد هستند.

نیازی به استفاده از هر هفت اندیکاتور نیست. با توجه به نوع معاملاتتان یکی از آنها را انتخاب کنید یا از ترکیب اندیکاتورها برای نوسان‌گیری استفاده کنید. این اندیکاتورها برای تشخیص روند و نوسان‌گیری در بازار بورس، فارکس، ارز دیجیتال و… بسیار مفید هستند.

بهترین اندیکاتور تکنیکال

بهترین اندیکاتورهای تکنیکال

نوسان‌گیری چیست؟

بازارهای مالی پرتلاطم هستند. نمودارهای قیمت روندهای صعودی یا نزولی را به صورت خط صاف طی نمی‌کنند. مثلا صعودهای بلندمدت همراه با ریزش‌های کوتاه‌مدت اتفاق می‌افتد و اصطلاحا قیمت نوسان می‌کند. برخی از معامله‌گران نگاه بلندمدت به چارت قیمت دارند و به نوسان‌های کوتاه‌مدت اهمیت نمی‌دهند. در نقطه‌ی مقابل برخی دیگر با استراتژی‌های کوتاه‌مدت، به دنبال استفاده از نوسانات کوتاه‌مدت بازار هستند. به این کار نوسان‌گیری و به این معامله‌گران اصطلاحا نوسان‌گیر می‌گویند.

بازار بورس ما دامنه‌ی نوسان روزانه دارد و نوسان‌گیری به صورت روزانه چندان منطقی نیست. اما در بازارهای جهانی همچون فارکس یا بازار ارز دیجیتال، با استفاده از اهرم‌ها نوسان‌گیری با سودهای بالا بسیار جذاب است. مثلا معاملات تعداد بالا روی تایم‌فریم‌ها کوچک در حد دقیقه که اصطلاحا به آن اسکالپ می‌گویند. تحلیل تکنیکال اصلی‌ترین ابزار نوسان‌ گیری است.

اندیکاتور تکنیکال

اندیکاتورهای تکنیکال در اصل محاسبات ریاضی روی قیمت و حجم هستند که به صورت نمودارهای گرافیکی رسم می‌شوند. از این نمودارها اطلاعات مفیدی در مورد گذشته و آینده‌ی روند به دست می‌آید. برای آشنایی بیشتر با اندیکاتورها و اوسیلاتورها می‌توانید مقاله اندیکاتورهای تکنیکال را مطالعه کنید.

بهترین اندیکاتورهای تکنیکال برای نوسان‌گیری

تحلیلگران تکنیکال معمولا چند اندیکاتور را به صورت همزمان استفاده می‌کنند. از میان ده‌ها اندیکاتور باید آنهایی را انتخاب کنید که برای شما بهتر عمل می‌کنند. در ادامه هفت مورد از بهترین اندیکاتورهای برای نوسان‌گیری برای معاملات کوتاه‌مدت را بررسی خواهیم کرد.

1. اندیکاتور حجم تعادلی یا OBV

ابتدا از اندیکاتور حجم تعادلی (On-Balance Volume) برای اندازه‌گیری جریان مثبت و منفی حجم در دوره‌ی زمانی استفاده کنید. حجم تعادلی به این صورت محاسبه می‌شود:

  • اگر قیمت نسبت به روز قبل افزایش یابد، حجم امروز به حجم روز قبل اضافه می‌شود.
  • اگر قیمت نسبت به روز قبل کاهش یابد، حجم امروز از حجم روز قبل کسر می‌شود.

به جای روز می‌توان از هر تایم فریم دیگر (ساعتی، هفتگی و…) استفاده کرد. واضح است که در یک روند صعودی OBV افزایش می‌یابد و در روند نزولی مقدار رو به کاهش است.

اندیکاتور تکنیکال OBV

اندیکاتور تکنیکال OBV یا حجم تعادلی

هنگامی که حجم تعادلی افزایش می‌یابد به معنای ورود خریداران و افزایش قدرت آنهاست. روند نزولی حجم تعادلی نیز به معنای کاهش قدرت خریداران است. اندیکاتور OBV یکی از بهترین اندیکاتورهای تکنیکال برای تایید روند است. اگر قیمت و OBV همزمان افزایش یابند به معنای ادامه‌ی روند صعودی است. کاهش همزمان قیمت و OBV به معنای ادامه‌ی روند نزولی است.

از حجم تعادلی برای تشخیص واگرایی‌ها نیز استفاده می‌شود. واگرایی هنگامی رخ می‌دهد که قیمت و اندیکاتور در جهت عکس هم حرکت کنند. با استفاده از واگرایی‌ می‌توان معکوس شدن روند را تشخیص داد. به عنوان مثال افزایش قیمت و کاهش OBV، به این معناست که روند صعودی توسط خریداران قوی پشتیبانی نمی‌شود و احتمال بازگشت روند وجود دارد.

2. اندیکاتور خط تراکم/توزیع یا خط A/D

خط تراکم/توزیع (Accumulation/Distribution Line) از بهترین اندیکاتورهایی نوسان‌گیری است که برای تشخیص جریان ورود و خروج پول در اوراق بهادار استفاده می‌شود.

اندیکاتور A/D بسیار شبیه به OBV است، با این تفاوت استراتژی معاملاتی اسکالپ در ارز دیجیتال که علاوه بر قیمت بسته شدن در یک دوره‌ی معاملاتی، قیمت باز شدن و کل محدوده‌ی قیمتی را نیز در محاسبات لحاظ می‌کند. هر چقدر قیمت بسته شدن از میانه‌ی دامنه‌ی قیمت فاصله بگیرد و به سقف قیمت نزدیکتر شود، اندیکاتور به حجم ارزش بیشتری است.

اندیکاتور خط تراکم توزیع AD

اندیکاتور خط A/D تراکم و توزیع

محاسبات A/D پیچیده‌تر از OBV است اما نمی‌توان گفت که اندیکاتور دقیق‌تری است. گاهی اوقات حجم تعادلی بهتر از تراکم/توزیع بهتر عمل می‌کند و بالعکس.

تفسیر A/D کاملا شبیه به OBV است، اگر قیمت و اندیکاتور هر دو صعودی باشند، نشان از ادامه‌دار بودن روند صعودی است. همچنین برای تشخیص واگرایی‌ها نیز می‌توان از اندیکاتور A/D استفاده کرد. اگر نمودار قیمت و اندیکاتور همسو نباشند احتمال تغییر روند وجود دارد.

3. شاخص جهت‌دار میانگین یا ADX

شاخص جهت‌دار میانگین (Average Directional Index) یک اندیکاتور تشخیص روند است که برای اندازه‌گیری قدرت و حرکت یک روند استفاده می‌شود.

هر گاه نمودار اندیکاتور ADX بالای عدد 20 باشد سهم دارای روند (صعودی یا نزولی) است. هر گاه ADX زیر عدد 20 قرار گیرد، قیمت روندی بسیار ضعیف دارد یا بدون روند است. در محدوده‌های بالای عدد 40 روند بسیار پرقدرت است.

 اندیکاتور_ADX یکی از بهترین اندیکاتورهای تکنیکال

اندیکاتور شاخص جهت‌دار میانگین ADX

خط اصلی اندیکاتور ADX نام دارد و معمولا با رنگ تیره نمایش داده می‌شود. دو خط دیگر نیز به نام‌های DI+ و DI- نیز وجود دارند.

  • هر گاه DI+ بالای DI- باشد و ADX بالای 20: روند صعودی (خط سبز رنگ)
  • هر گاه DI+ زیر DI- باشد و ADX بالای 20: روند نزولی (خط قرمز رنگ)

اگر ADX زیر 20 باشد، DI+ و DI- به هم نزدیک هستند و مرتب همدیگر را قطع می‌کنند.

4. اندیکاتور آرون (Aroon)

اوسیلاتور آرون (Aroon) یک اوسیلاتور جدید برای نوسان‌گیری است و با یک دوره‌ی زمانی معمولا 25 روزه ترسیم می‌شود. از آرون استراتژی معاملاتی اسکالپ در ارز دیجیتال تشخیص جهت و قدرت روند استفاده می‌شود. اندیکاتور آرون دارای دو خط است: آرون صعودی (خط آبی) و آرون نزولی (خط قرمز).

اندیکاتور آرون Aroon یکی از بهترین اندیکاتورهای تکنیکال

اندیکاتور آرون Aroon

هنگامی که خط آبی از پایین به بالا خط قرمز را قطع کند، اولین نشانه‌ی تغییر روند به صعودی است. در ادامه اگر خط آبی در نزدیکی عدد 100 باقی بماند، روند صعودی تایید می‌شود.

عکس حالت قبل نیز روند نزولی را تایید می‌کند. هنگامی که خط آرون نزولی، خط آرون صعودی را رو به بالا قطع کند و در نزدیکی عدد 100 قرار گیرد، تغییر روند از صعودی به نزولی تایید می‌شود. مجموع آرون صعودی و نزولی 100 است. هر گاه هر کدام از خطوط به 100 نزدیک شود، خط دیگر به صفر نزدیک خواهد شد.

5. اندیکاتور مکدی (MACD)

واگرایی همگرایی میانگین متحرک (Moving Average Convergence Divergence) یا مکدی، از اندیکاتورهای برتر نوسان‌گیری برای تشخیص جهت و مومنتوم (قدرت حرکت) روند است. مکدی از سه جزء تشکیل شده است:

  • خط مکدی: از تفاضل میانگین‌های 26 و 12 روزه‌ی نمودار قیمت به دست می‌آید (خط آبی).
  • خط سیگنال: میانگین نمایی 9 روزه از خط مکدی است (خط قرمز).
  • نمودار میله‌ای (هیستوگرام): اختلاف خط مکدی و خط سیگنال را نمایش می‌دهد.

اندیکاتور مکدی MACD از بهترین اندیکاتورهای تکنیکال

اندیکاتور مکدی MACD

اگر خط مکدی بالای صفر باشد، قیمت در روند صعودی است و چنانچه زیر صفر بیاید قیمت وارد یک روند نزولی شده است.

هر گاه خط مکدی از پایین به بالا خط سیگنال را قطع کند، روند صعودی تایید می‌شود و بالعکس اگر خط مکدی از بالا به پایین خط سیگنال را قطع کند نشانه‌ی روند نزولی است. از هیستوگرام مکدی نیز برای تشخیص واگرایی‌ها استفاده می‌شود.

6. شاخص قدرت نسبی یا RSI

شاخص قدرت نسبی (Relative Strength Index) از محبوب‌ترین اوسیلاتورها برای نوسان‌گیری است. این اندیکاتور سه کاربرد عمده دارد: تشخیص نواحی اشباع خرید و اشباع فروش، واگرایی‌ها و سطوح مقاومت و حمایت.

اوسیلاتور RSI بین صفر تا 100 در نوسان است. دو سطح 30 و 70 سطوح مهم این اندیکاتور هستند. هنگامی که RSI بالای 70 باشد، اشباع خرید (خریدهای افراطی) را نشان می‌دهد و هر گاه زیر 30 قرار گیرد نشان‌دهنده‌ی اشباع فروش (فروش‌های افراطی) است. اما این می‌تواند تفسیر گمراه‌کننده باشد.

اندیکاتور RSI

اندیکاتور RSI

در روندهای پرقدرت ممکن است سهم مدت زیادی در محدوده‌های اشباع خرید و فروش باقی بماند. این امکان نیز وجود دارد که روند قیمت پیش از رسیدن به این محدوده‌ها معکوس شود. برای اینکه سیگنال‌های دقیق‌تری دریافت کنید، محدوده‌های اشباع را با واگرایی‌ ترکیب کنید.

اندیکاتور RSI از بهترین اندیکاتورهای تکنیکال برای تشخیص واگرایی است. واگرایی هنگامی رخ می‌دهد که قیمت و اندیکاتور در دو جهت مختلف حرکت کنند. به عنوان مثال قیمت صعودی باشد و نمودار RSI نزولی. واگرایی نشان‌دهنده‌ی تضعیف روند و احتمال معکوس شدن آن است.

سومین کارکرد این اندیکاتور برای تشخیص سطوح حمایت و مقاومت است. می‌توانید روی نمودار RSI خطوط روند را رسم کنید و معامله‌های خود را براساس آن انجام دهید.

7. اندیکاتور استوکستیک یا Stochastic

اندیکاتور استوکستیک قیمت بسته شدن را نسبت به محدوده‌ی قیمت در یک دروه‌ی معاملاتی (محدوده‌ی بالاترین و پایین‌ترین قیمت) نشان می‌دهد. استوکستیک بین صفر تا 100 در نوسان است. عددهای بالاتر از 80 بیانگیر اشباع خرید و عددهای زیر 20 اشباع فروش را نشان می‌دهد. قله‌های نمودار بیانگر پایان روند صعودی و دره‌ها پایان روند نزولی را نشان می‌دهد.

اندیکاتور استوکستیک Stochastic

خطوط آبی (K) و قرمز (D) اندیکاتور استوکستیک

استوکستیک از دو خط K (آبی) و D (قرمز) تشکیل شده است. هر گاه K از پایین به بالا، D را قطع کند؛ اولین نشانه‌ی خرید است و بالعکس از بالا به پایین قطع کند اولین نشانه‌ی فروش.

خطوط استوکستیک بسیار سریع حرکت می‌کنند و از بهترین اندیکاتورهای تکنیکال برای نوسان‌گیری است. همچنین برای تشخیص واگرایی نیز کاربرد دارد.

بهترین اندیکاتورهای تکنیکال برای نوسان‌گیری دقیقه‌ای

معاملات اسکالپ در بازار فارکس طرفداران زیادی دارد. اسکالپرها در تایم فریم دقیقه‌ای معامله می‌کنند. هدف آنها سودهای کوچک روی تعداد معاملات بسیار بالاست. اندیکاتورها از ابزارهای مهم در معاملات دقیقه‌ای هستند. با توجه به استراتژی خود می‌توانید از اندیکاتورهای مختلفی استفاده کنید، اما اندیکاتور RSI، میانگین‌های متحرک و باند بولینگر بهترین اندیکاتور برای نوسان‌گیری دقیقه‌ای هستند.

بهترین ترکیب اندیکاتور برای نوسان‌گیری

اندیکاتورهای را می‌توان به سه دسته‌ی مختلف تقسیم کرد.

  • اندیکاتور دنبال کننده‌ی روند مانند میانگین متحرک که پیرو روند اصلی است. یا باند بولینگر که به صورت یک کانال روی نمودار قیمت رسم می‌شود.
  • اندیکاتور مومنتوم که قدرت و سرعت حرکت را نشان می‌دهند. شاخص قدرت نسبی یا RSI یک اندیکاتور مومنتوم است.
  • اندیکاتور حجمی که با محاسبات روی حجم بدست می‌آیند. حجم تعادلی یک اندیکاتور حجمی است که در این مطلب آن را بررسی کردیم.

برای رسیدن به بهترین ترکیب اندیکاتورها برای نوسان‌گیری کافی است که اندیکاتورهایی از دسته‌های مختلف انتخاب کنید. در این صورت سیگنال‌های مشابه دریافت نخواهید کرد. مثلا اگر از سه اندیکاتور مومنتوم استفاده کنید سیگنال‌های مشابهی دریافت می‌کنید. با سه نوع اندیکاتور دنبال‌کننده، مومنتوم و حجم یک استراتژی واحد می‌سازیم. این بهترین ترکیب اندیکاتور برای نوسان‌گیری است.

جمع بندی بهترین اندیکاتورهای تکنیکال

هدف هر معامله‌گر در کوتاه‌مدت، تعیین جهت روند یک دارایی و سودسازی است. در این مطلب از چشم بورس هفت مورد از بهترین اندیکاتورهای تکنیکال برای نوسان‌گیری را معرفی کردیم. از اندیکاتورها برای دریافت سیگنال‌ خرید و فروش استفاده کنید و یک ابزار معاملاتی طراحی کنید یا ابزار فعلی خود را توسعه دهید.

اندیکاتورهای نوسان‌گیری به این هفت مورد محدود نیستند. ده‌ها اندیکاتور برای تشخیص روند موجود است و می‌توانید برای انتخاب آنها از حساب‌های دمو (Demo) استفاده کنید. همچنین توصیه می‌کنیم اندیکاتورها را با ابزارهای دیگر مانند الگوهای قیمتی و خطوط روند ترکیب کنید. اگر قصد سرمایه‌گذاری در بازار بورس و ارز دیجیتال را دارید، کارشناسان چشم بورس شما را راهنمایی خواهند کرد:

سوالات متداول

تحلیل تکنیکال پیش‌بینی روند چارت قیمت با استفاده از اطلاعات نموداری همچون قیمت، حجم و زمان است.

اندیکاتورها نمودارهای کمکی برای درک بهتر روند هستند که با محاسبات ریاضی به دست می‌آیند.

اندیکاتورها به دو نوع همپوشان و اوسیلاتور تقسیم می‌شوند. اندیکاتورهای همپوشان یا Overlay روی نمودار قیمت رسم می‌شوند. در حالی که اوسیلاتورها در پایین چارت رسم می‌شوند و حول یک خط افقی نوسان می‎‌کنند.

هیچ روشی کامل نیست. اندیکاتورها ابزارهایی مفید هستند، در صورتی که در یک استراتژی مناسب آنها را استفاده کنید. علاوه بر این، تحلیل تکنیکال در کنار مدیریت سرمایه و روانشناسی سه ضلع موفقیت در بازارهای مالی هستند.

نمی‌توان جواب قطعی داد! به استراتژی شما، شیوه‌ی معاملات و بازاری که در آن ترید می‌کنید بستگی دارد. برای موفقیت راه‌های گوناگونی وجود دارد. همه‌ی معامله‌گران موفق روش‌های مختص به خود را دارند

مقالات مرتبط

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

برو به دکمه بالا