تجارت فارکس

نسبت های اصلاحی فیبوناچی

در واقع با استفاده از نسبت های فیبوناچی میتوانیم به طور تقریبی تشخیص دهیم که میزان اصلاح یک سهم تا چه درصدی ادامه خواهد داشت و یا در کدام نواحی ممکن است اصلاح تمام شود و روند برگردد.

نسبت های اصلاحی فیبوناچی

مشاوره رایگان

برای دریافت مشاوره در مورد چگونگی عضویت در صندوق و شرایط سبد های مختلف کافیست عدد 2 را به سامانه زیر پیامک کنید.

  • 02191004770
  • [email protected]
  • تهران، خیابان بهشتی، پلاک 436، طبقه 4، واحد 15

خانه / سرمایه گذاری و بورس / فیبوناچی در بورس چیست/ کاربرد فیبوناچی در بازار بورس و تحلیل تکنیکال

فیبوناچی در بورس چیست/ کاربرد فیبوناچی در بازار بورس و تحلیل تکنیکال

در تحلیل تکنیکال از ابزارهای مختلفی استفاده میشود که یکی از مهم ترین و پرکاربردترین آنها ابزار فیبوناچی می باشد. با استفاه از این ابزارها میتوان نقاط حمایت و مقاومت قوی را به دست آورد و بازگشت و ادامه روند سهم را با استفاده از آن آنها تشخیص داد.

کاربرد فیبوناچی در بورس

فیبوناچی ابزاری محبوب در بین تکنیکالیست ها می باشد که معامله گران می توانند از آن برای مشخص کردن سطح حمایت و مقاومت استفاده کنند و با استفاده از آن نقاط حمایت و مقاومت را تعیین کنند. نسبت های فیبوناچی توسط ریاضیدان ایتالیایی “لئوناردو فیبوناچی” ابداع شده اند.

فیبوناچی در بورس چیست/ کاربرد فیبوناچی در بازار بورس و تحلیل تکنیکال

این ریاضیدان معتقد بود که نسبت های فیبوناچی به وفور در طبیعت وجود دارند و پس از آن که معامله گران دریافتند در بازارهای مالی هم میتوان از این نسبت ها استفاه کرد، تحلیلگران از این ابزار برای تعیین نقاط ورود و خروج مناسب استفاده میکنند.

چرا سرمایه گذاران از ابزارهای فیبوناچی استفاده می کنند؟

سرمایه گذاران به سه دلیل از آنالیز فیبوناچی استفاده می کنند:

  • برای شناسایی یا تأیید سطح حمایت و مقاومت
  • برای کمک به شناسایی اهداف قیمت سهم ها
  • برای تعیین حد سود یا حد ضرر

درباره انواع الگوی مثلث در تحلیل تکنیکال بیشتر بخوانید

ابزارهای فیبوناچی

ابزارهای فیبوناچی بر اساس اهداف مختلف به ۴ ابزار فیبوناچی اصلاحی، فیبوناچی خارجی، فیبوناچی انبساطی و فیبوناچی پروژکشن تقسیم بندی می شوند.

  • فیبوناچی اصلاحی(Fibonacci Retracement (RET
  • فیبوناچی خارجی (Fibonacci Extension (EXT
  • فیبوناچی پروجکشن (Fibonacci Projection (PRO
  • فیبوناچی انبساطی (Fibonacci Expansion (EXP

فیبوناچی اصلاحی (Fibonacci Retracement (RET:

مهمترین ابزار فیبوناچی اصلاحی (Fibonacci Retracement (RET می باشد که کاربردهای بسیار زیادی در تحلیل تکنیکال دارد و همین ویژگی ها دلیل اهمیت بیشتر این فیبوناچی نسبت به سایر فیبوناچی ها می باشد.

اما فیبوناچی اصلاحی چه کاربری دارد؟ در واقع با کمک فیبوناچی اصلاحی درصدهای احتمالی برای پایان یک حرکت اصلاحی را میتوان به صورت تقریبی تشخیص داد بهترین نقطه خرید یا فروش یک سهم در چه ناحیه ای می باشد.

در واقع با استفاده از نسبت های فیبوناچی میتوانیم به طور تقریبی تشخیص دهیم که میزان اصلاح یک سهم تا چه درصدی ادامه خواهد داشت و یا در کدام نواحی ممکن است اصلاح تمام شود و روند برگردد.

درصدهای مهم در فیبوناچی اصلاحی

مهم ترین درصدهای فیبوناچی اصلاحی که بسیار مهم هم هستند عبارتند از:

درصدهای بالا مهمترین درصدهای فیبوناچی اصلاحی می باشند. در بین درصدهای مذکور، درصد ۶۱.۸ از بقیه اهمیتش بیشتری است تا حدی که به آن درصد طلایی میگویند و بیشتر حرکات اصلاحی در عدد ۶۱.۸% پایان می یابد.

اگر با تحلیل تکنیکال آشنا باشید و از نسبت های فیبوناچی استفاده کرده باشید با عدد ۵۰% برخورد داشته اید. در واقع نسبت ۵۰ درصد جزو اعداد اصلی فیبوناچی نیست، اما تحلیلگران معتقدند که در بسیاری از موارد زمانی که قیمت به سطح ۵۰ درصد رسیده واکنش خوبی نشان داده و روند برگشت، بر همین اساس معامله گران این درصد را هم به بقیه اعداد اضافه کردند.

یک نمودار همیشه نمیتواند مثبت یا منفی باشد، زمانی که یک نمودار در یک جهت حرکت میکند با توجه به حرکتی که داشته تمایل برای اصلاح قیمتی دارد و با استفاده از ابزار فیبوناچی اصلاحی میتوان میزان و درصد این اصلاح را بصورت تقریبی تشخیص داد.

زمانی که در یک نمودار روند صعودی باشد و قیمت سهم روبه اصلاح برود از ابزار فیبوناچی اصلاحی میتوانیم حمایت‌های آن را مورد بررسی قرار دهیم.

نحوه رسم فیبوناچی اصلاحی بر روی نمودار قیمتی در تحلیل تکنیکال

برای رسم فیبوناچی اصلاحی بر روی نمودار قیمتی در تحلیل تکنیکال در ابتدا یک روند خاص (صعودی یا نزولی) را مشخص کنید.

توجه داشته باشید برای رسم فیبوناچی اصلاحی بعد از انتخاب ابزار، در روند صعودی کف را به سقف و در روند نزولی سقف را به کف متصل کنید.

بعد از اینکه از این ابزار استفاده کردید حالا باید منتظر واکنش از سمت معامله‌گران در یکی از سطوح فیبوناچی اصلاحی باشید.

با استفاده از این ابزار میتوانید خطوط حمایتی و مقاومتی مهمی را به دست آورید

در این نسبت ها، نسبت‌های ۶۱.۸ درصد و ۳۸.۲ درصد بسیار پرکاربردتر از بقیه هستند. و در اکثر اوقات زمانی که سهم تا این نواحی اصلاح کرده باشد به این نسبت ها واکنش نشان داده و برمیگردد.

فیبوناچی در بورس چیست/ کاربرد فیبوناچی در بازار بورس و تحلیل تکنیکال

فیبوناچی بازگشتی خارجی (Fibonacci Extension (EXT

فیبوناچی بازگشتی خارجی (Fibonacci Extension (EXT ابزاری است برای پیش‌بینی سطوح قیمتی بیشتر از ۱۰۰ درصد. نام دیگر فیبوناچی اکستنشن، فیبوناچی گسترشی می باشد و بیشترین کاربرد آن تعیین اهداف قیمتی است. البته تحلیل گرانی هم هستند که از فیبوناچی اکستنشن برای بررسی نقاط ورود به سهم استفاده می کنند که البته اینکار با ترکیب فیبوناچی اکستنشن و فیبوناچی پروجکشن انجام میشود.

به درصدهای موجود در فیبوناچی اکستنشن Fibonacci Extension درصدهای خارجی گفته میشود به دلیل اینکه فیبوناچی اکستنشن اعداد بالاتر از ۱۰۰% را در بر می گیرد، و به درصدهای موجود در فیبوناچی اصلاحی Fibonacci Retracement درصدهای داخلی گفته می شود به دلیل اینکه همه درصدهای موجود در فیبوناچی اکستنشن زیر ۱۰۰ هستند.

درصدهای مهم در فیبوناچی اکستنشن Fibonacci Extension

مهم ترین درصدهای فیبوناچی اکستنشن که بسیار مهم هم هستند عبارتند از:

اگر دید شما برای سرمایه گذاری کوتاه مدت و میان مدت است در بین درصدهای مذکور دو درصد ۱۲۷٫۲ و ۱۶۱٫۸ بسیار مهم هستند به دلیل اینکه در این مدت زمان اهداف قابل دستیابی تری هستند.

ولی اگر دید سرمایه گذار شما بلند مدت است برای اهداف دورتر درصدهای ۲۶۱٫۸ و ۴۲۳٫۶ هم کاربردی می باشند.

نحوه رسم فیبوناچی اکستنشن یا گسترشی بر روی نمودار قیمتی در تحلیل تکنیکال

به طور ساده باید بگوییم که فیبوناچی اکستنشن را روی موج اصلاحی ترسیم می کنیم. دقیقا برخلاف فیبوناچی اصلاحی که روی موج اصلی ترسیم میشد. در واقع در اینجا میخواهیم بدانیم که اگر موج اصلی شروع شد و از موج اصلاحی فراتر رفت، تا کجا می تواند حرکت را ادامه دهد. بنابراین باید فیبوناچی اکستنشن را روی موج اصلاحی ترسیم کنیم تا اهداف موج اصلی را بدست بیاوریم.

در یک حرکت صعودی از سقف A به کف B فیبوناچی را ترسیم میکنیم:

فیبوناچی در بورس چیست/ کاربرد فیبوناچی در بازار بورس و تحلیل تکنیکال

در یک حرکت نزولی از کف A به سقف B فیبوناچی را ترسیم میکنیم:

فیبوناچی در بورس چیست/ کاربرد فیبوناچی در بازار بورس و تحلیل تکنیکال

فیبوناچی پروجکشن (Fibonacci Projection (PRO

از ابزار فیبوناچی پروجکشن، به نسبت های اصلاحی فیبوناچی منظور تعیین اهداف قیمتی و نقاط ورود به سهم استفاده می شود. ابزار فیبوناچی پروجکشن بسیار پرکاربرد برای یافتن حرکات متقارن (Symmetry) می باشد.

در فیبوناچی پروجکشن بر خلاف دو فیبوناچی دیگر از سه نقطه برای رسم استفاده می کنیم.

همانطور که در تصویر زیر هم مشاهده می کنید فیبوناچی پروجکشن شامل دو سطح ۱۰۰ و ۱۶۱٫۸ می باشد.
در بین این دو عدد به دلیل اینکه سطح ۱۰۰% برای حرکات متقارن استفاده می شود اهمیت بیشتری دارد. اما در بعضی از تحلیل ها مشاهده شده که قیمت به سطح ۱۶۱٫۸ واکنش های خوبی نشان داده است.

نحوه رسم فیبوناچی پروجکشن بر روی نمودار قیمتی در تحلیل تکنیکال

همانطور که گفتیم برای رسم فیبوناچی پروجکشن به سه نقطه نیاز داریم که آنها را با حروف A-B-C نام گذاری میکنیم.

رمانی میتوانیم فیبوناچی پروجکشن را به صورت صحیح ترسیم کنیم که حرکت ABC به گونه ای باشد که حرکت A تا B را نقطه C تاحدودی اصلاح کرده باشد.

برای رسم فیبوناچی پروجکشن نقطه اول را روی A، نقطه دوم را روی B و نقطه سوم را روی C قرار دهید.

نحوه رسم فیبوناچی پروجکشن در روند صعودی

فیبوناچی در بورس چیست/ کاربرد فیبوناچی در بازار بورس و تحلیل تکنیکال

نحوه رسم فیبوناچی پروجکشن در روند نزولی

فیبوناچی در بورس چیست/ کاربرد فیبوناچی در بازار بورس و تحلیل تکنیکال

Compatible data.

Lorem ipsum dolor sit amet, consectetur adipis scing elit, sed do eiusmod tempor incididunt ut labore et dolore magna aliqua.

enim ad minim veniam quis nostrud exercita ullamco laboris nisi ut aliquip ex ea commodo consequat.

  • Pina & Associates Insurance
  • Payment at Contingency
  • Amount of Payment

Two Most-Cited Reason

Consectetur adipiscing elit, sed do eiusmod tempor incididunt ut labore dolore magna aliqua. enim ad minim veniam, quis nostrud exercitation ullamco laboris nisi ut aliquip ex commodo consequat. duis aute irure dolor in reprehenderit in voluptate.

چگونه سطوح فیبوناچی fibonacci را رسم کنیم

تحلیل فیبوناچی اصلاحی و تعمیم یافته، سطوح مقاومت و حمایت پنهان را با استفاده از نسبت طلایی مشخص می‌کند. شبکه‌های فیبوناچی در اکثر برنامه‌های تحلیل نمودار در دسترس است . این ابزار سطوح قیمتی را مشخص می‌کند که مانند مقاومت و حمایت سنتی عمل می‌کنند اما به جای اینکه سقف و کف نمودار قیمت را در نظر بگیرند ریشه در نسبت‌های ریاضی دارند. خیلی از معامله‌گران و سرمایه‌گذاران فیبوناچی را به عنوان یک علم بی‌پایه و مبتنی بر خرافات بی‌اعتبار می‌دانند، اما ریشه طبیعی فیبوناچی درک جنبه‌های کمتر شناخته‌شده رفتار انسان است.

ریاضی فیبوناچی بر نسبت‌هایی تمرکز می‌کند که جوهره زیبایی را در‌می‌یابد و آن‌ها را در یک مجموعه از نسبت‌ها که قادر به توضیح شگفتی صدف‌ها ، گل‌ها و حتی ساختار صورت هنرپیشه‌های زن هالیوود است، ارائه می‌دهد. این تحلیل قابل اجرا بر روی اندازه‌گیری نوسانات در جهت روند یا در خلاف جهت روند که منجر به ایجاد نسبت‌ها ، پولبک ها (عقب نشینی‌ها) و بازگشت‌ها می‌شود ، است. در کاربرد بازاری آن فیبوناچی رفتار عموم و میل آن‌ها به خرید و فروش سهام در سطوح بازگشتی کلیدی را می‌سنجد. فیبوناچی همچنین نقاط بازگشت کلیدی و نوارهای باریک قیمت یعنی جاهایی که روند بازار تحرک خود را از دست داده و تبدیل به یک محدوده معاملاتی، الگوهای بالارونده یا پایین رونده می‌شود را تشخیص می‌دهد.

فیبوناچی از طیفی از استراتژی‌های سودآور پشتیبانی می‌کند، اما جاگذاری اشتباه سطوح آن موجب از بین رفتن پیش‌بینی و اعتماد به نفس کاذب می‌گردد. معامله‌گران وقتی برای اولین بار از این ابزار استفاده می‌کنند و پاسخ درخور توجه نمی‌گیرند ناامید می‌شوند، معمولا آن را مانند دیگر ابزار تحلیلی رها می‌کنند. با این وجود، اصرار ، دقت و کمی مطابق دستورالعمل رفتار کردن پیشرفت‌های معاملاتی ایجاد می‌کند که تمام عمر پایدار است.

استفاده از سطوح بازگشتی برای تحلیل پولبک‌ها، بازگشت‌ها، تصحیح قیمت‌ها و دیگر تحرکات قیمتی داخل محدوده یک روند کلی صعودی یا نزولی انجام می‌گیرد. استفاده از سطوح تعمیم یافته برای اندازه گیری اینکه یک روند صعودی یا نزولی تا کجا پس از شکستن سطح بالا یا سطح پایین، پیش می‌رود کاربرد دارد. این تحلیل پایه‌ای برای ایجاد اهداف قیمتی تکنیکال یا مناطق خروج با سود را شکل می‌دهد.

جاگذاری (رسم) شبکه (سطوح) اصلاحی

برای رسم سطوح فیبوناچی مهارت زیادی احتیاج است و در نظر گرفتن سطح آغازین و یا پایانی اشتباه ، بازده درآمدی را با تشویق به خرید یا فروش در سطوح قیمتی اشتباه، کاهش می‌دهد. این فرآیند همچنین احتیاج به رسم شبکه‌ای از روندها دارد، با قرارگیری مناسب سطوح در قالبهای زمانی (تایم فریم‌ها) بلندتر و کوتاهتر می‌توان بازه‌های قیمتی را که ممکن است زمانی که معامله باز است لمس شود را بدست آورد.

جاگذاری سطوح را با رفتن به تایم فریم هفتگی و پیدا کردن بلندترین روند(نزولی یا صعودی) آغاز می‌شود. یک شبکه فیبوناچی از کف به سقف در یک روند صعودی و یا سقف به کف در یک روند نزولی قرار می‌گیرد. شبکه فیبوناچی را تنظیم می‌کنیم تا سطوح اصلاحی 0.382 ،0.50، 0.618 و 0.786 را نشان دهد. سه نسبت اول به عنوان نواحی تراکمی عمل می‌کند که قیمت می‌تواند مانند یک ساچمه به بالا پرتاب شود، در حالی که 0.786 یک خط نهایی مشخص می‌کند که نقض آن تغییر در روند را علامت می‌دهد.

حال به روندهای کوتاه‌مدت تر می‌رویم، یک شبکه جدید برای این تایم فریم رسم می‌کنیم. بعد از تکمیل چارت شما یک سری ازشبکه ها را نشان خواهد داد، که بعضی خطوط به شدت به هم چسبیده اند و بعضی خطوط اصلا به هم نزدیک نیستند ، خطوط چسبیده سطوح حمایت و مقاومت هارمونیک را مشخص می‌کنند که می‌تواند به اصلاح قیمت پایان بدهد و پیشروی روند به سمت بالا یا پایین را اعلام کند، خصوصا وقتی که توسط میانگین متحرک‌ها، خط روندها و شکاف‌ها تایید گردد. انطباق‌های ضعیف نشان‌دهنده بی‌نظمی توسط نیروهای خلاف جهت هم است که موجب ایجاد پرش‌ها می‌شود که این باعث کاهش قدرت پیش‌بینی و سود احتمالی می‌گردد.

شبکه اصلاحی 60 دقیقه‌ای خطوط هوایی دلتا

شبکه‌های فیبوناچی به طور مشابه در روندهای صعودی و روندهای نزولیی در تمام تایم فریم‌ها به خوبی کار می‌کنند. در چارت بالا، شرکت خطوط هوایی دلتا (DAL) بین 39$ و 48$ در دو موج متمایز فروخته شده است. قرار دادن یک شبکه در دوره بلندتر موجب کاهش نقاط کلیدی سطوح مقاومت هارمونیک می‌گردد، در حالیکه کشیدن شبکه دوم بر روی آخرین موج فروش انطباق‌های مخفی را بین تایم فریم‌ها آشکار می‌سازد.

سطح اصلاحی 0.382 از موج بلندتر (1) به صورت تنگاتنگ با سطح اصلاحی 0.618 از موج کوتاهتر (2) همپوشانی دارد که با (A) نمایش داده شده، در حالیکه سطح اصلاحی 0.500 بلندمدت به طور کل با سطح اصلاحی 0.786 همپوشانی دارد که با (B) نمایش داده شده. جهش از کف قیمتی ماه ژوئن به همپوشانی پایین‌تر (A) ختم شده و برای هفت ساعت در آنجا باقی‌مانده و سرانجام آخرین بازدهی پشت سرهم را بعد از رسیدن به همپوشانی (B) رقم زده، جایی که جهش به پایان رسید.

اگر شما سطوح اشتباهی را برای نقاط آغاز و پایان در نظر بگیرید موجب تشویق شما به خرید یا فروش در قیمت‌های اشتباه می‌گردد، و شما بازدهی خود را از دست می‌دهید.

استفاده از شبکه تعمیم یافته (EXTENSION GRIDS)

سطوح تعمیم یافته زمانی بهترین عملکرد خود را دارند که نسبت‌هایی که از محدوده معاملاتی حاصل می‌شوند به طور واضح نشانگر پولبک (عقب نشینی) و شکستن سطوح باشد. برای یک روند صعودی کار سطوح تعمیم یافته از یک کف نوسانی داخل محدوده شروع می‌شود و به سطح شکسته شده گسترش می‌یابد، که همان سقف محدوده است. یک بار کلیک کنید تا شبکه ایجاد شود و با دومین کلیک شبکه نمایان می‌شود. این شبکه را از نقطه شکست قیمت آغاز کنید و آن را به بالا بکشید تا زمانی که به سطوح فیبوناچی که در طول مدت معامله ممکن است وارد کار شود برسید.

این پروسه را برای یک روند نزولی برعکس کنید، از یک سقف نوسانی شروع کنید و آن را تا سطح شکست قیمتی(سقوط) گسترش دهید، که همان کف محدوده معاملاتی می‌باشد. یک بار کلیک نسبت های اصلاحی فیبوناچی کنید تا شبکه ایجاد شود و با دومین کلیک شبکه ظاهر می‌شود. این شبکه را در سطح شکست قیمتی آغاز کنید و آن را تا جایی پایین بکشید که نسبت‌های فیبوناچی که ممکن است در طول مدت معامله وارد کار شوند برسید. شبکه‌های نزولی از نسبت‌های کمتری نسبت به شبکه‌های صعودی استفاده می‌کنند و دلیل آن این است که می‌توان آن را تا بی‌نهایت گسترش داد ولی تا زیر صفر (محدوده منفی) نه.

شبکه تعمیم‌یافته هفتگی اپل (APPLE)

نسبت های اصلاحی فیبوناچی

شرکت اپل (AAPL) یک روند صعودی تاریخی را پایان داد (B) و وارد یک محدوده معاملاتی بلند مدت شد که نقطه کف آن (A) بود. این سهم بعد از دو سال به مقاومت این محدوده رسید و آن را شکست، که این به متخصصین تکنیکال اجازه داد تا یک شبکه تعمیم یافته با استفاده از کف محدوده معاملاتی (A) و سقف آن (B) رسم کند. نسبت‌هایی که از این 46 نقطه نوسانی (101-55=46) ساخته شده‌اند نشان‌دهنده مقاومت هارمونیک در 130$(0.618) و 145$(1.00) و 173$(1.618) هستند. سهم چند ماه بعد سقف قیمتی دقیقا در 0.618 فیبوناچی تعمیم‌یافته تشکیل داد و مجددا تا 101$ پایین آمد تا حمایت کف را آزمایش کند.

ارزش چارچوب بندی

حجم کار را با تمرکز بر سطوح هارمونیکی که در مدت معامله ممکن است مورد استفاده قرار گیرند کم کنید و سطوح دیگر را نادیده بگیرید. به عنوان مثال، دلیلی ندارد که یک معامله‌گر نگرانی درباره سطوح فیبوناچی ماهانه یا سالانه داشته باشد. با این حال اینگونه برداشت نکنید که تایم‌فریم‌های بزرگتر مهم نیستند، چون یک معامله که برای مدت چند هفته باز بماند می‌تواند به سطوح هارمونیک 5 ، 6 یا حتی 10 ساله برسد که البته این زمانی اتفاق می‌افتدکه معامله در نزدیکی سطوح بلندمدت انجام بگیرد. این داده‌های دورتر می‌توانند با یک نگاه سریع به نمودار هفتگی یا ماهانه، قبل از تصمیم‌گیری درباره اینکه کدام شبکه موردنیاز است ، مدیریت گردد.

در نهایت، به کارتان ادامه بدهید و کمی چارچوب بندی انجام بدهید که اگر لازم است شبکه را نزدیکتر به خصوصیات خاص نمودار مانند شکاف‌ها، کف‌ها و سقف‌ها و میانگین متحرک‌ها رسم کنید. نقطه آغازین شبکه را در صورتیکه تحرکات قیمتی گذشته را کم خطاتر و بهتر نشان‌دهد، می‌توانید به سقف یا کف قیمتی واضح بعدی انتقال دهید. در تمرین برای رسم این شبکه، این معمولا به معنی انتخاب کف قیمتی بالاتر در الگوی کف دوقلو و سقف قیمتی پایین‌تر در الگوی سقف دوقلو می‌باشد.

از شبکه فیبوناچی اصلاحی و تعمیم یافته برای تشخیص سطوح حمایت مخفی و سطوح مقاومت مخفی که در طول دوره باز بودن معامله به آن برخورد می‌کنید، استفاده کنید. قابل اعتمادترین سیگنال‌های برگشتی فیبوناچی وقتی رخ می‌دهد که نسبت‌های شبکه به صورت بسیار نزدیک با المان های تکنیکال دیگر همچون میانگین متحرک‌ها، شکاف‌ها و سقف‌ها و کف‌های قبلی منطبق شود(روی هم بیفتد). از شبکه اصلاحی برای استراتژی‌های ورود و خروج با چزئیات استفاده می‌گردد، در حالی که از شبکه تعمیم یافته برای پیدا کردن اهداف قیمتی و تنظیم پارامترهای مدیریت ریسک استفاده می‌شود.

فیبوناتچی در تحلیل و ترکیب آن با خط روند

فیبوناتچی در تحلیل و ترکیب آن با خط روند

اعداد فیبوناچی (Fibonacci numbers) به‌عنوان یک اندیکاتور تکنیکال به‌کار می‌روند. این توالی اعداد توسط ریاضی‌دان ایتالیایی به نام فیبوناچی در قرن سیزدهم میلادی ابداع شد.

به طور کلی این توالی اعداد، که از صفر و یک شروع می‌شود، از طریق جمع شدن دو عدد قبلی به‌دست می‌آید. برای مثال، بخش ابتدایی این توالی به‌شکل زیر است. 0، 1، 1، 2، 3، 5، 8، 13، 21، 34، 55، 89، 144، 233، 377 و…. ضرایبی از این توالی به‌دست می‌آید که برخی معتقدند حرکت بازار را پیش‌بینی می‌کند.

توالی فیبوناچی به‌علت وجود نسبت طلایی (Golden ratio) که برابر با 1.618 می‌باشد، و یا معکوس آن که برابر 0.618 می‌باشد، مورد توجه است.

نکته: در توالی فیبوناچی، هر عدد داده شده تقریباً 1.618 برابر عدد قبل از خود می‌باشد، البته در این حالت چند عدد اول را در نظر نمی‌گیریم.

خوب است بدانید که نسبت طلایی در همه‌جای طبیعت وجود دارد و همه‌چیز را از جهت‌گیری آوند‌ها در یک برگ تا میزان رزونانس مغناطیسی در کریستال‌‌های کوبالت نیوبیت (Cobalt niobate crystals) را نشان می‌دهند.

ابزار‌های فیبوناچی و کاربرد آن‌‌ها در تحلیل تکنیکال

ابزار‌های فیبوناچی در تحلیل تکنیکال و بازار‌های مالی، روشی برای تحلیل بازگشت یا ادامه‌ی روند می‌باشند. به بیان دیگر فیبوناچی‌‌ها نقاط حمایتی و مقاومتی هستند که با کمک طیف گسترده‌ای از ابزار‌ها و روش‌‌های گوناگون رسم می‌شوند. در استفاده از این ابزار‌های مختلف، نسبت‌‌های فیبوناچی که راجع به آن‌‌ها صحبت شد از اهمیت فوق‌العاده‌ای برخوردار هستند.

برخی از ابزار‌های فیبوناچی به شرح زیر می‌باشند:

فیبوناچی اصلاحی (RET) Fibonacci Retracement:

می‌توان گفت که یکی از مهمترین ابزار‌های فیبوناچی در تحلیل تکنیکال است. با کمک فیبوناچی اصلاحی می‌توانیم درصد‌های احتمالی برای پایان یک حرکت اصلاحی را تخمین‌زده و نقاط ورود مناسبی را به دست آوریم.

فیبوناچی خارجی (EXT) Fibonacci Extension:

برای پیش‌بینی سطوح قیمتی بیش از ۱۰۰ درصد، مورد استفاده قرار می‌گیرد.

فیبوناچی انبساطی (EXP) Fibonacci Expansion:

فیبوناچی‌ گسترشی یا انبساطی ابزاری است که ‌معامله‌گران از ‌آن‌ برای مشخص کردن اهداف قیمتی و یا تخمین میزان حرکت قیمت پس از یک بازگشت و یا ‌‌‌پولبک قیمتی استفاده می‌کنند.

فیبوناچی پروژكشن (PRO) Fibonacci Projection:

فیبوناچی پروجکشن یا به اختصار فیبوناچی Pro ابزاری است که نقاط بازگشت بیش از ۱۰۰ درصد هر موج را نشان می‌دهد.

فیبوناچی کمان‌‌‌ها Fibonacci arcs:

این ابزار، تراز‌‌های اصلاحی را به صورت کمان نمایش می‌دهد.

فیبوناچی باد‌بزن Fan:

این ابزار فیبوناچی تراز‌‌های اصلاحی را به شکل خطوط روند نمایش می‌دهد.

فیبوناچی کانال Channel:

کاربرد این ابزار در تحلیل نمودار‌‌های قیمتی که داخل یک کانال هستند، می‌باشد هنگام شکست کانال، می‌توان به سادگی نقاط حمایت و مقاومت پیش ‌روی چارت قیمت را بر اساس خطوط ابزار Channel مشخص‌کرد.

به چه دلیل تحلیل فیبوناچی در معاملات بورسی محبوبیت دارد؟

همانطور که از قبل گفتیم در سطوح فیبوناچی در تحلیل تکنیکال به عنوان سطوح حمایتی و مقاومتی مورد استفاده قرار می‌گیرند و از این سطوح به عنوان ابزاری برای مشخص کردن اهداف قیمتی نیز می‌توان استفاده کرد. موارد زیر از جمله دلایل محبوبیت تحلیل فیبوناچی در معاملات می‌باشند:

  • سطوح گسترش و اصلاحی فیبوناچی، به‌عنوان سطوح نامرئی حمایت و مقاومت به شمار می‌آیند.
  • سطوح فیبوناچی، نقاط مرجع ملموسی را فراهم می‌آورند که اگر از آن‌‌ها درست استفاده شود، از انتزاعی شدن موضوع جلوگیری می‌کنند.

نکته: از آن‌جایی که سطوح فیبوناچی اعداد هندسی هستند، سطوح گسترش (extension) و اصلاحی (retracement) پس از رسم چشم‌نواز به نظر می‌رسند.

نکات کلیدی:

اعداد و خطوط فیبوناچی با نسبت‌‌های معروف فیبوناچی ساخته شده‌اند.

اعداد پُرکاربرد فیبوناچی در بازار‌های مالی شامل 0.236، 0.382، 0.618، 1.618، 2.618 و 4.236 هستند. این نسبت‌‌ها و یا درصد‌ها می‌توانند از تقسیم اعداد مشخصی در این توالی به اعداد دیگر حاصل شوند.

با وجود اینکه این اعداد، اعداد فیبوناچی محسوب نمی‌شوند؛ بسیاری از ‌معامله‌گران از سطوح 0.5، 1 و 2 نیز استفاده می‌کنند. این اعداد نشان می‌دهند که قیمت می‌تواند چه میزان حرکت را داشته باشد. برای مثال، اگر قیمت سهمی ‌از یک دلار به دو دلار برسد، می‌توان اعداد فیبوناچی را بر آن اعمال کرد. یک سقوط قیمتی به سطح 1.76 دلار برابر با 23.6 درصد بازگشت از حرکت قیمتی شروع شده از سطح یک دلار می‌باشد.

دو عدد از پُرکاربردترین ابزار‌های فیبوناچی، فیبوناچی برگشتی و فیبوناچی گسترشی (Fibonacci extensions) می‌باشند. فیبوناچی برگشتی (Fibonacci retracements) مقدار بازگشت قیمتی را محاسبه می‌کند و می‌گوید که قیمت در بازگشت قیمتی تا چه سطوحی می‌تواند پیش برود. فیبوناچی گسترشی نیز میزان حرکت موج اصلی قیمت را بیان می‌دارد.

سطوح بازگشتی فیبوناچی در تحلیل تکنیکال چیست؟

فیبوناچی برگشتی به دو نقطه قیمتی نیاز دارد که باید در نمودار قیمت انتخاب شوند. معمولاً برای فیبوناچی برگشتی از سطح سوئینگ‌‌های (بالاترین نقطه قیمتی) و سطح سوئینگ لو (پایین‌ترین سطح قیمتی) استفاده می‌کنند. زمانی که این دو نقطه را انتخاب کردید، خطوط فیبوناچی به‌همراه اعداد آن‌‌ها در نمودار شما رسم می‌شوند.

اگر قیمت یک سهم از پانزده دلار به بیست دلار برسد، در این حالت سطح 6.23 درصدی برابر با سطح قیمتی 18.82 دلاری می‌باشد. که آن را بدین شکل محاسبه می‌کنیم:

$18.82 = (0.236*$5) – $20

سطح قیمتی 50 درصد نیز برابر با 17.5 دلار خواهد بود که آن را نیز می‌توانیم بدین شکل محاسبه کنیم:

$17.50 = (0.5*$5) – $20

محدودیت‌‌های استفاده از اعداد و سطوح فیبوناچی

استفاده از فیبوناچی‌‌ها مسئله‌ای ذهنی می‌باشد زیرا که ‌معامله‌گر باید مقادیر بالا یا پایین در نمودار را خودشان انتخاب کنند.

نکته: مقادیر بالا (Highs) و پایین (Lowes) انتخاب شده توسط ‌معامله‌گر می‌تواند نتایجی که او به‌دست می‌آورد را تحت تأثیر قرار دهد.

اختلاف‌نظر دیگری که در مورد اعداد فیبوناچی و روش‌‌های ‌معامله‌گری با آن‌‌ها وجود دارد این است که تعداد سطوح بسیار زیادی در آن وجود دارد که بازار می‌تواند در نزدیکی هر یک از آن‌‌ها دچار بازگشت قیمتی شود، که موجب می‌شود این اندیکاتور به‌عنوان اندیکاتوری که می‌توان پس از رخ دادن حرکات قیمتی از آن استفاده کرد، در نظر گرفته شود. مشکل اصلی اینجا است که حدس زدن و پیدا کردن عددی که سطح قیمتی در آن در حال حاضر و یا در آینده بازار مهم خواهد بود، سخت می‌باشد.

در زمان انجام معاملات هرچقدر بتوانید نشانه‌‌های بیشتری را پیدا کنید که سیگنال‌‌های یکسانی در یک جهت بدهند به احتمال زیاد معاملات موفق‌تری خواهید داشت. به عنوان مثال زمانی که در حال معامله‌ کردن بر اساس اندیکاتور‌ها هستید بهتر است که از تاییدیه‌‌های پرایس اکشن و ترکیب سیگنال اندیکاتور‌ها با سطوح قیمت و یا ابزار‌های دیگر استفاده کنید. البته این موضوع که چه ابزاری را با چه ابزار دیگری ترکیب کنید کاملا بستگی به سبک و استراتژی معاملاتی شما دارد و نمی‌توان برای همه افراد یک نسخه یکسان پیچید.

روش استفاده ترکیبی از خطوط رونده:

برای استفاده ترکیبی از خطوط روند و فیبوناچی اصلاحی کافیست که ما یک روند را شناسایی کنیم. در صورتی که بتوانیم برای روند مذکور یک خط روند ترسیم کنیم، به احتمال زیاد خواهیم توانست که از یک فیبوناچی اصلاحی نیز برای گرفتن تایید‌های بیشتر استفاده کنیم.

همانطور که قبلا گفتیم، یک خط روند صعودی از دو کف بالاتر و یک خط روند نزولی از دو سقف پایین‌تر تشکیل می‌شوند. بنابراین قدم اول آن است که، نقطه برخورد سوم می‌تواند مکان مناسبی برای انجام معامله باشد. هرچند بعضی افراد عقیده دارند که بعد از برخورد سوم تازه می‌توان خط روند را معتبر دانست و برای برخورد بعدی و انجام معامله آماده شد. اما برخی دیگر معتقدند که برخورد سوم یک “برخورد تازه (Fresh Touch)” بوده و برای انجام معامله مناسب‌تر است.

قدم بعدی آن است که از ترسیم خط روند بر اساس دو نقطه به سراغ مرحله بعدی خواهیم رفت. برای انجام مرحله بعدی کافیست که یک فیبوناچی اصلاحی روی موج ماقبل آخر ترسیم کنید.

بنابراین باید فیبوناچی را روی آخرین حرکتی که قبل از شکل‌گیری موج اصلاحی به سمت خط روند می‌باشد ترسیم کنیم (از نقطه A به نقطه B).

نقاط ورود، حد ضرر و حد سود این روش

نقاط ورود

بعد از رسیدن قیمت به خط روند و ترسیم فیبوناچی اصلاحی طبق روش اشاره شده در بالا، باید ببینید که قیمت با کدام سطح فیبوناچی همتراز شده است. در صورتی که قیمت با یکی از سطوح ۵۰%، ۶۱٫۸% یا ۷۸٫۶% و خط روند همتراز شده بود، می‌توانید اقدام به معامله کنید. اگر قیمت در ناحیه‌ای بین ۶۱٫۸ و ۷۸٫۶ فیبوناچی قرار گیرد و با خط روند نیز همتراز شود، بهترین نقطه برای ورود خواهد می‌باشد.

حد ضرر

برای تعیین حد ضرر می‌توانید از دو روش استفاده کنید.

  1. در صورتی که روی خط روند صعودی معامله خود را باز کرده‌اید می‌توانید حد ضرر خود را زیر کف قبلی در نمودار قرار دهید. اگر روی خط روند نزولی پوزیشن‌گیری کرده‌اید می‌توانید حد ضرر خود را بالای سقف قبلی قرار دهید. البته تنها در حالتی مجاز به استفاده از این روش برای تعیین حد ضرر می‌باشید که کف یا سقف قبلی فاصله خیلی زیادی با نقطه ورود شما نداشته باشد.
  2. می‌توانید از سطوح فیبوناچی نیز برای تعیین حد ضرر استفاده نمایید. اگر روی سطح ۵۰% وارد بازار شده‌اید می‌توانید حد ضرر را پشت ۶۱٫۸% قرار دهید. به همین ترتیب اگر روی ۶۱٫۸ معامله خود را باز کرده‌اید، می‌توانید حد ضرر را زیر ۷۸٫۶ قرار دهید. در صورت معامله روی ۷۸٫۶ حد ضرر شما بهتر است که بالای سطح ۱۰۰% (نقطه شروع ترسیم فیبوناچی) قرار گیرد. البته حتی در صورت استفاده از این روش نیز پیشنهاد ما این است که از کف و سقف‌‌های قیمتی نیز برای تعیین بهتر حد ضرر استفاده نمایید.

حد سود

برای تعیین حد سود نیز روش‌‌های مختلفی وجود دارد که در ادامه به آن‌‌ها اشاره خواهیم کرد.

۱- در روش اول ما از نسبت “ریسک به سود” استفاده می‌کنیم. به عنوان مثال یک معامله خرید در سکه انجام داده‌اید و حد ضرر آن (بر اساس قیمت نمودار) ۲۵ هزار تومان است. بنابراین بر اساس نسبت‌‌های ریسک به سود می‌توانیم حد سود را نیز تعیین کنیم.

  • حد سود اول = ۲۵ هزار تومان (R: R = 1: 1)
  • حد سود دوم = ۵۰ هزار تومان (R: R = 1: 2)
  • حد سود سوم = ۷۵ هزار تومان (R: R = 1: 3)

نکته، لازم است که به یاد داشته باشید که در زمان رسیدن قیمت به هر پله از سود می‌توانید مقداری از حجم معامله خود را ببندید.

۲- بر اساس سطوح مهم قیمت نیز می‌توانید حد سود‌هایی برای معامله خود در نظر بگیرید. به عنوان مثال اگر روی خط روند صعودی معامله خرید باز کرده‌اید می‌توانید از سقف‌‌های مهمی که در مسیر قرار دارند به عنوان حد سود استفاده نمایید.

نکته مهمی که باید به یاد داشته باشید این است که تحت هیچ شرایطی حد سود اول شما نباید از حد ضررتان کوچکتر باشد. چرا که در بلند مدت بازدهی منفی نصیب شما خواهد کرد.

نگارش: ساناز یوسفی

به منظور کسب اطلاعات بیشتر، مطالعه مقاله محاسبه نرخ بازگشت سرمایه را به شما عزیزان پیشنهاد می نماییم.

آموزش فیبوناچی در تحلیل تکنیکال بورس و بازارهای مالی

فیبوناچی در تحلیل تکنیکال

فیبوناچی در تحلیل تکنیکال چه کاربردی دارد و چگونه می توانیم از فیبوناچی برای پیش بینی آینده قیمت استفاده کنیم ؟ ابزار فیبوناچی یکی از پر کاربردترین و قابل اعتمادترین ابزارها برای پیش بینی قیمت در تحلیل تکنیکال است. اما پیش از استفاده از آن باید منطق آن را یاد بگیرید. در هیچ سایت یا منبعی به این نکته اشاره نشده است که چرا نسبت های فیبوناچی می توانند در تحلیل تکنیکال موثر باشند ؟ در این مقاله به شما توضیح خواهم داد که چرا نسبت های فیبوناچی در تحلیل تکنیکال کاربرد دارند.

فیبوناچی چیست ؟

نمونه از کاربرد فیبوناچی در طبعت

فیبوناچی، یکی از نظم های پنهان در خلقت است که انسان ها توانسته اند این نظم پنهان را کشف کرده و به زبان ریاضی، آن را برای یکدیگر تشریح کنند. پس به زبان انسان ها، فیبوناچی یک موضوع ریاضی است که توسط یک ریاضی دان ایتالیایی به نام فیبوناچی در قرن 11 میلادی کشف شده است. اما پس از مطالعاتی که دانشمندان انجام داده اند، این موضوع آشکار شد که فیبوناچی در طبیعت و خلقت نیز خودنمایی می کند. به مثال های زیر دقت کنید :

اعداد فیبوناچی در هستی کشف شده اند. در قسمت لاک حلزون از زاویه فی استفاده شده است. شاخ و برگ درخت ها به صورت تصادفی در جهات مختلف رشد نمی کنند. اندازه گیری زاویه شاخه ها نشان می دهد که در الگوی رشد آن ها، نظمی شبیه دنباله فیبوناچی و نسبت طلایی وجود دارد.

• حلزون داخل گوش انسان مطابق مارپیچ فیبوناچی خلق شده.
• ساختار نایچه های ریه
• نسبت نوک انگشتان تا آرنج به ساعد
• نسبت فاصله شانه تا سر به ارتفاع سر
• نسبت طول دو دندان جلویی به عرضشون
• نسبت طول به عرض صورت
• نسبت فاصله بین دو چشم به فاصله بین دو ابرو

همه و همه براساس عدد طلایی فیبوناچی هستند.

چرا فیبوناچی در تحلیل تکنیکال موثر است ؟

فیبوناچی در dna انسان

نسبت عدد طلایی 1.618 در بدن انسان هم رعایت شده است. درخلق DNA انسان به وضوح عدد طلایی و مارپیچ فیبوناچی دیده میشود. یعنی نسبت طول به عرض یک واحد DNA انسان برابر عدد طلایی است. این ها، بعد ظاهری انسان هستند که میتوانیم فیبوناچی را با آن مطابقت دهیم اما آیا فیبوناچی در افکار انسان ها هم کاربرد دارد ؟ چگونه آن را اندازه بگیریم ؟

ابتدا به تفاوت بین کلمه افکار و رفتار توجه کنیم و بدانیم که رفتار انسان ها ناشی از افکار آن ها است.

به نظر من، تغییرات قیمتی که در بازارهای مالی صورت می گیرد، نتیجه رفتار جمعی فعالین بازار می باشد که این رفتار جمعی، نتیجه برآیند افکار آن ها است که در لحظه ثبت می شود و نمودار قیمت را ایجاد می کند. به عبارت دیگر، نمودار قیمت زمان، نشان دهنده برآیند افکار معامله گران در واحد زمان است. با نگاه کردن به نمودار قیمت زمان می توانیم رفتار جمعی فعالین بازار را مشاهده کنیم. همانطور که اشاره کردم، فیبوناچی در جسم انسان قابل مشاهده است و من معتقد هستم که فیبوناچی در افکار انسان ها هم خود نمایی می کند.

احتمالا نسبت های اصلاحی فیبوناچی در به یادآوری برخی خاطرات یا افکار هم طبق الگوهایی منظم، مانند فیبوناچی عمل می کنیم. لازم به ذکر است که رفتارهای ما ناشی از افکار ما هستند، یعنی احتمالا ما رفتارهایی را با نسبت های فیوناچی، نسبت به رفتارهای قبلی تکرار می کنیم. با توجه به اینکه نمودار قیمت زمان، نمودی ظاهری از افکار و رفتار جمعی فعالین بازار می باشد، به همین دلیل است که در بسیاری از موارد، ترازهای فیبوناچی یا نسبت های طلایی آن، به نسبت های اصلاحی فیبوناچی طرز عجیبی روی نمودار قیمت زمان موثر می شوند.

الگوهای تحلیل تکنیکال هم، مجموعه ای از حرکت های قیمتی هستند که با نسبت های فیبوناچی به یکدیگر مرتبط شده اند. به عبارت دیگر، یک الگو تحلیل تکنیکال را می توانید مانند DNA انسان در نظر بگیرید که طول و عرض آن با نسبت طلایی فیبوناچی به یکدیگر مرتبط است. به همین دلیل است که تکرار پذیر هستند.

ما با استفاده از ابزار فیبوناچی در تحلیل تکنیکال، در واقع افکار فعالین بازار را اندازه می گیریم.

کاربرد فیبوناچی در تحلیل تکنیکال

عملکرد فیبوناچی در تحلیل تکنیکال

از این قسمت مقاله به بعد، به زبان تحلیل تکنیکال مطالب را مورد بررسی قرار می دهیم. فیبوناچی در تحلیل تکنیکال می تواند ناحیه احتمالی پایان یک موج در تحلیل تکنیکال را به ما نشان دهد. در واقع ما با استفاده از فیبوناچی، پایان امواج را پیش بینی می کنیم. هنر ما به عنوان یک تکنیکالیست این است که انتهای یک موج را تشخیص دهیم یا به عبارت دیگر، در شروع موج جدید وارد بازار شویم یا پوزیشن قبلی خود را ببندیم. البته باید این نکته را مد نظر قرار دهید که ترازهای فیبوناچی با حمایت و مقاومت استاتیک متفاوت هستند و نباید از این تراز ها به عنوان حمایت یا مقاومت استاتیک استفاده کرد. بلکه می توانیم از فیبوناچی برای پیش بینی محدوده تشکیل یک پیوت ماژور یا مینور جدید استفاده کنیم. فیبوناچی در تشخیص پیوت ها، الگوی های هارمونیک و تحلیل تکنیکال به روش الیوت کاربرد دارد.

انواع فیبوناچی در تحلیل تکنیکال

فیبوناچی پروجکشن

فیبوناچی پروجکشن

فیبوناچی سه نقطه ای یا فیبوناچی پروجکشن (Fibonacci Projection) برای اندازه گیری نسبت 2 موج موازی است. مهمترین تراز ها در این فیبوناچی عبارت اند از 38.2 – 61.8 – 100 و 161.8.

فیبوناچی ریتریسمنت

فیبوناچی ریتریسمنت

فیبوناچی ریتریسمنت یا فیبو اصلاحی (Fibonacci Retracement) برای اندازه گیری نسبت 2 موج مجاور استفاده می شود. مهمترین تراز های آن عبارت اند از : 23.8 – 38.2 – 50 – 61.8 – 78.6

فیبوناچی زمانی

فیبوناچی زمانی

از فیبوناچی زمانی (Fibonacci Time) برای بررسی نسبت های زمانی امواج استفاده می شود. مهمترین نسبت های این نوع فیبوناچی عبارت است از : 38.2 – 61.8 – 100

فیبوفن

فیبوناچی بادبزن

فیبو فن یا فیبوناچی بادبزنی (Fibonacci Fan) برای ترسیم خطوط روند بر اساس نسبت های فیبوناچی استفاده می شود. مهمترین ترازهای آن عبارت اند از 23.8 – 38.2 – 61.8 و 161.8

آموزش رسم فیبوناچی در تحلیل تکنیکال

در این ویدیو نحوه رسم فیبوناچی بازگشتی و پروجکشن که پرکاربردتر از باقی فیبوناچی ها هستند را به شما آموزش داده ایم.

آموزش الگوهای هارمونیک در تحلیل تکنیکال

آشنایی با الگوهای هارمونیک

الگوهای هارمونیک (XABCD) با نام الگو‌های تکرار شونده هم شناخته می‌شوند. این الگوها بر اساس نظریه دانشمند معروف ایتالیایی به نام لئوناردو فیبوناچی، شکل گرفته‌اند. نظریه معروف فیبوناچی همان اعداد طلایی است که به نام خود فیبوناچی نام‌گذاری شده است. تحلیل تکنیکال نیز با اعداد (نوسانات قیمتی) و الگوهای تکرارشونده سر و کار دارد و تحلیل‌گران با شناسایی این الگو‌ها و بررسی نوسانات قیمتی، موقعیت‌های مناسبی را برای ورود به بازار بورس شناسایی می‌کنند. جالب است بدانید که استفاده از الگوی فیبوناچی یا همان الگو‌ی هارمونیک XABCD در تحلیل تکنیکال، یکی از روش‌های مرسوم و پرطرفدار در میان تحلیل‌گران است. تلفیق این الگو با روندهای قیمتی، فیبوناچی تریدینگ را پایه‌گذاری کرده است. با این دستاورد، پیش‌بینی نقاط بازگشتی نمودارهای قیمتی (PRZ) به راحتی امکان‌پذیر است. در این مقاله ابتدا به معرفی اجمالی الگوی فیبوناچی می‌پردازیم و سپس با الگوهای کاربردی معاملاتی آن به صورت مختصر آشنا خواهیم شد.

در ادامه، عناوین زیر را بررسی خواهیم کرد:

آشنایی با الگوی فیبوناچی

مبنای الگوهای هارمونیک، دنباله اعداد فیبوناچی است که قاعده کلی آن برابری هر عدد با جمع جبری دو عدد قبل از خود است. برای مثال:

با بررسی روند این دنباله، نسبت‌هایی به دست می‌آید که همان نسبت‌های اعداد طلایی یا فیبوناچی نامیده می‌شوند. به عنوان مثال در این دنباله حاصل تقسیم هر عدد بر عدد ماقبل از خود به سمت عدد ۱.۶۱۸ میل می‌کند که در واقع هر عدد نسبت به عدد ماقبل خود ۰.۶۱۸ افزایش یافته است و از تقسیم هر عدد به دومین عدد قبل از خود نسبت دیگری به دست می‌آید. اهم نسبت‌های به دست آمده عبارتند از: ۰.۲۳۶ ، ۰.۳۸۲ ، ۰.۵ ، ۰.۶۱۸ که نسبت ۰.۶۱۸ به عنوان نسبت طلایی فیبوناچی شناخته می‌شود. البته عدد ۰.۵ را می‌توان حاصل تئوری معروف «داو» دانست که در این الگو نیز وارد شده است.

نسبت‌های فوق به مبنای ریاضی و کاربردی در عرصه‌های گوناگون تبدیل شده است که یکی از کاربردهای رایج آن، استفاده از این نسبت‌ها برای اعتبار بخشیدن به خطوط حمایت و مقاومت در نمودار روند قیمتی سهم است؛ به طوری که در یک روند نزولی، خطوط حمایتی منطبق با نسبت های ۰.۲۳۶ ، ۰.۳۸۲ ، ۰.۵ و خصوصا ۰.۶۱۸ به عنوان خطوط حمایتی محتمل‌تر و در روندهای صعودی سطوح مقاومتی منطبق با نسبت‌های مذکور در قالب خطوط مقاومتی معتبرتر محسوب می‌شوند. با تعیین خطوط روند فرضی که نسبت‌های فیبوناچی در آن‌ها صادق است، می‌توان نسبت به پیش بینی نقاط پیوت ماژور و پیوت مینور (نقاط شکست و اصلاح روند) و همچنین سایر تحلیل‌های درخور اقدام و سطوح حمایتی و مقاومتی را برای روندهای آتی پیش بینی کرد یا اعتبار تحلیل و پیش‌بینی‌های دیگر را مورد ارزیابی قرار داد.

الگوهای هارمونیک (فیبوناچی) معمولا پس از یک افزایش یا کاهش بزرگ به وجود می‌آید و دارای انواع مختلفی است که در ادامه به آن‌ها اشاره خواهیم کرد.

انواع الگوی فیبوناچی

البته قبل از هر چیز در ابتدا به معرفی الگویی پایه که الگوی مادر نیز نامیده می‌شود می‌پردازیم. این الگو به عنوان الگوی AB=CD نام دارد و در دو حالت در نظر گرفته می‌شوند:

۱/ الگوی Bullish AB=CD

این الگو همان الگوی گاوی یا صعودی است و در آن کف‌های قیمتی در محدوده ۰.۳۸۲ – ۰.۸۸۶ و سقف‌های قیمتی در محدوده ۱.۱۳ – ۲٫۶۱ مورد هدف قرار می‌گیرند.

الگوی Bullish AB=CD

۲/ الگوی Bearish

این الگو که اصطلاحا به الگوی خرسی یا کاهشی معروف است؛ دارای سقف‌های قیمتی در بازه ۰.۳۸۲ – ۰.۸۸۶ و کف‌های قیمتی در بازه ۱.۱۳ – ۲٫۶۱ خواهد بود.

نکته: این الگو ساده‌ترین و ابتدایی‌ترین نوع الگوهای هارمونیک است که اشکال متعددی دارد مانند: گارتلی(Gartley)، خفاش (Bat)، پروانه (Butterfly)، خرچنگ (Crab)، کوسه (shark)، سایفر(cypher)، الگوی nen-star، الگوی wolfi wava

این اشکال جزو تکنیک‌های تخصصی تحلیل تکنیکال به حساب می‌آیند؛ لذا پیش‌‌نیاز استفاده از آن‌ها، شناخت الگوهای عمومی‌تر و رایج‌تر است که در ادامه معرفی می‌شوند.

الگوی Bearish

۳/ الگوی Retracement

این الگو که می‌توان از آن به عنوان رایج‌ترین الگوی هارمونیک یا فیبوناچی یاد کرد، زمانی صادق است که در یک روند شاهد تمایل خطوط به بازگشت از روند یا اصلاح قیمت هستیم و پس از چند مقاومت یا حمایت در برابر بازگشت از روند غالب، مجددا شاهد ادامه سیر قبلی روند خواهیم بود. برای درک بهتر به تصویر زیر دقت کنید:

الگوی Retracement

۴/ الگوی Extension

همان‌طور که در الگوی Retracement بیان شد، در الگوی فیبو شاهد بازگشت و به عبارتی اصلاح روند و سپس ادامه مسیر خواهیم بود اما گاهی این بازگشت از سطح اولیه خود نیز فراتر رفته که در این حالت شاهد الگوی بازگشت داخلی یا (Extension) خواهیم بود. بنابراین پیش‌بینی نقاط شکست برای شروع خطوط بازگشتی با طولی بیش از اندازه خط روند قبلی را از نوع الگوهای Extension می‌نامیم. به عنوان مثال پیش‌بینی نقطه آغاز یک روند بازگشتی صعودی با طولی معادل ۱.۶۱۸ برابر یک موج نزولی از اهداف استفاده از این ابزار است. برای درک بهتر به تصویر زیر دقت کنید:

الگوی Extension

۵/ الگوی Projection

از این الگو برای تعیین هدف ادامه روند و همچنین پیش‌بینی مقاومت‌ها در طول مسیر استفاده می‌شود. علاوه بر این، الگوی Projection روندهای بازگشتی بزرگ‌تر از خط روند قبلی را تشخیص می‌دهد؛ به این ترتیب که موج‌های اصلاحی در طول روند، برای پیش‌بینی طول موج بازگشتی از اهمیت برخوردار است. به طور مثال با تعیین نقاط (A, B, C) این الگو ما را در پیش‌بینی نقطه هدف و مقاومت‌های مسیر کمک می‌کند به تصویر زیر دقت کنید:

الگوی Projection

۶/ الگوی Expansion

ساز و کار این الگو مشابه الگوی projecsion است؛ به گونه‌ای که برخی از تحلیل‌گران تمایزی میان آن‌ها قائل نمی‌شوند اما به طور کلی، وجه تمایز آن‌ها در این است که در Expansion به جای بررسی طول موج اصلاحی در یک روند، تنها طول موج رفت روند ملاک سنجش تحلیل‌گر خواهد بود.

۷/ الگوی Arcs

این الگو با روش شعاعی و عموما با درصدهای ۳۸.۲ ، ۰.۵ و ۶۱.۸، میزان بازگشت و اصلاح روندها را پیش‌بینی و بررسی می‌کند به تصویر زیر دقت کنید:

الگوی Arcs

۸/ الگوی Fan یا بادبزن

الگوی Fan براساس زاویه روند غالب، نقاط بازگشت قیمتی را پیش‌بینی می‌کند که زاویه‌ها با اندازه‌های ۳۸.۲، ۵۰ و ۶۱.۸ درجه در این الگو از اهمیت بیشتری برخوردار هستند. برای درک بهتر به تصویر زیر توجه کنید:

الگوی Fan یا بادبزن

۹/ الگویTime

این الگو خطوط روند را براساس فاصله زمانی آن‌ها مورد سنجش قرار می‌دهد؛ این الگو یا فاصله ۲ قله را محاسبه و بنا به نسبت‌های ۱، ۲، ۳، ۵، ۸ قله (نقطه بازگشتی) بعدی را پیش‌بینی می‌کند و یا فاصله کمترین مقدار با بیشترین مقدار را محاسبه کرده و بنا به بازه‌های ۱، ۲،۳، ۵ و… اقدام به پیش بینی نقاطی با ویژگی مشابه (کمترین و بیشترین فاصله) می‌کند.

الگویTime

۱۰/ بررسی دقیق الگوی AB=CD

همان‌طور که در ابتدای مقاله اشاره کردیم، الگوی AB=CD به دو دسته صعودی و نزولی تقسیم می‌شود.

بررسی دقیق الگوی AB=CD

از این الگو می‌توان در کانال‌های موازی و ساختارهای کانالیزه بهره بیشتری برد. کانال‌های موازی به زبان ساده وضعیتی است که قیمت بین دو خط موازی در حال نوسان را می‌توان بررسی کرد و با دیدن حرکت گذشته قیمت می‌توانیم روند قیمتی سهم را در روزهای آینده پیش‌بینی کنیم (همین دو الگوی ساده مبنای سیستم‌های معاملاتی بسیار گران‌ قیمت در دهه‌های گذشته بوده است). در نظر داشته باشید حرکت قیمت همیشه دقیقا به‌اندازه AB=CD نیست و گاهی اوقات کمتر است اما بر اساس این الگو می‌توان نقاط بازگشتی را شناسایی کرد. برای درک بهتر به تصویر زیر دقت کنید:

بررسی دقیق الگوی AB=CD

ویژگی‌های الگوی AB=CD

  • برابری طول AB و CD
  • اصلاح موج BC به میزان ۶۱% و یا ۷۸% فیبوناچی
  • اکستنشن موج BC به نسبت ۱۶۱٫۸% و یا ۱۲۷٫۲% فیبوناچی برای تشکیل موج CD
  • برابری در میزان زمان تشکیل شدن دو طول CD و AB
  • وجود واگرایی بین دو نقطه B و D

نکته: معمولا الگوی AB=CD در اصلاح‌ها اتفاق میفتد و برای معامله در جهت روند اصلی بازار مورد استفاده قرار می‌گیرد. شکل‌های زیر دو مثالی از الگوی AB=CD در دو حالت نزولی و صعودی است.

ویژگی‌های الگوی AB=CD

بررسی الگویAB=CD ایده‌ال

در این الگو، تشکیل موج CD به‌اندازه AB زمان برده است و این دو موج از نظر زمانی یکسان هستند. در این الگو BC می‌تواند به‌اندازه %۶۱٫۸ تا %۷۸٫۶ موج AB را اصلاح کند. در این صورت موج CD می‌تواند به‌اندازه %۱٫۶۱۸ تا %۱٫۲۷ برابر موج BC را در بر بگیرد.

نکته مهم: موازی بودن دو موج AB و CD مهم است. درصورتی‌که این دو موج با هم موازی و شیب یکسانی داشته باشند، اعتبار الگو بیشتر است و با قدرت بیشتری عمل می‌کند.

بررسی الگویAB=CD ایده‌ال

الگوی AB=CD معکوس

آرایش AB=CD معکوس یک الگوی هارمونیک ادامه‌دهنده است که در روندهای صعودی و نزولی تشکیل می‌شود و بیان‌گر ادامه روند است.

الگوی AB=CD معکوس

در این الگو، موج‌های AB و CD ازنظر زمانی و قیمتی یکسان هستند. این الگو معمولا در یک ساختار کانالیزه از اعتبار بیشتری برخوردار است و بعد از تشکیل موج CD می‌توان در جهت روند بدون در نظر گرفتن تریگر وارد معامله شد. به تصویر زیر دقت کنید:

الگوی AB=CD معکوس

در شکل فوق نمودار شرکت لیزینگ رایان سایپا را مشاهده می‌کنید که در یک ساختار کانالیزه در حال نوسان است و پس از تشکیل الگوی AB=CD معکوس، روند صعودی سهم ادامه پیداکرده است.

۱۱/ آشنایی با الگوی گارتلی Gartley

الگوی گارتلی یک الگوی چند بعدی و بسیار قدرتمند است که با شناسایی آن می‌توان به معاملات سودآوری دست پیدا کرد. این الگو از ۵ نقطه اساسی X ، A، B، C، D تشکیل‌شده است که موقعیت ویژه هر یک از آن‌ها، از مهم‌ترین شاخصه‌های شناسایی آن محسوب می‌شود.

  • موج AB حتما باید %۶۱٫۸ از XA را اصلاح کند (می‌تواند کمی بیشتر هم باشد ولی نباید به %۷۶٫۴ رسیده باشد).
  • موج BC می‌تواند %۳۸٫۲، %۵۰، %۶۱٫۸، %۷۶٫۴، %۸۸٫۶ موج AB را اصلاح کند.
  • اکستنشن موج BC از %۱۶۱٫۸ بیشتر نشود (۱۲۷٫۲ یا ۱۴۱٫۴ یا ۱۶۱٫۸) در غیر این صورت یا ناحیه بازگشتی ما بزرگ است و نباید به آن اعتماد کنیم و یا الگو را اشتباه تشخیص دادیم.

حال برای پیدا کردن محدوده پتانسیل بازگشتی (PRZ) به نکات زیر دقت کنید:

  1. توسعه موج BC باید کمتر از میزان ۱۶۱٫۸٪فیبوناچی باشد.
  2. حالت رایج اندازه‌گیری نقطه D در یک AB = CD است.
  3. میزان بازگشت قیمت برای محدوده پتانسیل برگشتی از موجXA ، الزاما ۷۸٫۶% فیبوناچی است.

واگرایی قیمت بین دو نقطه B و D و بررسی اندیکاتورهای تکنیکال مانند اندیکاتور مکدی (MACD) برای تشخیص واگرایی در افزایش احتمال بازگشت قیمت از نقطه D بسیار موثر است به تصویر زیر توجه کنید:

 width=

بررسی الگوی گارتلی ایده‌آل

در این الگو، نقطه B دقیقاً در ۶۱٫۸٪ موج XA واقع ‌شده است و نقطه C نیز دقیقاً به میزان ۶۱٫۸٪ موج AB است. برای به دست آوردن محدوده بازگشتی به نکات زیر توجه کنید:

  1. اکستنشن ضلع BC دقیقا میزان ۱۶۱٫۸٪ است.
  2. حالت رایج اندازه‌گیری نقطه D در یک AB =CD است.
  3. میزان بازگشت قیمت برای محدوده پتانسیل برگشتی از موج XA الزاماً ۷۸٫۶% فیبوناچی است.

از نکات ارزشمند دیگر در این الگو که به آن ارزش و اعتبار مضاعفی می‌دهد، وجود AB=CD در داخل این الگو است .همان‌طور که می‌دانیم الگوی AB = CD خود به ‌تنهایی الگوی قدرتمندی است و وجود این الگو داخل الگوی گارتلی نوید سیگنال قدرتمندتری خواهد بود.

اهداف الگوی گارتلی

  • هدف اولیه این الگو اصلاح ۶۱٫۸% موج CD و پروجکشن ۱۰۰% موج BC است.
  • هدف دوم الگو اکستنشن ۱۲۷٫۲% موج CD و پروجکشن ۱۰۰% موج XA است.

حد ضرر الگوی گارتلی

قبل از انجام هر معامله لازم است میزان ریسک آن ارزیابی شود. برای حفظ سرمایه و جلوگیری از ضرر زیاد می‌بایست قبل از ورود به معامله حد زیان آن تعیین شود. حد ضرر در الگوهای هارمونیک در نقطه‌ای قرار می‌گیرد که مشخص می‌شود منطقه بازگشتی الگو درست عمل‌ نکرده است.

نکته بسیار مهم در مورد این الگو این است که به ما دقیقا امکان محاسبه میزان ریسک معامله را می‌دهد. به این معنی که می‌توان با دقت بسیار بالا دقیقا نقطه حد ضرر را تعیین کرد. در این روش دقیقا نقطه حد ضرر محاسبه می‌شود و چون این الگو با درصد خیلی بالایی صحیح عمل می‌کند و فاصله حد ضرر تا شروع نقطه ورود بسیار کم است (نشانه اعتبار الگو و میزان ریسک خیلی کم) می‌توان با حجم بیشتری وارد معامله شد و در صورت تحلیل خطا با ضرر بسیار کمی از معامله خارج شویم.

حد ضرر در الگوی گارتلی باید اندکی فراتر از نقطه X تعیین شود. اگرچه ممکن است قیمت از این نقطه فراتر رود و این قسمت را لمس کند اما در حالت کلی نباید به این ناحیه برسد.

و اما نکته پایانی این است که الگوی گارتلی هر زمان مردود شود (Fail) در اکثر موارد با یک حرکت قوی بازار در جهت عکس مواجه هستیم که این خود می‌تواند فرصت خوبی باشد که ضرر کوچک قبلی را با معامله‌ای جدید در جهت روند بازار جبران کنیم. چرا که این الگو زمانی مردود می‌شود که با حرکتی بسیار قوی مواجه شود (که می‌تواند برای مثال تأثیر یک خبر ناگهانی باشد) و چون غالبا با حرکت شدید بازار در جهت خلاف سیگنال الگو روبه‌رو هستیم می‌توان مجدد در این جهت معامله خوبی داشت. در این مورد اگر الگوی گارتلی در انتهای موج ۲ الیوت شکل‌گرفته باشد یعنی بر اساس تئوری الیوت تشخیص بدهیم که این الگو انتهای موج دو را نشان می‌دهد. بعد از تکمیل الگوی گارتلی، می‌توان برای موج ۳ و رشد بزرگ آماده بود.

سخن آخر

همان‌طور که می‌دانید، ابزارهای متنوعی برای ارزیابی یا تحلیل روند معملات سهام در بازار بورس وجود دارد. یکی از این ابزارهای معروف و پرکاربرد، «الگوهای هارمونیک» هستند. الگوهای هامونیک XABCD در بستر تحلیل تکنیکال پیشرفته مورد مطالعه و بررسی قرار می‌گیرند. در این مقاله سعی کردیم به شکل دقیقی به ساز و کار انواع الگوهای هارمونیک در بازار بورس بپردازیم. تحلیل‌گران با استفاده از این ابزار می‌توانند به راحتی روند قیمتی و الگوی حرکتی سهم را در روزهای آینده پیش‌بینی کنند. پیشنهاد می‌کنیم برای آشنایی با نحوه استفاده از الگوهای هارمونیک در روند تحلیل سهام، این مقاله را مطالعه کنید.

مقالات مرتبط

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

برو به دکمه بالا